شک به همسر

شک به همسر ، عشق شما را می کشد

شک به همسر و بصورت کلی شک از آن موضوعاتی است که در زندگی همه انسان ها وجود دارد اما گاهی می تواند حسابی دردسر آفرین شود و زندگی را ویران کند پس باید با آن برخورد کرد. اگر همسری شکاک دارید یا خودتان شکاک هستید یا قصد ازدواج دارید، این مطلب را بخوانید.

دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه ای و به خصوص در زندگی مشترک اعتماد و احترام است و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملا از بین ببرد، در حقیقت این دو خط قرمز هایی هستند که هیچگاه نباید از آن ها عبور کرد. به محض اینکه بی اعتمادی در رابطه ای به وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی می رود. شک از آن چیزهایی است که می تواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هر کدام از ما دست کم یک بار در زندگی شک را تجربه کرده ایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک نمی تواند مخرب باشد.

● شک به همسر عشق را می کشد

وقتی آدم ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه ای که شک و عدم اعتماد و کنترل در رابطه ای به وجود می آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می رود و از بین می رود و دو طرف از هم دور می شوند البته اگر هردو طرف دست از شک و کنترل هم بر دارند دوباره می توانند باز به هم نزدیک شوند چون هیچ گاه عشق با نیت های منفی، شک به همسر و  عدم اعتماد و سوءظن نمی توانند باهم جمع شوند و در یک جا باشند.

● صورت مسئله را پاک نکنید

متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم ها می بینیم. این روزها وقتی با آدم ها حرف می زنیم می بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف ها و رفتارهای آن ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند. حال اگر این نگرانی ها وارد زندگی مشترک شود، مثلا یکی از زوجین شک به همسر دارد و با خود مدام فکر می کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا ها که خود شخص آن ها را در ذهنش می سازد همه تبدیل به نگرانی های جدیدی در زندگی می شوند و فرد برای اینکه از آن ها خلاص شود شروع می کند به کنترل کردن طرف مقابل.

با این رفتارها فرد می خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، او به سراغ حل مسئله درون خودش نمی رود. در واقع افرادی که سوءظن های زیادی دارند و کنترل گر هستند در بیرون نباید به دنبال چاره باشند بلکه باید درون خودشان را درست کنند.

● آن ها به خودشان شک دارند

در همه ما یک حس مالکیت وجود دارد، در واقع آدم ها نسبت به هرچیزی که دوست دارند نوعی احساس مالکیت دارند و شک به همسر ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترل گر و سوءظن آمیز ترس از دست دادن وجود دارد. این افراد انگار در وجودشان چیزی را کم دارند و جای چیزی برایشان خالی است و می خواهند به نوعی این جای خالی را پر کنند، در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز آن ها نسبت به بیرون و آدم مقابلشان نیست بلکه این شک نسبت به خودشان است و به نوعی طرف مقابل و اتفاقات مختلف آینه ای است برای آن ها تا خودشان را ببینند. وقتی من نسبت به خودم شک داشته باشم یعنی به توانایی ها و دوست داشتنی بودن خودم شک دارد و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من بماند دیگر به این نیازی ندارم با رفتارهای کنترل گر طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند یعنی دارای خودارزشی و اعتماد به نفس کافی هستم، باور دارم طرف مقابل به خاطر من در رابطه می ماند ولی کسانی که به خودشان و توانایی های شان شک دارند، فرافکنی کرده و به طرف مقابل شک می کنند چون می دانند آنقدر خواستنی نیستند که طرف مقابل در رابطه بماند.

● یک هشدار

هرگونه رفتاری خارج از رفتارهای مرسوم حدود خانواده بسیار آسیب زننده است و می تواند رابطه و زندگی زناشویی را به سمت شک به همسر و تعهد نداشتن پیش ببرد. تعهد از فاکتورهای اصلی ازدواج و یک رابطه است یعنی «من در برابر ازدواج، همسرم و رابطه مسئولم» اما می توان با انتخاب درست هیچگاه در زندگی مشترک چنین رفتارهایی را ندید مثلا اگر زوجین در همان زمان آشنایی برای ازدواج به شناخت صحیح و درستی از هم نرسیده باشند و بدون شناخت کافی باهم ازدواج کرده باشند ممکن است بعد از ازدواج از هم رفتارهای مشکوک ببینند یا اینکه حتی بعضی از زوجین در زمان آشنایی نیز رفتارهای شیطنت آمیز و ناپسندی را از هم دیده اند ولی آن ها را ندیده گرفته اند و بیش از حد مثبت نگر بوده اند در واقع اینجا هشداری است برای کسانی که هنوز ازدواج نکرده اند. آن ها باید دقت کنند که مرحله آشنایی بسیار مهم است، بسیاری از رفتارهای شیطنت آمیز و مشکوک را می توان در همان دوران آشنایی تشخیص داد و باید متوجه بود اینگونه رفتارها نه تنها بعد از ازدواج بهتر نمی شوند بلکه به احتمال فراوان بدتر هم می شوند. مثلا اگر فردی که به خواستگاری شما آمده است، به اصطلاح بسیار دوست باز است و دوست دارد با همه رابطه ای باز داشته باشد، ببینید آیا می توانید این مورد را در زندگی مشترک تان تحمل کنید یا نه.

 

● چرا همسرتان به شما تعهد ندارد؟

وقتی آدم ها در زمان مناسب، روابط مناسبی با دیگران ندارند، شاید بخواهند بعد از ازدواج این مورد را جبران کنند، مثلا اگر من هیچ گاه در محیط های اجتماعی چون دانشگاه یا محیط کار حاضر نشده باشم یا روابط سالم و کاری با افراد مختلف نداشته باشم ممکن است بعد از یک سنی و گاهی هم بعد از ازدواج، تمایل داشته باشم به سراغ شناخت آدم های مختلف بروم و ارتباطات متفاوت را تجربه کنم، البته تا اینجای کار مشکلی ندارد اما وقتی زیاده روی پیش می آید و تمایلاتی که یک روزی سرکوب شده و اکنون می خواهد خود را نشان دهد ممکن است جنبه ناپسند پیدا کند، البته کسانی که به سمت اینگونه رفتارهای ناپسند می روند چند حالت دارند یا آدم های تنوع طلبی هستند یا در زندگی شان جاهای خالی وجود دارد که در زمان مناسب به آن ها نپرداختند به همین خاطر به دنبال تجربه کردن می روند و حالت سوم، ممکن است الان در رابطه جای چیزهایی خالی باشد، مثل نبودن رابطه عاطفی و هم کلام نبودن و… به نظر من همه این ها راه فرار و نشان دهنده بی مسئولیتی است و باید سعی شود به همراه همسر این مشکلات را حل کرد.

● آیا همسران باید یکدیگر را کنترل کنند؟

اگر همسرتان تمام وسایل شخصی و رفتارهای شما را کنترل می کند از موبایل و ای میل گرفته تا جیب ها و…به نظر من نباید در مقابل این حالت کوتاه آمد، حفظ حریم شخصی برای هر فردی کاملا حیاتی است. به نظر من رابطه ای را که در آن یکی از زوجین یا هردو همه چیز هم را چک می کنند، رابطه سالمی نیست. چک کردن یعنی شک به همسر و عدم اعتماد، وقتی شما همه چیز همسرتان را کنترل کنید او نیز به خود اجازه می دهد که همه چیز شما را کنترل کند و در حقیقت شما در یک بازی گرفتار می شوید که مرتبا به دنبال پیدا کردن نقطه ضعف از یکدیگر هستید و به همین خاطر همه اعتماد بین تان از بین می رود. در این حالت به جای اینکه زوجین وقتشان را صرف اهدای عشق به هم کنند صرف اتهام زدن به هم و ایرادگرفتن می کنند. در این حالت هر طرف در رابطه احساس ناامنی می کنند.

● حریم خصوصی کجاست؟

هر آدمی یکسری حریم و حدودی دارد که دوست ندارد که کسی وارد آن شود، این حریم یک چیز کاملا نانوشته است که برای هرکسی مهم است اما گاهی بعضی افراد آن حریم را حفظ نمی کنند و وارد حریم شما می شوند مسلما این مورد شما را ناراحت می کند و اگر به طرف مقابل تذکر ندهید روز به روز از او دورتر می شوید. اگر زن و شوهر هم این حریم را رعایت نکنند ممکن است روز به روز از هم دورتر شوند. حریم های شخصی بسیار مهم است، در زندگی هر کدام از ما بخش هایی وجود دارد که فقط برای خودمان است و اصلا دلیلی ندارد فرد دیگری را وارد این حریم ها کنیم. این حریم شخصی برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک فردی ای میل ها و تلفن هایش در حریم شخصی اش باشد و ممکن است برای فرد دیگر مثلا ای میل هایش در حریم شخصی اش نباشد. به مرور می توان حریم شخصی آدم ها را فهمید.

به قول جبران خلیل جبران در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک.

● وقتی خودتان مقصر هستید!

اگر از همان ابتدای زندگی زناشویی شروع به شک به همسر و کنترل کردن بکنید از ترس اینکه مبادا او روزی نسبت به شما غیرمتعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غیرمتعهد شدن سوق می دهید، یعنی آنقدر کنترل هایتان همسرتان را از شما دور می کند که ممکن است به سمت غیرمتعهد شدن هم برود. اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید، دو راه بیشتر ندارید یکی اینکه از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این ترس تان برطرف شود و راه دوم اینکه، آنقدر در رابطه و زندگی زناشویی خود عشق و محبت بگذارید که همسرتان نتواند به کسی دیگری فکر کند و کاملا در زندگی با شما سیراب شود.

● روش برخورد با شک به همسر

گاهی پیش می آید که به همسرتان شک می کنید و دارای دلایلی هستید که شک تان درست است در این حالت باید با توجه به موضوع و آدم مقابلمان راه حل مناسبی را پیدا کنیم، اول از همه باید شروع به جمع آوری اطلاعات کنیم، مثلا اگر کسی به ما زنگ زده و از عدم تعهد شوهرمان خبر داده است نباید حرف او را حجت بدانیم بلکه خودمان باید شروع به تحقیق کنیم مثلا شاید با یک یا ۲بار چک کردن طرف مقابل(بدون اینکه خودش متوجه شود) از حقیقت ماجرا با خبر بشویم و در نهایت با روشن شدن ماجرا، موضوع را با همسرمان مطرح کنیم و از او توضیح بخواهیم و ۲نفری مشکل را حل کنیم و اگر نشد با بزرگتر یا مشاوری موضوع را مطرح کنیم اما اگر مطمئن شدید که شک شما اشتباه است باید روی خودتان کار کنید تا کاملا موضوع را فراموش کنید.

● ۳قدم مهم در رفع شک به همسر

اگر به همسرتان شک کردید و بعد از مدتی فهمیدید شک شما اشتباه بوده است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملا شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می تواند شک ها و ناآرامی های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی بازمی گردد اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهای تان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلا کمتر سؤال کنید و… قدم سوم این است بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بدهید.

● وقتی شک کردن تبدیل به بیماری می شود

بعضی اوقات فرد آنقدر شک می کند که می توان او را بیمار دانست، برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی اش دچار شک بوده است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک ها هم خودش را آزار می دهد وهم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت تاثیر قرار گرفته است و تمام زندگی اش تبدیل به بحث و جنجال می شود ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل کردن مشکلش به متخصص مراجعه کنید (هیچ گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتما جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام باهم مشکل را حل کنید.

● دخالت ممنوع

گاهی پیش می آید که زن یا شوهر یا هردو در کارهای هم دخالت های فراوانی می کنند مثلا اینکه برای لباس پوشیدن هم، نوع حرف زدن هم و رفتار با دوستان و… تعیین و تکلیف می کنند، یعنی حتی می خواهند کوچکترین رفتارهای طرف مقابل را نیز کنترل کنند، کسانی که اینگونه رفتار می کنند اول از همه باید بدانند اینگونه رفتارها نه تنها آن ها را به هم نزدیک نمی کند بلکه رابطه نیز آسیب می بیند و شک به همسر بوجود میاورد دوم اینکه این افراد باید از خود سؤال کنند که نگران چه هستند که می خواهند همه رفتارهای همسرشان را کنترل کنند، معمولا آدم های کنترل گر می خواهند طرف مقابل شان آنگونه باشد که آن ها می خواهند و این کار اشتباهی است.

منبع
مجله زندگی ایده آل

۱۳ دیدگاه

  1. سلام
    من شوهرمو خیلی دوست دارم خیلی….رابطمون هیچ مشکلی نداره… من هر کاری شوهرم بهم گفت انجام دادم هر برخوردی…کارمو کنار گذاشتم … گوشیم همیشه دستشه….تلگرام تقریبا نمیرم….خییییلیی کارا….اما همچنان به من شک داره اونم ذقیقا وقتی همه چیز خوبه…..بعضی وقتا احساس میکنم میگرده دنبال اینکه چرا رابطه اینقدر خوبه…
    دیشب دیگه نتونستم تحمل کنم … گفت چرا گوشی مادرت اینقدر اس ام اس میخوره؟…. من گفتم به من ارتباطی نداره آخه… اون گفت یعنی اسن اس ام اس ها برای مادرته همش؟!؟!؟
    منظورش این بود که من یه گوشی دیگه دارم و اون اس ام اس ها برای من میاد…..
    میشه راهنماییم کنید؟…. من یکم خسته شدم …چون بار ها و بارها این کارو تکرار کرده و میتونم بگم اگر این شکاکی همسر من وجود نداشته باشه ٩٠٪‏ بحث های ما خلتمه یپدا میکنه….

  2. سلام مطالبتون عالی بود ممنون .من هم تازه ازدواج کردم و از قبل از ازدواج شکاک بودم ته قلبم میدونم شوهرم مرد درستی هست ولی میترسم از دستش بدم ولی همیشه و هرروز عشقشو بهم ثابت میکنه .خیلی صبوره و میگه زمان همه چی و درست میکنه هیچ ماهیی پشت ابر نمیمونه من از خودم مطمینم .مطالبتونو خوندم تصمیم گرفتم اعتمادم و بالا ببرم و شک و بندازم بیرون از زندگیم.ممنون ازتون

  3. خیلی ممنونم از مطالب خوبتون.من حدود یک سال و نیم هست که در یک رابطه هستم و طرف مقابلم واقعا عاشقم هست.در حدی که بخاطر من از خیلی چیزاش گذشته و بارها و بارها عشقش رو ثابت کرده.منم خیلی دوسش دارم اما ناخودآگاه حتی به رفتار های کوچک و ریزش هم شک میکنم.اون عشق و علاقه و وفاداریشو خوب ثابت کرده اما من دست خودم نیست واقعا نمیدونم چرا شک میکنم.حتی بارها سر موضوعاتی که شک کرده بودم کلی دعوا کردم باهاش اما اون بخاطر پایدار موندن رابطمون چیزی نگفت و فقط شک منو برطرف کرد.هر دفعه خیلی بابت شکم ناراحت میشد و میگفت هیچی برام بدتر از این نیست که بهم شک داشته باشی.من حاضرم هر کاری واسه رابطمون بکنم،حاضرم بخاطرت بمیرم ولی تو به من شک میکنی
    نمیدونم دست خودم نیست واقعا.آدم انقد اطراف خودش خیانت کردن میبینه که فکر میکنه معشوقه ی خودشم روزی خیانت میکنه
    من خیلی سعی کردم خودم رو اصلاح کنم ولی نتونستم.امروز با خوندن این مطالب شما واقعا احساس میکنم که میخوام عوض بشم.واقعا عالی بود خیلی روم تاثیر گذاشت،چون اکثرا چیزایی رو نوشته بودید که دقیقا به مشکلات من تو رابطه اشاره میکرد
    خیلی ممنونم دعا میکنم تو زندگیتون همیشه موفق باشید.واقعا ممنونم

  4. yani ba dr raftan hal mishe ghaziye… manam namzadamo kheili aziyat mikonam ounam dg khaste shode

  5. لطفاراههای مقابله بابدبینی های ناخواسته روبگیدکه ماواقعادوست نداریم بدبین باشیم امابدبینی به سراغمان میادچیکارکنیم

  6. من بی نهایت شکاکم تمام روابط عاطفی من به خاطر شک از بین میره و دقیقا همین امشب به خاطر شک به همسرم به شدت باهم بحثمون شد و حتی حرف جدایی پیش اومد من واقعامطمنم اهل خیانت نیست ولش کم آوردم دیگه

  7. سلام. شما فقط راه حل برخورد با شک بی اساس رو دادید.نگفتید اگه واقعا این شکها درست باشه چه باید کرد. چطوری مچ طرف رو گرفت.منم شوهرم کارمنده.به خانمهای همکارش شک دارم.میشه بگید اگه مردی دلش جای دیگه باشه بازنش چطوریه.

    • سلام.
      شک‌ که‌درست باشه که دیگه شک نیست، یقینه.
      شک اساسا آسایش ادم ازش میگیره و طرف رو به موجودی غیر‌قابل تحمل‌بدل‌ میکنه و جالبه که هیچ‌انسانی نمیتونه با‌ادمی که شک‌داره و اعتماد نداره حتی‌دوست بشه چه‌برسه‌به ازدواج.
      شک کردن با چک کردن نامحسوس باید‌برطرف شه و اگر‌مدرکی‌ دال‌بر‌ درست بودن شکتون ندارید .. بی پایه است.
      اما و اگر‌ها همیشه کار‌ رو خراب میکنه و این رو هم بدونید که وقتی مطمئن شدید که با چشم‌خودتون ببینید.
      به‌هر حال کلام‌اخر اینکه حقیقت همیشه خودشو‌ نشون میده حالا چه شما خودتونو با شک‌ اذیت کنید و چه متوجه نباشید..‌بلاخره خودشو‌نشون‌میده.
      پس ارام‌باشید..اولین‌ضربه شک‌اینه که شخصیت شما رو تخریب میکنه و طرف‌رو‌از شما دل ازرده و رنجور‌میکنه وپیش تدارکات جدایی و‌ فاصله رو‌برای شما به‌ارمغان میاره.

  8. سلام-همه این ها قبول ولی شک یه نوع بیماری که تو وجود بعضی افراد هست و ترک کردنش دست خود طرف نیست یعنی خودشم دوس نداره شک کنه و بدش میاد ولی دست خودش نیست,خواهشن راه کار های روان شناسانه در این خصوص بیان کنید.

  9. چطوری میشه به این چیزا عمل کرد.میدونم دوسم داره منم بیشتر دوسش دارم ولی دسته خودم نی.خاهشن کمکن کنین.مرسی.

  10. منهم بدلیل شک بیش از حد به شوهرم ازهم جداشدیم الان بعد از ۶ ماه بهخاطر دخترم شوهر سابقم پیشنهاد ازدواج داد ولی من همچنان بهش شک دارم و نمی تونم بپذیرمش چکار کنم که این شک برطرف بشه لطفا کمک کنیدپیش مشاور هم رفتم ولی هیچ نتیجه ایی نداشت بدتر شد به جای بهتر شدن

  11. اره منم کنجکاوم اماشوهرمو میشناسم به هردری هم بزنه بازعاشق زندکیشه

  12. خیلی جالب بود منم یکی از کسانی هستم که زندگیم بدلیل شک در خطر افتاده ولی متاسفانه تمام حرفای شمارو قبول دارم ولی نمی دونم چرا نمی تونم عملی شون کنم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *