لاهورشهر گیاهان دارویی

پیوندهای ناگسستی اردو با فارسی:

۱٫ واژه های شرعی – هندوان بعد از غلبه مسلمانان، چاره ای جز تقلید از گفتار و کردار و تکرار شعارهای ایشان نداشتند. از سوی دیگر عبادات و اعتقادات و شعائر کیش جدید با شریعت هندوئی اختلاف مبدئی و اساسی داشت و می بایست هم فرائض و سنن اسلام و هم نامها و اصطلاحات شرعی را می آموختند. ازین رو نخستین دسته از واژه های فارسی دری (مخلوط با عربی و احیاناً ترکی) که در لهجات هند شمالی وارد شد همین کلمات دینی بوده مانند. اسلام، قرآن، امّت، ملّت، سنّت، خدای، پیغمبر، خواجه کائنات، رسول الله، خلیفه، امام، نماز، روزه، خمس، زکات، حج و جهاد و سجاده و محراب و منبر … و صدها واژه شرعی دیگر که در ایران قبلاً رایج شده بود.

۲٫ اصطلاحات تصوف – تصوف در هند زمینه های دیرین دارد و بهترین مشوّق هندوان برای قبول اسلام و استوارترین رابطه اسلام با هندوئیزم و ضامن بقا و توسعه شریعت محمدی در شبه قاره است. قدیمترین صوفی مسلمان که در لاهور مقیم شد و در همانجا درگذشت “ابوالحسن علی بن عثمان جلایی هجویری غزنوی” (متوفی ۴۶۵ هجری) مصنف کتاب “کشف المحجوب” نخستین کتاب فارسی در تصوف بود و بعد از او پیشوای مشایخ هند “خواجه معین الدین چشتی سنجری” (با سجزی ۵۳۷ – ۶۳۳ هجری) از سیستان به هند آمد و در اجمیر ساکن شد و همانجا درگذشت، سپس مشایخ دیگر چون “بهاءالدین زکریا ملتانی” (متوفی ۶۶۵ قمری) پیشوای سهروردیه هند و “خواجه نظام الدین اولیاء” ملقب به “سلطان المشایخ” (متوفی ۷۵۷ قمری) و “قطب الدین بختیار کاکی” و “فرید الدین شکر گنج و نصیرالدین اودهی” … که همه فارسی زبان بودند و در همه بساط ارشاد گستردند و مریدان فراوان جمع آوردند و اسلام را از طریق تصوف رائج کردند و سلسله های سهروردی و چشتی و قادری و رفاعی … را تأسیس و خانقاه های بی شمار در سراسر هند بنیان نهادند. طبیعی است که مشایخ فارسی زبان، اصطلاحات صوفیانه رائج در ایران را بر زبان راندند و مریدان، همان کلمات را تکرار می کردند. در نتیجه همه کلمات و اصطلاحات عرفانیِ فارسی در زبان اردو وارد گردید مثل: صوفی، عارف، شیخ، پیر، زاهد، مراد، مرید، خانقاه، مصطبه، ریاضت، فتوح، چله نشینی، ذکر، تسبیح، خرقه، دلق، مرقع، رند، شاهد، قلاش، طامات، خرابات، شطحیات، … وغیره.

۳٫ نام های جامه و خوراک و اثاثه زندگی – تمدن اسلامی از دربار و سرای امراء و اعیان مسلمان و به وسیله رجال و صدور و حکیمان و فقیهان و شاعران و بازرگان و مسافران ایرانی در شبه قاره رواج یافت و نو مسلمانان سبک زندگی و کمالیات ایران را همراه با نامهای ملبوسات و ماکولات و اثاثه زندگی که در ایران و سایر بلاد اسلام رایج بود از ایشان آموختند مانند: لباده، کرته، قبا، چوخا(۹۵) ستین، گریبان، پی جامه، ازار، عمامه، دستار، رومال شال، دوشاله، تکیه،(۹۶) گاوتکیه، برقع، کلاه، پوستین، خوان، دستارخوان، خوان سامان(۹۷) طبق، دیگ، چمچه، کفگیر، رکابی،(۹۸) چپاتی،(۹۹) شیرمال، باقرخانی،(۱۰۰) فرنی، پلاو، زرده،(۱۰۱) مزعفر، متنجن،(۱۰۲) قورمه، هریسه، حریره، یاقوتی، مربی، آچار، گلاب(۱۰۳)، بیدمشک، پالوده، پسته، بادام، شهتوت، منقی، بیدانه، خوبانی، انجیر، سیب، بهی، ناشپاتی،(۱۰۴) انار.

۴٫ کلمات متفرقه، همانطور که کلمات تازی در فارسی بی شمار است، واژه های فارسی را هم در اردو نمی توان محدود نمود. کلمات ذیل از آن جمله است: حمام، کیسه، صابون، شمع، شیشه، شمعدان، فانوس، گلگیر، رفیده،(۱۰۵) مشک، ساقی، حقه، پنجه، تفنگ، تخته نزد، بندوق، گنجفه، دلال، فراش، مزدور، وکیل، صراف، جلاد، مسخره، نصیحت، لحاف، توشک، چادر، صورت، شکل، چهره، طبیعت، مزاج، برف، فاخته، قمری، کبوتر، بلبل، طوطی، پر، دولت، قلم، سیاهی، روشنی، سرخی، رقعه، عینک، صندوق، کرسی، تخت، لگام، رکاب، زین، تنگ، پوزی، نعل، کوتل، عقیده، غلط، صحیح، رسد، کاریگر، واسوخت، غسل خانه، همدرد، زور و شور، امام باره، امام ضامن(۱۰۶)

۵٫ از ریشه های فارسی دری در اردو، مصادر و افعال با پسوند “پارا کریت” می سازند، مانند گزرنا یعنی گذر کردن و کرنا(۱۰۷) یعنی کردن. یا اینکه ادات تذکیر و ثانیت “پارا کریت” و واژه های فارسی می افزایند مانند مرغا یعنی خروسی و مرغی یعنی ماکیان.

۶٫ در اردو، گاه کلمات پارا کریت را با فارسی مرکب می کنند مثل موتی محل(۱۰۸) و برجی خانه (۱۰۹)

۷٫ در اردو حرف شرط فارسی “اگر” به کار می رود.

۸٫ در اردو ادوات استثناء سوا، ماسوا، الا، الانه(۱۱۰) … از فارسی گرفته شده است.

۹٫ حرف نفی “نه” یا “نی” در اردو رایج است.

۱۰٫ ادوات تاکید و اضراب و ایجاب فارسی مانند البته، ضرور، زنهار، لیکن، در اردو معمول است.

۱۱٫ حرف تردید و اختیار “یا” از فارسی به اردو راه یافته است.

۱۲٫ ادوات تمنی کاش و کاشکی و الهی(۱۱۱) … مانند فارسی در اردو هم به کار می رود.

۱۳٫ یاء نسبت فارسی و عربی در اردو هم رایج شده است.

۱۴٫ بعض کلمات دری در اردو از معنی اصلی منحرف شده است مانند غضب و سرکاری و تحصیل و چه میگویان و … که به معنی شدید و دولتی و شهرستان و اقوال مختلف، استعمال می شود.

۱۵٫ گاه کلمات فارسی در اردو تغییر شکل پیدا می کند مثل افراتفری یعنی افراط و تفریط و وقلانچ یعنی قلاش و خیرسلا یعنی خیر و صلاح…

۱۶٫ چون شعر و ادب اردو در دربارهای دکن و دهلی ترقی کرد و دربارهای مذکور صبغه فارسی داشت و مجمع شعرای ایرانی و پارسی گو بود، ازینرو در معانی و افکار به کلی تابع فارسی است و تشبیهات و استعارات و کنایات و مضامین و تمثیلات و روایات و قصص فارسی عیناً به آن منتقل شده است.

۱۷٫ شعر اردو زمانی نضج گرفت که شیوۀ نازک خیالی و پیچیده اندیشی معروف به سبک هندی بر غزل فارسی حکومت می کرد و شاعران بزرگی چون فغانی و غزالی و عرفی و کلیم و طالب و سلیم و قدسی و صائب و بیدل … آنرا به سرحد کمال رسانده بودند ازینرو غزل سرایان اردو، که در لفظ و وزن تابع شعر فارسی بودند در شیوۀ جدید نیز از شاعران ایرانی پیروی می کردند، به عبارت دیگر سبک هندی را که غزلسرایان عصر گورکانی و صفوی ابداع کردند و در عصر قاجار درایران رو به ضعف نهاد در غزل اردو جاودان باقی گذاشتند.

۱۸٫ اسالیب و انواع نظم و نثر و اصول و قواعد بلاغت و معانی و بیان و بدیع و ضوابط عروض و قافیه و انشاء و ترسل در اردو، مانند فارسی است.

۱۹٫ خط نسعلیق فارسی را مسلمانان برای زبان اردو تا امروز محفوظ داشته اند.

۲۰٫ در شعر اردو از عهد “ولی دکنی” تا زمان “غالب” و “اقبال” و “جوش” و “فی۰ض” یعنی تا عصر حاضر به سبب غلبه عنصر ایرانی در دربارهای دکن و دهلی و تشیع اغلب شاعران اردو و در پرتو مضامین عالی و انقلابی که در ادبیات شیعه فراوانست جلوه های محبت اهل بیت و مناقب و مراثی ایشان، سایر مضامین را تحت الشعاع خود ساخته است.

خوشبختانه نه علی رغم تطاول کلمات و افکار انگلیسی بر اردو و دور ماندن مسلمانان شبه قاره از ایران و تبدیلهای پیایی واژه های دینی و اجتماعی و سیاسی و فلسفی و نامهای جغرافیائی در نیم قرن اخیر در ایران، زبان اردو هنوز کلمات و معانی اسلامی و ضوابط نظم و نثر فارسی را حفظ نموده و بیش از پنجاه در صد کلمات آن حتّی در مطبوعات و محاوره عامه، فارسی باقی مانده است. بهترین گواه این پیوستگی سرود ملی جمهوری اسلامی پاکستان است که عالیترین نمونه اردوی معاصر و جذاب ترین ترانه وطن دوستی می باشد و اثر طبع ابوالاثر “حفیظ جالندهری” رحمه الله علیه است. سراسر این ترانه به استثنای یک حرف اضافه “کا” در بند دوم فارسی است و نویسنده با نقل آن مقالت خویش را به پایان می برد:

پاک سر زمین شاد باد
کشورِ حسین(۱۱۲) شاد باد

تو نشانِ عزمِ عالیشان
ارضِ پاکستان

مرکزِ یقین شاد باد

پاک سر زمین کا نظام (۱۱۳)
قوّتِ اخوتِ عوام

قوم، ملک، سلطنت(۱۱۴)
پاینده تابنده باد

شاد باد منزلِ مراد

پرچمِ ستاره و هلال
رهبرِ ترقی و کمال

ترجمانِ ماضی، شانِ حال
جانِ استقبال

سایۀ خدای ذوالجلال

پی نوشت ها و یادداشت ها

۱٫ مار نزد هندوان قدیم مظهر حیات و جنبش و رجولیت بود. مار تاجدار افسانه ای آنان ناگ Naga نام داشته است.

۲٫ هندوان ماده گاو را مادر می خوانند و از بول و فضله آن تبرک می جویند.

۳٫ بوزینه افسانه ای معبود هندوان هنومان Hanuman نام دارد.

۴٫ آریاهای قدیم مظاهر قوای طبیعی را شخصیت های زنده می پنداشتند و می پرستیدند. سرودهای ریگ ودا در سایش همین آلهه است. آسمان، که آنرا دیا اوه Dayauh یا ورونه Varuna می نامیدند برخدایان دیگر برتری داشت. ایندره Indra خدای رعد و برق و باران و آسویوس (Asuius) خدای فجر و میثره Mithra (مهر) خدای خورشید و رب النوع انوار و آگنی Agni رب النوع آتش همه معبود هندوان بودند.

۵٫ لینکا Linka تمثالی شبیه آلت تناسلی مرد بودکه هندوان می پرستیدند.

۶٫ امتیاز طبقاتی در بین آریاهای قدیم (هند و ایرانی) از احوال لا یتغیر و از ارکان شریعت بود.

۷٫ این رسم را “ستی” Sutti می گفتند. بعد از غلبه انگلستان بر هند رسماً ممنوع گردید.

۸٫ منع کشتن موالید اناث نخستین قانون بود که بعد از سلطۀ انگلستان بر هند وضع و اجراء گردید.

۹٫ حق داشتن چند شوهر برای یک زن Polyandry هنوز هم در سریلانکا (قانون کندی) و تبت باقیست.

۱۰٫ حق داشتن چند همسر برای یک مرد Polygamy به طور نا محدود بین هندوان جاری بود.

۱۱٫ این طبقه را هندوان ملیچ Malich و پاریا Parya، اچوت Achut و در انگلیسی Untouchable غیر قابل لمس یا Schedule Caste طبقه سافله گویند.

۱۲٫ اسلام آئین صلح و مساوات و حمایت از طبقه مستضعف است “و یضع عنهم اصرهم والا غلال التی کانت علیهم” (سوره اعراف آیه ۱۵۷) ازینرو در ایران و هند این طبقه نخستین گروه مسلمان بودند.

۱۳٫ ابو سعید مهلب بن ابی صفره ظالم بن سراق ازدی عتکی (۷-۸۳ قمری) سردار و فاتح بزرگ عصر اموی.

۱۴٫ خیبر گذرگاه باریکی در کوههای هندکش است که جلال آباد افغانستان را به پیشاور پاکستان می پیوند.

۱۵٫ محمد بن قاسم بن محمد بن حکم بن ابی عقیل ثقفی (۶۲ – ۹۸ قمری) فاتح سند و ملتان.

۱۶٫ محمد بن قاسم یکسال در شیراز ماند و در آنجا سپاهیانی استخدام کرد در راه کرمان و بلوچستان و مکران نیز جمع کثیری را باخود همراه گرفت. علی بن حامد کوفی – چچنامه/۹۸، ۹۹ دهلی ۱۹۳۹ میلادی، و تاریخ معصومی/۲۱٫

۱۷٫ سید معصوم بکّری، تاریخ معصومی/۲۶ به تصحیح دوست فقید دکتر داوود پوته، بمبئی ۱۹۳۸ میلادی.

۱۸٫ نام این زن لادی بود که به حباله نکاح محمد بن قاسم در آمد.

۱۹٫ تعلیقات چچنامه/۲۶۷٫

۲۰٫ همان ماخذ/۲۶۸٫

۲۱٫ مجموعه مقالات دوست فقید دکتر هادی حسن، کشتی رانی ایرانیان/ ۵۲ تا ۵۹ حیدرآباد ۱۹۵۶ میلادی و مجله ثقافه الهند، العلاقات التجاریه بین العرب و الهند، ژون ۱۹۵۰ مقاله دوست فقید علامه سید سلیمان ندوی.

۲۲٫ ثقافه الهند، الثقافه الهندیه و وصول المسلمین الی الهند، مارس ۱۹۵۰ مقاله دوست فقید دکتر تارا چند.

۲۳٫ سومنات کلمه ایست مرکب از سوم یعنی ماه و نات یعنی مخدوم، رویهم یعنی مخدوم ماه، نام بتی بوده به شکل آلت تناسلی مرد در معبدی به همین نام در محل براباس در شبه جزیره گجرات.

۲۴٫ زین الاخبار گردیزی، چ برلین، به تصحیح مرحوم دکتر محمد ناظم/۶۶٫

۲۵٫ سالنامه رسمی هند ۱۹۵۹ میلادی ص۶۶ نشریه وزارت اطلاعات هند،

۲۶٫ بعد از بنای نظامیه بغداد و سایر بلاد ایران به امر خواجه نظام الملک در شهرهای بزرگ اسلامی هند نیز چنین مدارسی ساخته شد. امروز در هند مدارس قدیم را نظامیه گویند.

۲۷٫ Lahore Past and Present, PP 24-40, Lahore, 1952 تالیف دوست دانشمند پرفسور محمد باقر.

۲۸٫ مقدمه نویسنده این سطور بر اسرار خودی و رموز بی خودی/ ص سیزده، تهران ۱۳۵۷ هجری شمسی.

۲۹٫ نام این مسجد عالی قبه الاسلام است که امروز به غلط قوه الاسلام خوانده می شود.

۳۰٫ قطب مینار ۲۳۹ پایا قریب هشتاد متر ارتقاع دارد.

۳۱٫ متوفی به سال ۶۳۳ هجری.

۳۲٫ ابو حنیفه نعمان بن ثابت (۸۰ – ۱۵۰ قمری) اصلاً از خراسان بود. در کوفه متولد شد و در بغداد در گذشت بر مزار وی لوحی بزرگ و مرمرین است و روی آن این حدیث نبوی را نوشته دیدم “لوکان العلم بالثریالناله رجال من فارس.”

۳۳٫ یوسف عادل شاه در ذیحجه ۹۰۸ سلطنت بیجاپور دکن را رسماً دولتی شیعه اعلام کرد و بعد از آن سفیری بنام سیداحمد هروی با تحف و تبریکات و نامه های مشعر بر تهنیت و مبارکباد و مبنی بر اخلاص نزد شاه اسماعیل صفوی فرستاد.

۳۴٫ محمد قاسم هندو شاه، تاریخ فرشته /۵۷۷ – ۵۷۸، بمبئی ۱۸۳۲ میلادی.

۳۵٫ خواجه جهان ملک التجار محمود گاوان ممدوح جامی و از صدور بزرگ ایران در هند بود (۸۰۸ – ۸۸۶ هجری)

۳۶٫ A history of Shah Ismail Safawi, 67, Alligarh, 1939. تألیف دانشمند استاد راجه دکتر غلام سرور مدظله.

۳۷٫ اردو دایره معارف اسلامیه ۲/۳۳۲ لاهور ۱۳۸۶ هجری، مقاله مرحوم مولوی عبدالحق رییس انجمن ترقی اردو، پاکستان.

۳۸٫ ثقافه الهند، شماره اول /۹۰ مقاله مهیش پرشاد، مارس ۱۹۵۰ میلادی.

۳۹٫ استاد مرحوم ملک الشعراء بهار، سبک شناسی ۳/۲۸۱ تهران ۱۳۲۱ هجری شمسی.

۴۰٫ فرخی که همراه محمود مکرراً به هند رفته در قصائد خود نامها و کلمات هندی آورده و منوچهری نیز کلمات هندی به کاربرده است. مثلاً (لنگن) که نوعی روزۀ هندوان است در یک جا از اشعار او دیده می شود.

الاتامومنان دارند روزه
الاتا هندوان گیرند لنگن

و سنانی نیز آورده است:

لنگنت گر ترا کند فربه
سیر خوردن ترا ز لنگن به

۴۱٫ اردو دائره معارف اسلامیه ۲/۳۳۲، تاریخ زبان و ادبیات فارسی در دربار مغول ۱/۶۴، اله آباد ۱۹۲۹٫
A history of Persian Literature at the

Mughul Court
by M. Abdul Ghani.

۴۲٫ همان مآخذ / ۲/۶۶

۴۳٫ تاریخ زبان و ادبیات فارسی در دربار مغول ۱/۶۷

۴۴٫ اردو دایره معارف اسلامیه ۲/۳۳۵

۴۵٫ شمس العلما مولوی محمد حسین آزاد، آب حیات /۶ لاهور ۱۹۵۰ میلادی

۴۶٫ اردو کلمه ترکی مغولی است یعنی مجموعه سپاهیان با همه وسائل و ادوات که به جائی گسیل دارند، لشکرگاه.

۴۷٫ تیمور در فتح دهلی صد هزار مرد بالغ را سر برید، رجوع شود به:
Majumdar. An Advanced History of India/336, London 1959.
۴۸٫ آزاد بلگرامی، خزانه عامره/۴۷ کانپور ۱۸۷۱ میلادی

۴۹٫ رام بابو سکسینه، تاریخ ادبِ اردو، ترجمه میرزا عسکری به اردو از انگلیسی ۳ تا ۷ لکهنو ۱۹۲۹ میلادی.

۵۰٫ اسرار خودی با شرح و مقدمه نگارنده این سطور/۱۵ تهران ۱۳۵۷ هجری شمسی.

۵۱٫ تاریخ زبان و ادبیات فارسی در دربار مغول/۶۸٫

۵۲٫ ملک احمد جائسی شعر اردو را به خط فارسی نوشت.

۵۳٫ اردو دائره معارف اسلامیه ۲/۳۳۶ به بعد.

۵۴٫ ص ۳۴۴/۱٫

۵۵٫ ۱/۳۳۵ کلکته ۱۸۶۹ میلادی.

۵۶٫ به همین سبب بسیاری از واژه های فارسی اصیل در اردو رایج است که امروز در فارسی ایرانی به کار نمیرود.

۵۷٫ در عمارت چهل ستون اصفهان تابلو بزرگ و زیبائی از دیدار همایون و شاه عباس بر دیوار منقوش است.

۵۸٫ امپراطوران مغول کبیر به زبان فارسی بیش از سلاطین صفوی علاقه داشتند، زبان رسمی و درباری ایشان فارسی بود در صورتیکه در دربار صفوی ترکی بر فارسی غلبه داست.

۵۹٫ تاریخ ادب اردو – ۲۱٫

۶۰٫ رجوع به :An Advanced History of India, PP. 777-782.

۶۱٫ به همین جهت مولویان حنفی به او لقب محی الدین دادند.

۶۲٫ اردو دائره معارف اسلامیه ۲/۳۴۴٫

۶۳٫ همان مآخذ ۲/۳۴۵

۶۴٫ تاریخ ادب اردو ۱۱۳ به بعد.

۶۵٫ همان مآخذ /۱۲۷

۶۶٫ همان مآخذ/۱۴۳

۶۷٫ آب حیات/۳۰۲

۶۸٫ خزانه عامره/۹۷ به بعد.

۶۹٫ رجوع شود به: An Advanced History of India, P.1013

۷۰٫ قهوه خانه ابتدا در هند ساخته شد. ترجمه Coffee House است. قهوه خانه ها در لکهنو از اماکن محترم و مجمع شعرای اردو بوده است.

۷۱٫ امام باره در فارسی هند و اردو تکیه و محل روضه خوانی و تعزیه است.

۷۲٫ محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم ۶/۱۷۴۲ تهران ۱۳۳۲ هجری شمسی، غازی الدین حیدر، نواب اوده، حدود یکصد لک روپیه از املاک خود را وقف کرده بود که سود ماهیانه آن که حدود ده هزار روپیه می شد نیمی به مجتهد اعلم در نجف و نیم دیگر به مجتهد بزرگ کربلا برای معاش طلاب داده می شود. این وجه مرتباً به علما کارسازی می شد. هاردینگ وزیر مختار انگلیس ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۶ میلادی مامور به دربار مظفرالدین شاه بوده در یادداشتهای خود (به نقل مرحوم محمود) اسامی علمای مذکور را نوشته است.

۷۳٫ اردو دایره معارف اسلامیه ۲/۳۴۶

۷۴٫ تاریخ ادب اردو/۳۱۲ به بعد

۷۵٫ همان مآخذ/۳۷۴ به بعد، آب حیات ۴۴۸ به بعد، اردو دایره معارف اسلامیه ۳۴۷ به بعد.

۷۶٫ تاریخ ادب اردو/ ۳۹۶ به بعد.

۷۷٫ محمد بن صفدر حسینی ملقب به جمال الدین معروف به افغانی یا اسد آبادی (۱۲۵۴ – ۱۳۱۵ هجری) پیشوای نهضتهای اسلامی در مصر و ایران و هند، تولد در اسدآباد یا اسعدآباد و متوفی در استانبول و مدفون در کابل. برای شرح حال او رجوع شود به الاعلام زر کلی ۷/۳۷ – ۳۸ مصر ۱۳۷۵ هجری- تاریخ الاستاذ الامام تألیف محمد رشید رضا ۱/۲۷-۱۰۲ مصر ۱۳۵۰ هجری، تاریخ الصحافه العربیه تالیف فیلپ دی طرازی ۲/۲۹۳-۲۹۹ بیروت ۱۹۱۴ میلادی، مقاله گولد صیهر در دائره المعارف اسلامی، ترجمه عربی ۷/۹۵ مصر ۱۹۵۷ میلادی.

۷۸٫ الطاف حسین حالی و خواجه غلام الثقلین (داماد پسر حالی) غلام السیدین (پسر خواجه) از نویسندگان و فرهنگیان مشهور و از آزادیخواهان و استقلال طلبان بودند، سیدین قائم مقام و معاون وزیر فرهنگ هند بود.

۷۹٫ شرح حال و آثار مرحوم اقبال را مفصلاً در مقدمه اسرار خودی و رموز بیخودی (تهران۱۳۵۷ هجری شمسی) نوشته ام.

۸۰٫ محمد علی “جیناه” معروف به جناح و ملقب به قائد اعظم (۱۲۹۳ هجری / ۱۸۷۶ میلادی کراچی – ۱۳۶۸ هجری / ۱۹۴۸ میلادی کراچی) رهبر مسلمانان هند و اولین رییس کشور پاکستان، “جیناه” یعنی لاغر عنوان خانوادگی قائداعظم بوده است.

۸۱٫ مقالۀ نویسنده در شماره فارسی مجله اقبال آکادمی پاکستان ۱-۱۳ بهمن ۱۳۶۴ لاهور.

۸۲٫ در همه زبانها تاریخ نظم بر نثر مقدم است. قدیمترین کتابهائی هم در دست است مانند وداها وگاتها موزون است.

۸۳٫ امروزهم هندوان می کوشند واژه های فارسی عربی را در اردو (هندوستانی) با واژه های سنسکریت تبدیل کنند و آنرا با خط “دیوناگری” می نویسند.

۸۴٫ اردو دائره معارف اسلامیه / ۳۵۶

۸۵٫ Dr. John Gilchrist (1759 – ۱۸۴۸ میلادی)

۸۶٫ Fort William College

۸۷٫ Lord Wellesley

۸۸٫ این شخص ناظم دانشکدۀ فرت ویلیام بود.

۸۹٫ Translation Society اردو دائره معارف اسلامی / ۳۵۷

۹۰٫ هنوز هم زبان فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه علیگره زنده یا مفهوم است. در سالهای ۳۳-۱۳۳۴ هجری شمسی که در آن دانشکده تدریس می کردم دانشجویان و مستمعان ترجیح می دادند به فارسی سخن بگویم، مرحوم دکتر ذاکر حسین رییس وقت دانشگاه (بعد رییس جمهوری هند) و مرحوم دکتر هادی حسن استاد و رییس قسمت فارسی دانشگاه علیگره به فارسی هم سخن می گفتند.

۹۱٫ تاریخ ادب اردو ۲/۴۶ به بعد.

۹۲٫ اردو دائره معارف اسلامیه ۲/۳۵۹

۹۳٫ استاد دانشگاه پنجاب لاهور که به دعوت دولت مصدق در سال ۱۳۳۱ هجری شمسی همراه با پانزده تن از جمله استادان فارسی پاکستان از جمله پروفسور راجه غلام سرور حفظ الله به ایران آمد. راقم این سطور نیز در آن وقت رایزن فرهنگی ایران در پاکستان بود افتخار میزبانی هیات مذکور را داشت.

۹۴٫ بعد از استقلال بنگلادش در سال ۱۹۷۱ میلادی و جدا شدن آن از پاکستان زبان بنگالی در آنجا تعمیم یافته و زبان اردو رو به ضعف رفته است.

۹۵٫ چوخا، جامعه نمدین و پشمین چوپانان است.

۹۶٫ تکیه در اینجا یعنی بالش و متکا

۹۷٫ خوان سامان، یعنی آشپز

۹۸٫ رکابی یعنی بشقاب

۹۹٫ چپاتی، شاباتی، یعنی نوعی لواش

۱۰۰٫ باقر خانی نوعی شیرنی و “دسر” است

۱۰۱٫ زرده یعنی پلاو که با زرده تخم مرغ پخته باشند.

۱۰۲٫ متنجن، نوعی پلاو است که با مغز پسته و کشمش و مخلفات دیگر

۱۰۳٫ گل سرخ را در زبان اردو گلاب گویند

۱۰۴٫ ناشپاتی نوعی گلابی است (شاه میوه)

۱۰۵٫ رفیده، بالش کوچکی است که خمیرنان را بر آن بندند و به دیوارۀ تنور چسپانند

۱۰۶٫ امام ضامن، دعا و تعویذیست که بر بازو بندند

۱۰۷٫ اصلاً از ریشه “کر” (Krr) سانسکریت است.

۱۰۸٫ موتی در هندی یعنی مروارید و موتی محل یعنی کاخ مروارید.

۱۰۹٫ برجی خانه “باورچی خانه” یعنی آشپرخانه.

۱۱۰٫ ورنه، وگرنه.

۱۱۱٫ الهی یعنی خدای من در اصل برای دعا بوده و در محاوره در محل تمنّی و ترجّی به کار می رود.

۱۱۲٫ بر وزن سعید از ریشه حسن و به معنی زیبا و نیکو.

۱۱۳٫ یعنی: نظام سر زمین پاک.

۱۱۴٫ هم ریشه با تسلط به معنی مطلق حکومت و حاکمیت.

منبع: مجله دانش شماره ۵ – ۷ (۱۳۶۵) محمد حسین مشایخ فریدونی

اگرچه صرف و نحو و جمله بندی و افعال و حروف و موصولات و به طور کلی چهار چوب اردو تابع زبان “پارا کریت” است اما بعد از استحکام دولتهای شیعی مذهب اسلامی در دکن و امپراطوری گورکانی در دهلی لهجه های هند شمالی با فارسی ترکیب شد و از آمیزش کلمات فارسی با لهجه “برج بهاشا” و لهجه “هندی دکنی” زبان اردو به وجود آمد که امروز زبان مشترک مسلمانان شبه قاره در هند و پاکستان و بنگلادش(۹۴) و از زبانهای وسیع و پر بار اسلامی است عناصر فارسی در زبان اردو به شرح ذیل است.

پیام های دیگران ( ۵ نظر ) link چهارشنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۵ – Lahore
زبان اردو و پیوستگی ها و وابستگی های آن با زبان فارسی دری ۵

زبان اردو و پیوستگی ها و وابستگی های آن با زبان فارسی دری

قسمت پنجم

در دانشکده فرت ویلیام کلکته:
درحقیقت تاریخ زبان و ادب اردو و رواج آن به صورت فعلی در مطبوعات و تالیفات و تبلیغات و تبشیرات دینی مدیون دکتر جان گلکرست انگلیسی(۸۵) نخستین رییس دانشکدۀ فرت ویلیام(۸۶) کلکته است که مستشرقی هند شناس بود و در فارسی و اردو سنسکریت مهارت داشت. این دانشکده را “لرد ولزلی” (۸۷) حکمران کل هند به سال ۱۸۰۰ میلادی تأسیس کرد تا افسران و ماموران انگلیسی در آنجا با السنه و معارف هند آشنا شوند و زبان اردو را که زبان مشترک هند شمالی است به خوبی فراگیرند. استادان بخش اردوی این دانشکده که همه از فضلای مسلمانان هند بودند به تشویق و اصرار دکتر گلکرست در زبان اردو به تألیف و ترجمه پرداختند و نثر تفنّنی و صنعتی قدیم را رها کرده به زبان سادۀ عامه، چیز نوشتند و بیش از پنجاه کتاب درسی شامل منتخبات و تاریخ و قصص و تذکره و نحو و صرف ومذهبیات تالیف کردند که عمدتاً ترجمه از فارسی بود. بعض خدمات دکتر گلکریست و همکاران او در دانشکده فرت ویلیام به شرح ذیل است.

۱٫ به اهتمام او تحویلی در نثر اردو پیدا شد و سبک پیچیده و مصنوع گذشته متروک گردید. او به استادان دانشکده دستور داد همانطور بنویسند که حرف می زنند و آنان علی رغم نا باوری قلبی خود در زبان اردو به تألیف و ترجمه به سبک ساده و مردمی پرداختند.

۲٫ به دستور او کتب درسی که تا آن زمان به فارسی بود به اردو نوشته شد.

۳٫ در دانشکده فرت ویلیام به همّت دکتر گلکریست، چاپخانه ای برای چاپ کتب درسی تاسیس شد و کتابهای ذیل به خط نستعلیق، که بعد ها خط رسمی و رایج اردو گردید، طبع گردید:

باغ و بهار، ترجمۀ “چهار درویشِ”، “امیر خسرو دهلوی” که به کوشش “میر امن دهلوی” متخلّص به “لطف” نوشته شد و به چاپ رسید. چنانکه گذست این کتاب را قبلاً به نام” نو طرز مرصع” با سبکی مصنوع و متکلّف در لکهنو ترجمه کرده بودند. باغ و بهار در ۱۲۱۷ هجری به چاپ رسید.

“گنجینه خوبی”، اقتباس از “اخلاق محسنیِ” “ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری” که در ۱۲۱۸ تألیف گردید و مؤلف آن نیز “میر امن دهلوی” بود.

ترجمه “گلستان سعدی”، اثر “میرعلی شیر افسوس” که در ۱۲۱۸ به پایان رسیده “نثر بی نظیر”، ترجمه “مثنوی میر حسن”، که به وسیله “میر بهادر حسینی” به نثر اردو ترجمه شد، نام آن “مثنوی سحرالبیان” است.

“طوطی نامه”، ترجمه قصه فارسی به همین نام که آنرا “سید حیدر بخش حیدری” به اردو برگرداند، همین مترجم “تاریخ نادری”، “میرزا مهدی خان منشی استر آبادی” را ترجمه نمود و خلاصه ای ازکتاب “روضه الشهداء”، “کاشفی” را به نام “گل مغفرت” به رشته تحریر در آورد.

ترجمۀ “قرآن” به اردو و ترجمه “تاریخ فرشته” به اردو که هر دو به وسیله “میرزا کاظم علی جوان” صورت گرفت.

“پندنامه سعدی”، ترجمه “مظهر علی خان ولا” به اردو، وی “تاریخ فارسی، شیر شاهی” را نیز به اردو برگرداند.

ترجمه “عیار دانش” به اردو به وسیله “حفیظ الدین احمد”.

ترجمه “رسائل اخوان الصفا” به وسیله “مولوی اکرام علی” به سفارش کاپتین تیلور(۸۸)

نام استادان دانشکدۀ، “فرت ویلیام” و آثار ایشان که در تحول سبک اردو تاثیر کلی داشت در کتب تاریخ ادبیات اردو مسطور است.

در همان ایام مدارس شبانه روزی وابسته به کلیساهای انگلیس در سراسر شبه قاره دایر شد و زبان انگلیسی بین طبقه حاکمه و اعیان و درس خوانده ها رواج یافت و لفظ قلم و مطبوعات و سیاست و نشانه تجدد فرنگی مآبی گردید و موجب شد زبان فارسی از مقام سنتی و سیاسی فرود آید و در اردو تحولات بسیار در جهت نزدیکی به انگلیسی روی دهد. مبلغین مسیحی نیز که با توده های مردم سروکار دارند و می کوشند به زبان عوام حرف بزنند نطقها و نوشته های خود را به اردو ترتیب دادند و “انجیل” را به “اردو” ترجمه کردند که در ترویج زبان اردو نقش موثری داشت.

دانشکده های دهلی و علیگر:
بعد از “فرت ویلیام” مؤسسه علمی دیگری که به ترویج و ترقی و تجدد و بالا بردن سطح زبان و ادب اردو همت گماشت “کالج دهلی” بود. این دانشکده نخستین بار اردو را در تمام سطوح تحصیلی زبان تعلیم مقرر نمود و اگر در فرت ویلیام کتابهای دینی، ادبی و تاریخی به اردو ترجمه یا تألیف شد در کالج دهلی برای کلیه علوم اعم از ریاضی و طبیعی و ادبی به اردو کتاب نوشتند. به علاوه در ترویج انگلیسی و ترجمه کتب آن زبان به اردو سعی بلیغ به کار بردند و انجمن ترجمه(۸۹) با همکاری استادان و رجال دهلی گامهای بلندی درین راه برداشت.

یکی از رجال مسلمان هند که در ترویج فرهنگ و زبان انگلیسی بین مسلمانان و ساده سازی زبان اردو کوشش فراوان به کار برد. “سرسیداحمدخان” استاد “کالج دهلی” و مؤسس کالج اسلامی علیگره بود (۱۸۱۷ – ۱۸۹۷ میلادی) تالیفات ارزشمند وی به اردو مثل “تفسیر قرآن و الاخلاق الاسلامی و جلاءالقلوب” در سیرۀ نبوی، و ترجمه “کیمیای سعادت” غزالی … هم از لحاظ فکری و هم در الفاظ، سبکی نو و ساده را بنیان نهاد که تا امروز پیروی می شود. شاید این سبک مولود تسلط او در فارسی یا در پیروی از سبک غالب دهلوی، شاعر و نویسنده فارسی و اردو، بوده است.(۹۰)

سیداحمدخان چندی در انگلستان به مطالعه گذراند و پس از بازگشت به هند در سال ۱۸۷۵ میلادی “دانشکده اسلامی انگلیسی علیگره” را در شهر علیگره برای آشنا ساختن جوانان مسلمان با زبان و فرهنگ انگلیسی تأسیس نمود، این دانشکده که بعدها به دانشکده اسلامی علیگره تبدیل گردید، موفق شد با برنامه های “سرسیّد”، توجه مسلمانان هند شمالی را به خود جلب کند و نهضت استقلال را پایه گذاری نماید که منجر به تأسیس حزب “مسلم لیگ” و متعاقباً جمهوری اسلامی پاکستان گردید.

دانشکده دهلی در انقلاب ۱۸۵۷ میلادی و بعد از سلطه کامل استعمار بسته شد اما دانشکده های “مرادآباد” و “غازی خان” که توسط سید احمد خان، تاسیس شده بود و سپس دانشگاه علیگره و مؤسسات فرهنگی لکهنو و بمبئی و لاهور و رامپور و کلکته و حیدرآباد و کراچی … رسالت آنرا ادامه دادند و اردو را به پایه امروزی رساندند.

از نویسندگان این عصر باید از “مولانا محمد حسین آزاد” (متوفی ۱۹۱۰ میلادی) مؤلف “آب حیات” و “سخن دان پارسی” و “قند پارسی” به اردو، “مولانا الطاف حسین حالی” مؤلف “حیات سعدی” و “حیات جاوید” و “یادگار غالب”، “مولوی نذیر احمد” (متوفی ۱۹۱۲ میلادی) مترجم قرآن و نویسندۀ کتب دینی و اخلاقی و داستانی و “مولوی ذکاءالله” (متوفی ۱۹۱۰ میلادی) مؤلف کتب ریاضی و طبیعی و سیاسی و جغرافیائی و “مولوی سید احمد دهلوی” مؤلف “فرهنگ بزرگ آصفیه” و “شبلی نعمانی” (۱۸۵۷ – ۱۹۱۴ میلادی) مؤسس “دارالعلوم اعظم گره” و از بنیان گذاران “ندوه العلما” لکهنو نام برد. “شبلی نعمانی” فقیه و محدث و مورخی نامبردار بود. “تاریخ ادبیات ایران” از جمله تالیفات اوست که به فارسی هم ترجمه شده و در نوع خود بی نظیر است(۹۱)

در قرن بیستم میلادی، به خصوص بعد از جنگ جهانی اول، با توسعه صنعت چاپ و نشر جراید و مجلات بی شمار به اردو و پیشرفت صنعت سینمای ناطق و رواج صفحات موسیقی و سلطه سیاسی و ادبی زبان انگلیسی نه تنها فارسی نویسی متروک شد و از آن همه روزنامه و مجله فارسی که در لاهور و دهلی و لکهنو و کلکته و بمبئی … به چاپ می رسید اثری نماند بلکه اردو در سایه انگلیسی قرار گرفت و در فنون ادب مثل “رمان نویسی” و “سناریو نویسی” و “نمایشنامه نویسی” و “داستان کوتاه” و مقالات سیاسی و انتقادی … به موازات آن پیشرفت نمود و واژه های بی حساب انگلیسی را پذیرا گردید.(۹۲)

بعد از استقلال پاکستان:
بعد از تأسیس جمهوری اسلامی پاکستان از آنجا که زبان اردو با خط نستعلیق فارسی شعار مسلمانان شبه قاره است، بنیان گذاران این دولت نو بنیاد آنرا زبان رسمی اعلام کردند. لیکن چون زبان انگلیسی در منطقه ریشه دوانیده و زبان علم و تجارت و سیاست بین الملل است در پاکستان مانند سایر کشورهای شبه قاره موقعیت خود را حفظ کرده و تا امروز زبان رسمی و علمی است. معذلک ادارات و مؤسسات دولتی با شرکت وجوه ادباء و محققان تشکیل گردیده است، این زبان را حفظ کنند و ترقی دهند رفته رفته به جای انگلیسی بنشانند. اهم این مؤسسات:

۱٫انجمن ترقی اردو

۲٫مجلس ترقی ادب

۳٫بزم اقبال

۴٫اکادمی اقبال

۵٫اداره مطبوعات فرانکلین

۶٫اردو اردو فاوندیشن

۷٫حلقه ارباب ذوق

۸٫ادارۀ ثقافت اسلامیه

۹٫اکادمی اردو می باشد.

به علاوه مطبوعات پرمغز و پر خواننده و کثیر الانتشار اردو، پیشرفتهای چشم گیر حاصل کرده و دانشگاههای پاکستان بخصوص در لاهور و پیشاور و سند و کراچی و سایر مجامع علمی و ادبی سراسر کشور برای توسعه و ترقی اردو مساعی جمیله مبذول می دارند و کتب ارزنده انتشار می دهند که از جمله آنها “اردو دایره معارف اسلامیه” نشریه دانشگاه پنجاب لاهور است که به وسیله دانشمند فقید مولوی محمد شفیع(۹۳) تأسیس شد و مجلدات بسیار از آن انتشار یافته است. خوشبختانه افکار عمومی مسلمانان پاکستان طرفدار اردو است و کوششهای مستمر اهل قلم و شاعران اردو نوید می دهد که این زبان ملّی میراث فرهنگ اسلامی اسلامی و جانشین و وارث زبان فارسی است به ترقیات بیشتری نائل آید.

پیام های دیگران ( ۴ نظر ) link چهارشنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۵ – Lahore
زبان اردو و پیوستگی ها و وابستگی های آن با زبان فارسی دری ۴

زبان اردو و پیوستگی ها و وابستگی های آن با زبان فارسی دری

قسمت چهارم

عصر اقبال:

شیخ محمد اقبال سیالکوتی لاهوری (۱۲۵۶ هجری شمسی / ۱۸۷۷ میلادی در سیالکوت – ۱۳۱۷ هجری شمسی/۱۹۳۸ میلادی در لاهور) بزرگترین و مشهورترین شاعر فارسی و اردو در قرن حاضر است که به حق لقب شاعر مشرق و حکیم امّت بدو داده اند. در اینجا مجالی برای بحث در کلام فارسی او نیست. این موضوع را در مقالتی دیگر شرح داده است. او شعر اردو را به مرحله ای رسانید که برای تعبیر همه مضامین و افکار علمی و سیاسی آمادگی یافت. اردوی اقبال مانند کلام فارسی او ساده و بلیغ و صریح و افکارش انقلابی و عمیق است. او واژه ها و اصطلاحات ادبی و علمی و عرفانی و فلسفی فارسی و عربی را در شعر اردو یکسان مورد استفاده قرار داده و از این رهگذر موجب غنا و کمال اردو گردیده است. معذلک پیش از آنکه شاعری قافیه پرداز و پندار باف باشد، حکیمی انقلابی و فیلسوف و مصلحی اجتماعی و منادی اتحاد اسلام و بیداری مسلمانان و خواستار تجدید و بازسازی افکار اسلامی و نجات از استعمار و مبلّغ تعمیم و تعلیم و تربیت و آزادی زنان و پیر و اصالت قدرت و حرکت و خواستار حکومت اسلامی و پیشقدم تجدید نظر در افکار و سنن قرون وسطائی و مبارز آشتی نا پذیر مولویان کور دل یا ناسیونالیستهای دنباله روِ اروپا بود.(۸۱) او در انواع شعر از قصیده، غزل و مثنوی و دوبیتی و قطعه و مستزاد … زبان معجز آسا داشت ولی هرگز از این موهبت جز برای مقاصد عالی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی و فلسفی و دینی استفاده نکرد. اقبال نه تنها شعر اردو را به کمال رسانید بلکه شعر فارسی را نیز که در شرف اضمحلال بود نجات بخشید. بعد از و هرکس در شبه قاره درین دو زبان شعر بسراید یا چیز بنویسد و صاحب نظری که در تحکیم روابط سیاسی و فرهنگی ایران و پاکستان و تقویت وحدت اسلامی قدمی بردارد مدیون اقبال است. مرحوم “ملک الشعرای بهار” درین باره فرماید:

بیدلی گر رفت اقبالی رسید
اهل دل را نوبت حالی رسید

هیکلی گشت از سخنگوئی بپا
گفت کل الصید فی جوف الفرا

عصر حاضر خاصۀ اقبال گشت
واحدی کز صد هزاران بر گذشت

شاعران گشتند جیشی تار و مار
وین مبارز کرد کار صد سوار

بعد از اقبال شاعران بزرگی در اردو برخاستند سخنشان از افکار تازه و انقلابی مخصوصاً سوسیالیزم علمی و اسلامیات و حماسه های جنبش اسلامی هند و غزلیاتشان از فرویدیسم و رنگهای تازه فلسفی غربی متأثر است. در دوران پنجساله رایزنی فرهنگی و در فرصت سه ساله سفارت در پاکستان با بیشتر ایشان، افتخار دوستی و آشنائی پیدا شد، از آن جمله بودند: “جوش ملیح آبادی” و “فیض” و “حفیظ جالندری” مصنف “شاهنامه اسلام” و سرود ملی پاکستان و “جگرمرادآبادی” و “صوفی غلام مصطفی تبسم”… “تقی الله ثراهم” که همه شاعر نسل انقلاب و عصر استقلال اسلام بودند. مرحوم مولوی عبدالحق رییس انجمن ترقی اردو که به وسیله پروفسور راجه غلام سرور استاد محترم در اردو کالج کراچی با او آشنا شدم مقاله عالمانه و مبسوطی در “اردو دایره معارف اسلامیه”، ۲/۳۳۱ تا ۳۶۹ لاهور ۱۹۶۶، ذیل ماده “اردو” نوشته و امتیازات و مضامینی و قالب های شعر جدید اردو را به تفصیل شرح داده است.

خلاصه آنکه شعر اردو در تمامی ادوار حیات “سیصد ساله” رابطه خود را با زبان فارسی حفظ کرده و قالب ها و اصول وزن و قافیه و محتوی و مضامین آن هنوز فارسی است. شعر نو و آزاد تاکنون جای در ادب اردو برای خود باز نکرده است.

نثر نویسی در زبان اردو

دورۀ مقدماتی دکن:
نثر اردو بعد از نظم پختگی و رواج پیدا کرد.(۸۲) ابتدا نویسندگان شبه قاره آنرا زبانی غیر منسجم و نارسا برای بیان مقاصد ادبی و علمی می شمردند. و باوجود زبان فارسی که زبان مشترک مسلمانان آسیا و کاملاً برای همه مفهوم بود، نیازی به اردو احساس نمی کردند. به علاوه آنچه را می خواستند بنوسند به فارسی آسان تر بود و مسلمانان راضی نمیشدند لغات و اصطلاحات هندوان را به جای واژه های اسلامی دری بنشانند.(۸۳)

معذلک از قرن نهم هجری در زمینه های تصوف و اخلاق و سیرۀ اولیاء و تاریخ و شرعیات آثاری به اردو در گجرات و دکن نوشته شد که ترجمه و اقتباس از فارسی و عربی بود و در آنها عنصر فارسی بر واژه های محلی غلبه داشت. نخستین اثر ازین چنین کتاب “معراج العاشقین” منسوب به “سید محمد بن یوسف الحسینی” ملقب به “خواجه بنده نواز گیسودراز” در مراتب سیر و سلوک است که در حیدرآباد دکن به چاپ رسیده است. نوادۀ او “سید محمد عبدالله الحسینی” رساله “نشاط العشاق” تألیف “شیخ عبدالقادرگیلانی” را به “اردوی دکنی” ترجمه کرد. “شاه میران شمس العشاق بیجاپوری” فرزند و سجاده نشین “برهان الدین جانم” (متوفی ۹۹۰ هجری) رساله “کلمه الحقائق” را در تصوف تألیف نمود. “شاه میران جی حسینی” معروف به “میران خدا نما” (متوفی ۱۰۷۴ هجری) کتاب “شرح تمهید” تألیف “عین القضات همدانی” را به سال ۱۰۴۵ هجری از فارسی به اردو در آورده “میران یعقوب” کتاب “شمائل الاتقیاء” و “دلائل الانقیاء” تألیف “رکن عمادالدین دبیر معنوی” را از فارسی ترجمه نمود (۱۰۷۸ هجری) … این کتابها که نمونه نثر ابتدایی و جانیفتاده اردوست همه در دکن تألیف شد و نشان میدهد که نثر اردو هم مانند نظم آن از دکن آغاز گردید.

در هند شمالی ظاهراً قدیمترین نثر موجود اردو “ده فصل فضلی” شاعر در شرح وقایع “طف” و “احوال شهدای کربلاست” که آنرا به سال ۱۱۴۵ هجری از کتاب “روضه الشهداء” تألیف “مولی حسین واعظ کاشفی سبزواری” از فارسی ترجمه کرد. بعد از آن ترجمه “فصوص الحکم” ابن العربی است که میر حسین متخلّص به کلیم ترجمه آنرا بین سالهای ۱۱۸۸ و ۱۱۹۲ هجری به اتمام رسانید. “میر محمد حسین عطاء” متخلّص به “تحسین”، “قصه چهار درویش”، “امیر خسرو دهلوی” را به نام “نوطرز مرصع” برای “شجاع الدوله”،” نواب اوده” به نثری مصنوع و متکلف ترجمه نمود (۱۷۹۸ میلادی)، “میر امن دهلوی” همین کتاب را بار دیگر به نام “باغ و بهار” به اردوی ساده و روان بر گرداند که از کتب درسی مدارس شبه قاره به شمار می رود.(۸۴)

در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری صدها کتاب در تفسیر و حدیث و فقه و مسائل مذهبی و عرفانی و اخلاقی به اردو تألیف و ترجمه شد که موجب تقویت و تکمیل اردو گردید. “شاه رفیع الدین دهلوی” (متوفی ۱۲۲۳ هجری) و برادرش “شاه عبدالقادر” ترجمه دقیقی از قرآن به اردو نوشتند که چون مراجع ایشان، تفاسیر فارسی و عربی بوده غالب کلمات و صبغه تحریر درین ترجمه، فارسی است. همزمان با این دو برادر، “شریف الدین خان دهلوی” (متوفی ۱۲۱۶ قمری) نیز به سال ۱۲۰۸ قمری ترجمه ای از قرآن ترتیب داد که صورت ترجمه به معنی و تفسیر [آن غلبه] دارد.

اشغال هند توسط ارتش انگلیس و ناکام ماندن آخرین مقاومت وطنخواهان در تمامی شئون زندگی هندیان از جمله زبان و ادب اردو اثر گذاشت. از سویی شاعران اردو از دهلی و لکهنو پراکنده گشتند و در شهرهای دیگر مانند “فرخ آباد” و “عظیم آباد” و “مرشد آباد” و “رامپور” و “حیدرآباد” و “بهوپال” و “کشمیر” … ساکن شدند و قطب های تازه ای برای زبان اردو با لهجه های گوناگون تأسیس نمودند و از سوی دیگر رفته رفته فارسی از اردو فاصله پیدا کرد و چه بسا که شاعر اردو دیگر از عهده فارسی گوئی برنیامد یا بدان رغبتی ننمود. ازین پس به سبب آشنایی روشنفکران با جنبش های تازه فکری و فلسفی اروپا و درک ثمرات آزادی و مضارّ غلامی و بر اثر خواندن نوشته های “سید جمال الدین”(۷۷) و شاگردان او از وضع رقت بار مسلمانان و اسالیب استعمار جدید و فقر و جهل و ظلمی که بدان دچار بودند آگاه شدند و خار خاری در دلها و جنبشی در جوامع آزادی خواهان به خصوص مسلمانان به وجود آمد که مقدمۀ انقلاب و مبدء تحول در افکار و بینش اجتماعی ایشان شد و آنان را از خواب قرون برانگیخت. شاعران اردو نیز دست از شیوۀ کهن و مضامین کلاسیک مدح و ذمّ و مرثیه و طنز و پندار بافی و تکرار کلمات و اصطلاحات صوفیان و قلندران فارسی زبان یا وصف مجالس عیش و سرور و شرح کامگذاری ها و باده پیمائی ها یا نظم ترانه های مبتذل بازاری … برداشتند و در اطراف مضامین تازه مانند جهاد با استعمار برای کسب استقلال یا نهضت مسلمانان و اتحاد اسلامی یا مبارزه با دین فروشان و ناشران خرافات یا لزوم سواد آموزی … به طبع آزمایی پرداختند. این نهضت را “غالب دهلوی” شروع کرد و شاگردش “الطاف حسین حالی”(۷۸) منادی نهضت اسلامی توسعه داد و سرسیداحمدخان دهلوی با تاسیس کالج اسلامی علیگره متشکل و متمرکز نمود و دکتر محمد اقبال لاهوری سیالکوتی(۷۹) آنرا با کلام فارسی و اردوی خود به ثمر رسانید و با حسن تدبیر و کوشش های مستمر “محمد علی جناح”(۸۰) و سایر رهبران جنبش استقلال خیال، جوش و خروشی در دنیای اسلام برپا کرد که نه تنها استقلال پاکستان بلکه استقلال همه کشورهای آسیائی و افریقائی را به دنبال داشت.

پیام های دیگران ( نظر بدین ) link چهارشنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۵ – Lahore
زبان اردو پیوستگی ها و وابستگی های آن با زبان فارسی دری ۳

زبان اردو و پیوستگی ها و وابستگی های آن با زبان فارسی دری

قسمت سوم

شعر اردو در دکن و دهلی و لکهنو:
روابط ایران و هند از عهد اورنگ زیب به سردی گرائید. تعصب مذهبی پادشاه، محیط خفقان آوری برای مهاجران ایرانی وشیعیان به وجود آورد و میدان را برای مولویان متعصب خالی گذاشت. اورنگ زیب به تاریخ و شعر و موسیقی و سایر مظاهر هنر علاقه ای نداشت و عالب اوقات سلطنتش در جنگ یا ترویج مذهب حنفی(۶۱) گذشت. از اینرو از زمان او زبان فارسی از ترقی باز ایستاد و زبان اردو مجال یافت تا در برابر آن قد علم کند و استقلال یابد.

“شمس ولی الله دکنی” متخلّص به “ولی” (۱۰۷۹ هجری در اورنگزیب آباد – ۱۱۵۵ هجری در احمدآباد گجرات) نخستین شاعر بزرگ صاحب سبک و صاحب دیوان اردوست. مقام او را در پایه گذاری شعر اردو همطراز رودکی سمرقندی در شعر فارسی و “چاسر” در شعر انگلیسی دانسته اند. پیش از او هیچکس غزل اردو را به خوبی و روانی او و تا این اندازه نزدیک به غزلیات فارسی نسروده بود. وی سه سفر به دهلی کرد. سفر اولش در (۱۱۱۷ هجری در عهد سلطنت اورنگزیب و سفر دومش در ۱۱۱۹ یک سال بعد از مرگ او و سفر سوّمش به سال ۱۱۳۴ قمری در عهد سلطنت محمد شاه گورکانی بود. او در سفر اخیر دیوان غزلیات خود را به دهلی آورد که مورد استقبال شاعران و مطبوع و مقبول خاص و عام گردید و گویندگان اردو سبک ولی را سرمشق خویش ساختند. “ولی” شاعر اهل بیت بود و مثنوی “ده مجلس” را در مرثیه شهدای کربلا به اردو سرود که مانند دوازده بند مرثیه محتشم کاشی در فارسی شاهکار این فن است. رساله ای در تصوف به اردو نوشته و دیوان شعر خود را مرتب کرده بود که اکنون نایاب است و فقط منتخبات اشعار او در تذکره ها نقل شده است.(۶۲)

بعد از رواج سبک “ولی دکنی” و از عهد محمد شاه گورکانی (۱۱۳۱ – ۱۱۶۱ هجری) شاعران دهلی به سرودن غزل “ریخته” پرداختند و از بین ایشان بعضی به شهرت و محبوبیت رسیدند. “شاه مبارک آبرو” (متوفی ۱۱۶۴ هجری) و “ظهور الدین حاتم” (متوفی ۱۲۰۶ قمری) و سراج الدین خان آرزو (متوفی ۱۱۶۹ هجری) و “شرف الدین مضمون” (متوفی ۱۱۵۸ هجری) از متتبعان سبک “ولی” بودند. “خواجه میر درد” (متوفی ۱۱۹۹ هجری) سبکی صوفیانه در غزل اردو ابتکار نمود که بعدها مورد تقلید قرار گرفت. (۶۳)

از جمله بنیان گذاران “غزل ریخته” در اواخر قرن دوازدهم هجری “میرتقی” متخلّص به “میر” (۶۴) (۱۱۲۵- ۱۲۲۵ هجری) بود که شاعران بعد او، وی را به استادی شناخته اند. به علاوه در قصیده و مثنوی و مرثیه شهدای کربلا و سایر فنون شعری مهارت داشت. او در اواخر عمر که دهلی را دستخوش پریشانی و نا امنی دید به لکهنو منتقل شد و مورد محبت آصف الدوله نواب اوده قرار گرفت. معاصران او “میرزا محمد رفیع سودا”(۶۵) (متوفی۱۱۹۵ هجری) و “میر حسن”(۶۶) (متوفی ۱۲۰۱ هجری) و “مصحفی” (۶۷) (متوفی ۱۲۳۱ قمری) شاعران نامبردار بودند و در تکمیل و ترقی اردو و پیراستن آن از واژه های هندی و تبدیل آنها به فارسی ودر دقت معانی و لطف خیال وتشبیهات زیبا و ابتکار در مرثیه شهدای کربلا … سهم به سزایی داشتند. در پرتو طبع و استعداد و ذوق ایشان بود که غزل اردو رفته رفته جای غزلیات فارسی را گرفت و یا اینکه شاعران به فارسی هم شعر می سرودند پختگی و حلاوت غزل اردو جلوه ای برای اشعار فارسی ایشان باقی نگذاشت.

“شعر ریخته” در لکهنو:
بعد از حمله نادر شاه به هند و قتل عام دهلی (۱۱ ذیحجه ۱۱۵۱ هجری) و یورش های هفتگانه احمد شاه درانی، افغان سردار او(۶۸) (منتهی به ۱۱۷۶ هجری) و سپس ترکتازی های وحشیانه هندوان “مراهته” شهر دهلی مانند امپراطوری گورکانی دچار ویرانی و انحطاط شد. از سوی دیگر در لکهنو یک سلطنت مستقل شیعی به نام “نواب اوده” قد بر افراشت که آن شهر را به صورت مرکز تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی و پناهگاهی برای اهل دانش و ادب در آورد. مؤسس این سلطنت میر محمد امین نیشابوری (متوفی ۱۱۵۱ قمری) از سادات نیشابور بود که به قصد تجارت به هند رفت و در آنجا به خدمت محمد شاه گورکانی داخل گردید. او بر اثر شجاعت و لیاقت در مقامات دولتی ترقی کرد و سرداری کاردان و پیروزمند بار آمد. محمد شاه به او لقب “سعادت خان” و “برهان الملک” داد(۴۸) و او را به امارت و وزارت و سپس صوبه داری (استانداری) “الله آباد” و “بنارس” و “اوده” منصوب نمود. “برهان الملک” آن نواحی را امن و آرام ساخت و در شهر “لکهنو” حکومت مستقلی تأسیس کرد که تا سال ۱۲۷۴ هجری / ۱۸۵۷ میلادی و اشغال دهلی و لکهنو به دست ارتش انگلیس ادامه داشت. بعد از او نُه تن از خاندانش:

۱٫ابوالمنصور صفدر جنگ

۲٫ شجاع الدوله

۳٫ آصف الدوله

۴٫ وزیر علی

۵٫ غازی الدین حیدر

۶٫ علی شاه

۷٫ نصیر الدین حیدر

۸٫٫ امجد علی شاه

۹٫ واجد علی شاه

یکی بعد از دیگری با عنوان نواب وزیر و سپس شاه، مدتی بیش از ۱۰۰سال حکمرانی کردند. (۶۹)

درین دوره “لکهنو” آباد شد و عمارات با شکوه و مدارس عالی و مساجد و امام باره ها و نیز باغها و تفرجگاهها و تماشاخانه ها و قهوه خانه ها(۷۰) به سبک اروپائی احداث گردید. سیطرۀ سیاسی انگلستان بر شبه قاره و روابط دوستانه کارگزاران کمپائی هند شرقی با حکام “اوده” سبب شد که تمدن غربی و فرهنگ و زبان انگلیسی در دربار و بین طبقات ممتاز رواج یابد و بر توسعه روابط سیاسی و بازرگانی با انگلیس افزوده شود و فرهنگ هندی تحت الشعاع قرار گیرد و از کتاب ها و برنامه های درسی و معلمان انگلیسی در مدارس “لکهنو” و “اله آباد” استفاده شود و آثار ادبی انگلیسی به اردو ترجمه گردد.

ایرانی الاصل بودن و سیادت نواب “اوده” و اعتق

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *