کانال تلگرام پارسی طب صفحه اینستاگرام پارسی طب
خانه / دسته بندی مقالات / آرایشی و زیبایی / ناگفته های طب سنتی با دنیای مدرن (۲)
ناگفته های طب سنتی با دنیای مدرن (2)
ناگفته های طب سنتی با دنیای مدرن (2)

ناگفته های طب سنتی با دنیای مدرن (۲)

اگر این همه قرائن و بیّناتی که دلیل بر وجود رسمی و مثبت مؤثر طب سنتی در جهان امروز است هنوز هم برای بعضی از دیر باوران کافی نیست ، گوییم : بسیار خوب ، ما شما را به کشورهای دور و نزدیک همسایه و بیگانه احاله نمی دهیم ، بیایید در همین ایران زندگی غیر رسمی و حیات زیر زمینی طب سنتی را ملاحظه کنید . با همه ی بی مهری و جوری که بر طب سنتی رفته است ، هنوز هم دکانهای عطاری پر از مشتری است ، و کدام یک از ماست که تا کنون بدین داروخانه های ارزان قیمت ، گذاری نداشته است ؟ هنوز هم در گوشه و کنار ، آخرین بازماندگان طبیبان سنتی ، مخفیانه و با شرمساری ، سنت بو علی سینا را ادامه می دهند .
عجبا که ما از یک سو این همه به بوعلی افتخار می کنیم و خیابان و تالار و دبیرستان و دانشگاه به یاد او و به نام او برپا می کنیم و بر سر گورش بنای با شکوه می سازیم و از سوی دیگر هر که را که شفای او قانون هستی بخواند مرتجع می نامیم و هر که را که از قانون او ، شفا طلبد مجنون و مجرم می دانیم و به دادگاهش می کشانیم . مخصوصاً در طب سنتی غیر رسمی ما ، بعضی از جبهه ها هنوز هم با سرسختی در برابر بی لطفی زمانه مقاومت می کنند که از آن جمله « شکسته بندی » است ؛ دست کم هنوز در هر یک از شهرهای ایران ، یک شکسته بند دانشگاه ندیده و غیر مجاز وجود دارد که مردمِ شکسته استخوان را علاج می کند و بسیاری ازما عده ای از آنان را می شناسیم و خود بدانان رجوع کرده و می کنیم . هنوز هم در بسیای از شهرهای دور افتاده و روستاها و ایلات و عشایر این سرزمین ، طبیبان درس ناخوانده و چوپانهای شکسته بند و ماماهای محلی بسیار هستند که با وجود خود ، وجود طب سنتی را اعلام می کنند .
انصاف نیست که وقتی پای کودکی در اثر رجوع به یکی از این شکسته بندهای سنتی آسیب می بیند ، بدون تحقیق ، کوس رسوایی آن بیچاره را بر سر هر کوی و برزن بلند کنیم و در عوض از هیچ یک از موقعیتهای او و همچنین از هیچ یک از اشتباهات شکسته بندهای دانشگاه دیده طب جدید ، دم بر نیاوریم . بالاخره ، آخرین برهانی که در این مختصر بر معقول بودن طب سنتی اقامه می کنیم ، استفاده ای است که در خود طب جدید از گیاهان به عمل می آید .
چه بسیار گیاهانی که ساقه و برگ و ریشه و گل آنها به صور مختلف در لباس داروهای طب جدید بر ما عرضه می شود و چه بسیار داروهای ساختگی شیمیایی جدید که به تقلید از مواد موجود در همین گیاهان طبیعی ساخته شده است . کاش می دانستیم که گاهی آنچه مثقال و به بهای گران از فرنگ وارد می کنیم ، همان است که خود خروار خروار به بهای اندک فروخته ایم . منظور این است که آن دسته از متولیان طب جدید که مخالف احیاء طب سنتی هستند ، در عین حال که رسماً و علناً با مبانی طب سنتی می ستیزند ، خود در پاره ای موارد عملاً از همان طب بهره می گیرند .
چرا احیای طب سنتی لازم است ؟ تا کنون قصد ما این بوده که ثابت کنیم طب سنتی ، طبی است ممکن و معقول که می تواند در بخشی از قلمرو طب ، کارساز و گره گشا باشد ، اما بعید نیست کسی بپرسد گیریم که طب سنتی این چنین باشد ، دیگر با وجود طب جدید و دانش نوین پزشکی چه احتیاجی به طب سنتی باقی می ماند ؟ آیا در روزگاری که وسایل سریع السیری از قبیل اتومبیل و هواپیما اختراع شده ، این مسخره نیست که کسی همگان را تشویق به الاغ سواری کند ، و دلیل و برهان بیاورد که الاغ هم توانایی طی طریق دارد و می تواند مسافری را از جایی به جایی برساند ؟ آری ؟ کاملاً ممکن است چنین سؤالی پیش بیاید و چنین مقایسه ای لااقل در ذهن صورت گیرد .
بد نیست این مقایسه را تحلیل کنیم و بپرسیم علت چیست که در دنیای کنونی سوار شدن بر الاغ و استر و اسب نمی تواند جایگزین سوار شدن بر اتومبیل و هواپیما باشد ؟ حقیقت امر این است انسان که در گذشته از چارپایان برای سواری در محیط طبیعی خود استفاده می کرد ، همه چیز طبیعی بود . جمعیت و وسعت شهرها و عوامل متعدد دیگر با سرعت سیر چارپایان هماهنگی داشت و استفاده از آنها هیچ اشکالی تولید نمی کرد .
اما در سه چهار قرن اخیر در عالم ، تحولی به ظهور رسید که محیط بیرونی انسان را دگرگون کرد . تکنولوژی جدید با ابعاد وسیع و انرژیهای عظیم آشکار شد و اجتماع بشری ، آن حالت طبیعی خود را از دست داد و ارتباطات ضرورت و فوریت بیشتر پیدا کرد و اتومبیل جایگزین چارپایان شد ؛ به عبارت روشن تر در گذشته انسان همیشه چارپایان را برای رفع حوائجی که در محیط بیرونی خود می داشت به کار می گرفت ، ولی استفاده از این مرکب های کندرو در دنیای کنونی از آن جهت امکان ندارد که آن محیط بیرونی به جبر تکنولوژی و عوامل دیگر ، با محیط بیرونی گذشته به کلی فرق پیدا کرده است .
اما اگر بشر قدیم از گیاهان دارویی برای حفظ سلامت و رفع بیماریهای خود استفاده می کرده است ، در واقع بخشی از طبیعت را ؛ یعنی آن گیاهان را برای تأثیر در بخش دیگری از طبیعت ، که همان بدن او می بوده به کار می گرفته است .
اینجا دقیقاً جای طرح این سؤال است که آیا با ظهور تحولات علمی و صنعتی و اجتماعی جدید که موجب دگر گونی محیط بیرونی بشر شده ، جسم او و بدن او هم دچار دگر گونی شده است ؟ آیا همان تحولی که در شهرها و ساختمانها و راهها به ظهور رسیده ، در اندام و اعضاء درون آدمی نیز ایجاد شده است تا دیگر نتوان آنچه را که بشر قدیم برای بدن خود به کار می گرفته ، به کار بست ؟ مسلماً چنین نیست . اگر دنیای بیرون ما دیگر آن محیط طبیعی گذشته نیست ، بدن ما همان جسم طبیعی است که بوده است و همان طور که گیاهان در گذشته بر این جسم طبیعی اثر داشته اند ، امروز نیز اثر دارند .
پس نمی توان به صرف اینکه زمان گذشته ، و زمانه دگرگون شده است بر طب سنتی مهر ابطال زد . در پاسخ به این مقایسه که از جانب مخالفان طب سنتی و مدافعان بی قید و شرط طب جدید به عمل می آید ، مقایسه دیگری می کنیم .
ما می گوییم کاری که طب جدید با بدن آدمی می کند ، تا اندازه ای شبیه کاری است که تکنولوژی جدید با طبیعت جهان می کند .
اگر صرفاً توجه خود را به نتایج آنی و فردی و حتی منطقه ای تکنولوژی جدید معطوف سازیم ، البته ممکن است خوشحال و خندان شویم ، اما وقتی تأثیر دراز مدت این تکنولوژی را بر طبیعت و برای همه افراد بشر و در سراسر جهان در نظر بگیریم ، آینده ای تیره و تاریک را خواهیم دید که به نابودی بشریت منتهی خواهد شد . خوشبختانه امروزه این سخن شاعران ، ادیبان و حتی فیلسوفان نیست که عالمان و مهندسان بتوانند
در آن تردید کنند ، این گزارش رسمی معتبرترین دانشگاههای علمی و صنعتی جهان است که ادامه جریان کنونی تکنولوژی را به مدد ارقام و اعداد ، قطعاً موجب نابودی بشر می داند .
(۱) وجه اشتراکی که مقایسه ما را صحیح می سازد این است که همان طور که تکنولوژی جدید با استفاده از وسایل غول آسا و انرژیهای متمرکز و شدید ، طبیعت را مورد تسخیر و نفوذ قرار داده است ، همان طور هم طب جدید با استفاده از داروهای شیمیایی ساختگی که تأثیرات شدید و فوری دارند ، اعضای بدن را مورد تأثیر قرار داده است و همان طور که طبیعت نمی تواند تأثیر تکنولوژی جدید بشری را به نحو مداوم و طولانی تحمّل کند ، بدن نیز در مقیاس خود ، نمی تواند تأثیر داروهای شیمیایی شدید را که آزاد کننده فوری انرژیهای موجود در بدن و محرک دفعی اعضاء آدمی است ، تحمل نماید .
طبیعت ، تنها با طبیعت سازگاری کامل دارد ؛ هر امر غیر طبیعی که به دلیل غیر طبیعی که به دلیل غیر طبیعی بودنش ، از لحظی تأثیر خارق العاده و غیر معمولی مثبتی دارد ، از لحاظ دیگر تأثیری منفی به جا خواهد گذاشت . هواپیماهای سریع السیر البته از حیث سرعت بر چارپایان کندرو ترجیح دارند ، اما اگر میزان اکسیژنی را که این هواپیماها مصرف می کنند و آثار نامطلوبی را که از سرعت زیاد آنها عارض موجودات زنده می شود در نظر آوریم ، در آن صورت با احتساب مجموع عوامل و با توجه به تأثیرات دراز مدت این گونه اختراعات صنعتی بر طبیعت ، در ستایش بی قید و شرط آنها دچار تردید خواهیم شد .
آثار زیانمند جنبی داروها در بدن انسان دقیقاً شبیه آثار تناهی آور و مسموم کننده صنایع جدید در طبیعت است . تکنولوژی جدید ، طبیعت را مسموم کرده است و داروهای جدید ، بدن آدمی را . این آثار زیان آور جنبی ، که از ماهیت داروهای شیمیایی برمی خیزد ، مثل حماری است که در پی یک شرابخواری بی حساب ، ایجاد می شود . تهییج و تحریک فوری بدن و استفاده سریع از انرژیهای آن ، موجب اختلالات و عوارض نامطلوبی می شود که شبیه آن را در تمام مواردی که یک وسیله مصنوعی قوی بر یک امر طبیعی اثر می کند ، می توان مشاهده کرد .
اگر ما نمی توانیم جهان را از چنگال تکنولوژی جهانخوار کنونی نجات دهیم ، آیا حتی بدن خود را ؛ یعنی این عالم صغیر را هم نمی توانیم در اختیار داشته باشیم ؟ استفاده از داروهای شیمیایی ، ، به دلیل تأثیر قوی و فوری آنها کاری حساس است . اگر مختصری در مقدار تجویز شده این داروها اشتباه شود ، ضروری جبران ناپذیر به بار خواهد آمد .
به طور کلّی ، هر چه انرژی مورد استفاده ما شدیدتر و نفوذی تر باشد ، استفاده از آن خطیرتر می شود و از اشتباه در مصرف آن ، ضررهای بزرگتری به بار خواهد آمد .
داروهای گیاهی از آنجا که محصول طبیعی طبیعت هستند ، از لحاظ سرعت تأثیر ، با سرعت تأثیرپذیری اعضاء بدن که جزئی دیگر از همین طبیعتند ، هماهنگی دارند و استفاده از آنها به دلیل همین معتدل بودن سرعت تأثیرشان کار خطرناک و حساسی نیست و اشتباه در مقدار مصرف آنها معمولاً ضرر مهمی به بار نمی آورد . می توان دلایل ضرورت احیای طب سنتی را به دو دسته دلایل فردی و دلایل اجتماعی تقسیم کرد ؛ آنچه گفتیم دلایلی بود که به فرد و به سلامتی او که در واقع غایت نهایی علم طب نیز همان است مربوط می شد .
اما احیای طب سنتی نتایج اجتماعی مهمی نیز در بردارد که اکنون بدانها اشاره می کنیم . مهمترین نتیجه اجتماعی احیای طب سنتی ، این است که با این کار ما می توانیم تا حدودی به نوعی خودکفایی برسیم . این خودکفایی دو جنبه دارد که یکی علمی و دیگری اقتصادی است . ما امروزه در طب جدید از نظر علمی یکسره ریزه خوار و جیره خوار علم غربی هستیم .
داروهای شیمیایی را یا مستقیماً از خارج وارد می کنیم و یا اگر در کارخانه های داخلی تهیه می کنیم ، فرمول و طرز تهیه آنها به دنیای غرب تعلّق دارد و از این نظر از لحاظ علمی وابسته به دیگرانیم .
از لحاظ اقتصادی نیز پولی که بابت خرید داروها و یا بابت خرید امتیاز ساخت آنها به دیگران می پردازیم ، رقم هنگفتی است . با احیای طب سنتی ، این هر دو وابستگی دست کم تا اندازه ای کم خواهد شد ؛ نه تنها از خروج مقداری از ارز کشور به خارج جلوگیری می شود بلکه با عطف توجه به کشت گیاهان دارویی و صنایع وابسته بدان ، در داخل کشور از روستا گرفته تا شهر ، کار تولیدی مفیدی ایجاد خواهد شد .
تنوع آب و هوا و خصوصیات اقلیمی فلات ایران به اندازه ای است که انواع بسیاری از گیاهان نادر طبی در این سرزمین می روید که بی تردید با رونق گرفتن تهیه گیاهان دارویی ، می توان قسمتی از آن را نیز صادر کرد . نتیجه اجتماعی دیگری که از احیای طب سنتی عاید همگان می گردد ، ارزانی این طب است .
با احیای طب سنتی در بسیاری موارد ، بسته های گیاهان دارویی ارزان قیمت ، جای شیشه ها و جعبه های گران قیمت دار را خواهد گرفت و این نکته ای است که از فرط وضوح نیازی به توضیح آن نیست ، و تأثیری که کاهش مخارج درمان می تواند در همه طبقات اجتماع و مخصوصاً طبقات کم درآمد داشته باشد ،‌ناگفته آشکار است . « آسـان بودن تربیت طـبیبان سـنتی » نیز یـکی دیگر از دلایلی است که احیای طب سنتی را ایجاب می کند .
با سر و سامان گرفتن طب سنتی ، می توان در دوزه های کوتاه مدت ، گروه قابل توجهی را به عنوان متخصص این طب تربیت کرد . البته همین جا باید گفت که تربیت طبیبان سنتی ما را یکسره از طب جدید بی نیاز نخواهد کرد .
مهم این است که ما بتوانیم قلمرو سودمندی و صلاحیت طب سنتی را مشخص سازیم و سپس در آن قلمرو به طبیبان سنتی اجازه فعالیت و مداوا دهیم .
ما که در جامعه خود در همه شؤون و مخصوصاً در طب با کمبود نیروی انسانس مواجهیم ، خواهیم توانست با صرف نیروی نسبتاً کمی ، قسمتی از این کمبود را جبوان کنیم .
در این مورد مخصوصاً می توانیم از تجربیات کشورهایی نظیر هند و پاکستان که در آنها طب سنتی ما به صورتی رسمی و مستقل تدریس می شود ، به خوبی استفاده کنیم . چرا با طب سنتی مخالفت می شود ؟ در اینجا ممکن است پس از این همه دلایلی که برای اثبات امکان موجودیت و مفید و حتی ضروری بودن طب سنتی اقامه شده ، این سؤال پیش اید که پس اصولاً چرا با طب سنتی مخالفت می شود ؟ وقتی گفته می شود که غرض از احیای طب سنتی ، نفی مطلق طب جدید بلکه استفاده از جنبه های مثبت این طب است ، و وقتی به جرأت می توان گفت که حتی سرسخت ترین مخالفان طب سنتی نیز نمی تواند منکر این شوند که در طب سنتی جنبه های مفیدی هم وجود دارد ، دیگر مخالفت با طب سنتی و حتی کوتاهی در احیای آن چه دلیلی می تواند داشته باشد ؟ حقیقت امر این است که مخالفت با احیای طب سنتی ، آن هم بدینگونه که مورد نظر است نمی تواند دلیل علمی و طبی داشته باشد .
علت عمده افول طب سنتی در ایران دو چیز است : نخست خودباختگی ماست نسبت به تمدن غربی ، و روی گردانی از هر آنچه خود داشته ایم و از هر آنچه نام « سنت » بر آن نهاده شده است .
همچنانکه در آغاز مقاله گفتیم ، فرض و بنیاد همه داوریهای غالب ما این است که هر چیز که به گذشته تعلق دارد ، در خور آدم امروز نیست و هر چه به مغرب زمین تعلق دارد ، خوب و درست و مفید است .
طب سنتی ، یکی از قربانیان فراوان این طرز تلقی ما از فرهنگ گذشته ماست . ما از خود بیگانه شده ایم تا با غیر آشنا شویم .
غافل از آنکه وقتی از خود بیگانه باشیم دیگر کسی نمی ماند تا با غیر آشنا شود ، این است که از اینجا مانده ایم و از آنجا رانده .
از طب سنتی بریده ایم به همان دلیل که از هنر سنتی دور مانده ایم و به همان دلیل که از هر سنتی محروم گشته ایم : ما سنت را دوست داریم اما به شرطی که به ما نزدیک نشود ؛ یعنی دوست داریم آن را از دور تماشا کنیم و راجع به آن صحبت کنیم نه اینکه با آن زندگی کنیم . برای فهم علت دوم مخالفت با طب سنتی ، باید دید احیای طب سنتی به چه کسانی ضرر می زند ؛ احیای طب سنتی آن دسته ز سرمایه داران بزرگ خارجی و نمایندگان آنها و به آن دسته پزشکانی که با جان آدمی سوداگری می کنند زیان می رساند . همانطور که هر اتومبیلی که در جاده ها و خیابانها در حرکت است ، از آن لحاظ که دائماً مصرف کننده لوازم یدکی گران قیمت است ، به منزله یک شعبه مصرف سیّار همیشگی به کارخانه سازنده سود می رساند .
همان طور هم هر انسان ، مادام که به داروهای شیمیایی گران قیمت محتاج است ، یک مشتری بالفعل دائمی کارخانه سازنده دارو محسوب می شود و پیداست که بالاخره در میان سرمایه داران کارخانه های داروسازی و واسطه های دارویی و پزشکان ، کسانی پیدا می شوند که سود خود را بر سلامت دیگران ترجیح می دهند ، و همین کافی است تا با هر اقدامی که حتی احتمالاً موجب کم شدن سود کلان آنها می شود ، به مخالفت برخیزند .
البته این سخن بدین معنی نیست که هر کس با طب سنتی مخالف است ، بیمناک درآمد خویش است ، اما این حکم درباره بسیاری از مخالفان صدق می کند . از کجا باید آغاز کرد ؟ برای اینکه در این مقاله ، حرف را لااقل تا دروازه عمل پیش آورده باشیم ، دو پیشنهاد عرضه می کنیم : نخست اینکه تصمیم گرفته شود نشریه ادواری خاصی به نام « طب سنتی ایران » انتشار یابد که زیر نظر هیأت تحریریه صالحی ، عرصه عرضه مقالات علمی موافق و دانشگاهی ایران حضور مداوم داشته باشد و در حقیقت به منزله ادامه این کنگره خواهد بود .
دیگر اینکه چون احیای طب سنتی کاری نیست که با صدور یک بخشنامه و قطعنامه عملی باشد و بنایی که خراب کردن آن صد سال طول کشیده ، به یک روز و یک ماه ساخته نمی شود ؛ در این راه مشکلات فراوانی در کارست و مطالعات بسیاری باید صورت گیرد ، اما در هر حال مسلم است که باید کاری آغاز شود . بدین منظور پیشنهاد می کنیم که یک مؤسسه علمی جهت مطالعات مربوط به طب سنتی ایجاد شود .
و چه بهتر است که این مؤسسه وابسته به دانشکده پزشکی یکی از دانشگاههای کشور باشد . گردآوری کتابهای قدیم و جدیدی که به زبانهای شرقی و غربی به انحاء در خصوص طب سنتی نگاشته شده ، گردآوری نمونه های گیاهان دارویی ، تهیه مشخصات و خواص و کمک به عرضه صحیح آنها ، تدریس درسهایی درباره طب سنتی در متن برنامه های دانشکده های طب جدید و فراهم آوردن مقدمات ایجاد دوره های تربیت طبیبان سنتی می تواند از جمله وظایف این مؤسسه علمی باشد .
باشد که پیش از آنکه آخرین دکانهای عطاری این مرز و بوم برای همیشه بسته شود و پیش از آنکه پیرمردانی که هم اکنون آخرین حاملان یک سنت هزاران ساله اند ، بمیرند ، به خاکستر نیمه گرم طب سنتی ایران نفس پاک تازه ای دمیده شود .
بر گرفته شده از : کتاب مجموعه مقالات درباره طب سنتی ایران
نویسنده : دکتر غلامعلی حداد عادل

یک دیدگاه

  1. ناگفته های مهم و جالبی بود. مدت زیادی به دنبال این ناگفته ها بودم. خصوصا بسیار خرسندم که توسط جناب حداد عادل نوشته شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *