دلایل علمی عاشق شدن

دلایل علمی عاشق شدن

دلایل علمی عاشق شدن را بدانید. می‌توان گفت که هر فردی در زندگی خود حداقل یک بار هم که شده عشق را تجربه می‌کند.

عشق و عاشقی هیچ ارتباطی به سن و سال، جنسیت، شغل و موقعیت اجتماعی ندارد و تقریبا افراد در همه جوامع و فرهنگ‌ها عاشق می‌شوند. فکر می‌کنید چه زمانی متوجه حضور فردی در قلب خود می‌شوید؟

این حس چه تغییراتی در شما به‌وجود می‌آورد؟

این حسی که پیدا کرده‌اید، زودگذر است یا ماندگار؟

اصلا این احساس از کجا و چگونه در شما پدیدار می‌شود؟

محققان در جواب همه پرسش‌ها اینچنین پاسخ می‌دهند که فرد در اثر تغییرات مولکولی و هورمونی عاشق می‌شود!

دلایل علمی عاشق شدن

رابطه عشق و هورمون

فرضیه‌های متعددی در مورد اساس زیستی عاشق شدن وجود دارد. برخی می‌گویند که عشق نتیجه اوج‌‌گیری میزان ماده فنیل ایتلامین، مولکولی پیام‌دهنده در مغز که ساختمان شیمیایی مشابه آمفتامین دارد، است.

برخی دیگر افکار ناخوانده عشق را به کاهش یافتن سیستم‌های سروتونین یک ماده شیمیایی پیام‌رسان دیگر در مغز نسبت می‌دهند.

اما بیشتر پژوهشگران بر این باورند که عاشق شدن عاطفه‌ای است که با اضطراب و ترس ارتباط دارد.

آنها اعتقاد دارند افراد اغلب در شرایط ترسناک پیوندهای قوی عاطفی و صمیمی برقرار می‌‌کنند و معیار آنها برای افراد عاشق فکر کردن به معشوق دست‌کم چهار ساعت در روز و رابطه داشتن با او برای بیشتر از شش ماه است البته گروهی از روان‌شناسان معتقدند احساس عاشق بودن حدود ۱۸ ماه تا ۳۰ سال ادامه پیدا می‌کند ولی نه به شدت اولیه.

اصلی‌ترین هورمونی که در افراد عاشق بالا می‌رود همان هورمونی است که هنگام استرس در بدن ترشح می‌شود بنابراین وجود استرس و برانگیختگی در مراحل اولیه یک رابطه عاشقانه بارزتر است.

جالب اینجاست که در مردان درگیر عشق میزان تستسترون،‌ همان هورمونی که مسوول ایجاد میل جنسی و رفتار پرخاشگرانه در دو جنس مرد و زن است، کمتر از مردان غیرعاشق است.

اما در زنان عاشق میزان این هورمون افزایش می‌یابد که این تغییرات این فرضیه را در بین دانشمندان قوت می‌بخشد که ممکن است عاشق شدن تا حدی تفاوت‌های میان دو جنس را از بین ببرد، یعنی مردان را ملایم‌تر و زنان را تهاجمی‌تر کند.

دلایل علمی عاشق شدن و هورمون‌هایی که شما را عاشق می‌کنند

دانش امروز نشان می‌دهد احتمالا نوع عمل هورمون‌های ما در داشتن یک زندگی سعادتمند دخیل هستند.

همه مردها و زن‌هایی که با هم ازدواج می‌کنند، دوست دارند زندگی‌شان دوام داشته باشد، بنابراین سال‌هاست که علم در حال کاوش منشاء عصبی – زیستی احساسات انسان است.

داستان‌های رمانتیک پر است از عشق در اولین نگاه، ازدواج، بچه‌دار شدن، خوشبخت شدن و مرگ که با وجود پیچیدگی‌های زندگی امروز، داشتن چنین زندگی‌ای آرزوی هر زوجی است و همه مردها و زن‌هایی که با هم ازدواج می‌کنند خواهان یک زندگی عاشقانه و پایدار هستند.

در اولین برخورد، بدن شما و مرد مقابل‌تان اطلاعات متفاوتی را رد و بدل می‌کند که تبادل اطلاعات با فرومون‌ها نوعی ترکیبات حیاتی که از غدد لنفاوی زیر بغل ترشح می‌شوند، انجام می‌گیرد.

بعد از طی مرحله نخست، در صورتی که نگاه، خنده یا ژستی از فرد مقابل باعث جذب زن یا مرد شود، شخص احساس می‌کند دلبسته طرف مقابل است.

 

دلیل آن هم افزایش آدرنالین در بدن است که فعالیت مغزی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود فرد احساس خوبی داشته باشد.

وقتی فردی حس می‌کند عاشق طرف مقابل شده حالت سرخوشی به او دست می‌دهد و این حالت نتیجه فعالیت فنیل اتیل آمین یا نوعی آمفتامین مغزی طبیعی است که در شکلات هم وجود دارد و انرژی و اشتیاق فرد را افزایش می‌دهد البته اثر فنیل اتیل آمین دوام چندانی ندارد و برای اینکه این حالت در فرد بماند به فعالیت‌هایی نیاز است تا دوباره سبب ترشح آن شوند.

نگران نباشید طبیعت برای آنکه شما را همچنان مجذوب همسرتان نگه دارد ماده دیگری در گنجه دارد.

دوپامین، مسبب حس خوشبختی و آرامش در بدن است.

اکسی‌توسین هم هورمونی است که «بانوی عشق» لقب گرفته است. صدای فرد مورد علاقه، خاطرات شیرین، حتی یک نگاه مهربان باعث ترشح این هورمون در بدن می‌شود.

اکسی‌توسین به مقدار زیادی در اولین رابطه عاشقانه در بدن ترشح می‌شود (این هورمون عامل انقباض‌های دوره زایمان هم هست).

وقتی دو نفر به هم وابسته می‌شوند و اعتماد کامل بین‌شان شکل می‌گیرد ترشح این هورمون در بدن آغاز می‌شود و در حقیقت می‌توان گفت این هورمون جزو هورمون‌هایی است که ترشح آنها نه‌تنها دلایل فیزیولوژیک، بلکه احساسی دارد.

اکسی‌توسین باعث وابسته شدن و عشق دو فرد به هم می‌شود و افراد را به داشتن یک زندگی بادوام، رابطه زناشویی مکرر و داشتن فرزند و …. ترغیب می‌کند.

مرحله به مرحله عاشق شدن

دانشمندان و محققان عاشق شدن را به سه مرحله تقسیم کرده‌اند: مرحله اول شهوت است که در هر دو جنس زن و مرد به دلیل وجود هورمون‌های جنسی استروژن و پروژسترون پدید می‌آید که دوره کوتاهی دارد.

مرحله دوم مجذوبیت و دل‌ باختن است. از این مرحله است که واقعا عشق پا می‌گیرد. در این مرحله فرد دیگر نمی‌تواند به چیزی جز معشوقش فکر کند.

این مرحله از علاقمند شدن باعث فعال شدن واکنش‌های استرس‌زا و افزایش سطح آدرنالین و کورتیزول در خون می‌شود. این فرآیند تاثیر فریبنده‌ای در فرد ایجاد می‌کند.

وقتی او را برای اولین بار می‌بینید بدن‌تان عرق می‌کند، قلب‌تان سریع‌تر می‌تپد و دهان‌تان خشک می‌شود.lovestage1

مرحله سوم دل‌بستن است که تعهد طولانی‌مدت را به همراه دارد. فکر کنید اگر مرحله اول یعنی شهوت و مرحله دوم یعنی مجذوبیت طولانی بنابراین، هر فردی که عاشق می‌شد نابودیش هم حتمی بود.

ولی وقتی فرد وارد این مرحله می‌شود احساساتش کنترل‌شده‌‌تر می‌شود. این احساسی است که زوج‌ها را به هم متعهد می‌کند و هورمون‌هایی که در این مرحله به وسیله سیستم عصبی آزاد می‌شوند، هورمون‌هایی هستند که باعث می‌شود دو نفر به هم وفادار بمانند.

با وجود این هورمون‌ها چطور همسران عشق را فراموش می‌کنند؟

برای ترشح مداوم این هورمون‌ها به‌خصوص اکسی‌ توسین لازم است زوجین دینامیک و فعال باقی بمانند چون به مرور زمان میزان دوپامین در بدن کاهش می‌یابد و از میزان اشتیاق کاسته می‌شود.

برای افزایش آن لازم و ضروری است که زن و مرد خلاق باشند و مدام در مورد خاطرات یا آرزوهایشان صحبت کنند. هر جرقه‌ای می‌تواند سبب ترشح اکسی‌توسین شود؛ اگرجرقه‌ای نباشد طبیعی است که به مرور آتش خاموش می‌شود.برای تداوم زندگی، ایجاد خلاقیت و تازگی برعهده هر دو جنس زن و مرد است در غیر این صورت عشق به راحتی از بین می‌رود و کاری از دست هورمون‌ها برنمی‌آید.

نشانه‌های عاشق شدن

شما با افراد بسیاری برخورد کرده و در تماس بوده‌اید اما اخیر با شخصی روبه‌رو شده‌اید که احساس متفاوتی نسبت به او دارید ولی مطمئن نیستید که او همان شخصی است که دنبالش بوده‌اید. برای رسیدن به جواب خود در این قسمت ۱۰ علامتی که نشان می‌دهد عاشق او شده‌اید را می‌خوانید.

۱- نامزد قبلی خود را فراموش کرده‌اید:

بعد از برهم خوردن یک رابطه تا زمانی طولانی طرفین به یکدیگر فکر می‌کنند و اغلب به این فکر می‌‌کنند که آیا راه درستی را انتخاب کرده‌اند یا خیر، ولی از زمانی که او را دیده‌اید دیگر فکر برگشت به نامزد قبلی خود را به سر راه نمی‌دهید و تمایلی به برقراری رابطه مجدد ندارید. نامزد قبلی شما دیگر مانند گذشته برایتان جالب نیست.

۲- نمی‌توانید به او فکر نکنید:

فکر شما سراسر از یاد و اندیشه اوست. بی‌دلیل به فکر شما می‌آید و از خود می‌پرسید که آیا به اندازه‌ای که به او فکر می‌کنید، او هم به شما فکر می‌کند؟ همیشه به این فکر هستید که در ذهن او چه می‌گذرد یا حتی فکر تماس گرفتن با او به سرتان می‌زند اما به دلیل ترس از نپذیرفتن او از این کار خودداری می‌کنید.

اگر او آخرین چیزی است که پیش از خواب به فکر شما می‌آید و اولین چیزی است که بعد از بیدار شدن به ذهن شما خطور می‌کند و حتی چندین بار رویای او را دیده‌اید، دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید تا بفهمید عاشق شده‌اید یا نه.

love-birds1

۳- برای او اهمیت قایلید:

اگر عاشق کسی باشید دوست دارید همه چیز را در مورد او بدانید. اینکه او کیست؟ به چه فکر می‌کند و چه چیز او را می‌خنداند. به او و احساساتش اهمیت می‌دهید. اگر به فردی علاقه واقعی داشته باشید اگر او روز بدی داشته باشد یا به خاطر موضوعی ناراحت باشد، شما نیز غمگین و پریشان می‌شوید.

۴- شخصیت و خصوصیاتش برای شما فریبنده و دلرباست:

حرکات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت کردن و همچنین عادت‌هایش در انجام کارها برای شما شادمانی فراوانی به دنبال خواهد داشت.
او چیزهایی می‌گوید که موجب تمایز او با دیگران می‌شود و شما این را دوست دارید.

۵- ارتباط تنگاتنگی با او دارید:

شما نمی‌توانید عاشق کسی باشید که با او هیچ تناسخی نداشته باشید. اگر شما و او در یک طول موج قرار داشته و عقاید مشابهی دارید، این نشانه محکمی محسوب می‌شود. هم فکر بودن در مسایل گوناگون، گرفتن تصمیمات مشابه و یکسان حاکی از آن است که می‌توانید عاشق او باشید.

۶- افراد دیگر زیاد به چشم‌تان نمی‌آید:

هنگامی که عاشق باشید دیگر رادار شما برای ردیابی دیگران خوب کار نکرده و بقیه در مقایسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود؛ به علاوه به تدریج احساس خواهید کرد که او تنها فرد مورد توجه شما در یک جمع است و کسی است که به دنبالش بوده‌اید.

۷- عاشق وقت‌گذراندن با او هستید:

این مساله واضح ولی در عین حال بااهمیت است. شما به دنبال دیدن او هستید. اخیرا قدم زدن با او، زیباترین راه گذراندن یک بعدازظهر است؛ به‌علاوه وقتی از او دورید، آرزو می‌کنید که کاش پیش شما بود.

۸- مطابق با میل او رفتار کنید:

سعی می‌کنید با اینکه برخی از کارها مثل رفتن به کتابخانه یا نمایشگاه برای شما خوشایند نیست ولی به خاطر خواسته او بدون جبهه‌گیری و مخالفت به انجام آنها بپردازید. متوجه خواهید شد که خود را با امیال و برنامه‌های او وفق داده و در موارد گوناگون همراهی‌اش می‌کنید.

۹- اولویت‌های دیگر عقب‌نشینی می‌کنند:

شما عادت دارید ظهرها به باشگاه ورزشی بروید اما اگر او برای ناهار وقت داشته باشد ترجیح می‌دهید با هم به رستوران بروید. شما دیگر مانند گذشته آدم سخت‌کوشی که کارهای ناتمام خود را آخر هفته‌ها با خودش به خانه می‌آورد تا آنها را انجام دهد، نیستید و به‌جای آن ترجیح می‌دهید آخر هفته خود را با او بگذرانید.

فهرست کارهای روزانه که همیشه اصرار در انجام دادن آنها داشتید اکنون به علت با او بودن دیگر رونقی ندارد و توجهی به آن نمی‌شود.

۱۰- شما به آینده‌ای فکر می‌کنید که او نیز جزیی از آن است:

در ذهن‌تان با او آینده‌ای نامحدود دارید. این آینده فقط محدود به چند روز و چند هفته نمی‌شود بلکه سالیان سال ادامه خواهد یافت. هنگامی که برای سه ماه بعد به یک جشن عروسی دعوت می‌شوید با اینکه سه ماه مانده، از اکنون از او می‌خواهید که همراه شما در آن مراسم شرکت کند.

منبع
روزنامه شرق

۳۹ دیدگاه

  1. سلام”ممنونم ازمقالتون /این احساس جدیدا درمن پیدا شده/اما نکته ای که منو مشغول کرده اینه که با اینکه حس میکنم او هم نسبت به من احساسی مشابه داره/ولی واکنشهای منفی نشون میده وانگار از ازار من لذت میبره/چرا؟

  2. حدود شش هفت ماهه که پسری وارد زندگیم شده ازش خوشم میومد تا رفت و امدمون زیاد شد و فهمیدم به دختری علاقه داره که دختر محدودیه
    ولی من دستم باز بود و باهم همه جا میرفتیم و هرکاری که میخواست میکردیم به خواسته هاش نه نمیگفتم و علاقم بهش بیشتر میشد دختره حدود سه چهار ماهه که برگشته ولی اون پسر هنوز از زندگیم نرفته بیرون نمیدونم بهم علاقه داره یا نه هر روز زنگ میزنه و دوست داره پیشم باشه
    الان نفر سوم رابطه شدم خیلی ناراحتم و دوسش دارم چی کار کنم؟

  3. عاشقی بد دردیه الان دو ساله دارم عذاب میکشم و اون عین خیالشم نیست واقعا دیگه نمیکشم این حجم از دلتنگیو

  4. دو ساله عاشق یه مردی شدم که تا به حال هم ندیدمش و فقط مکاتبه داشتیم. از خودم ۱۴ سال بزرگتره. حس میکنم مشکل روانی داره. شایدم اشتباه میکنم. حدودا هفت سال پیش عاشق یه دختری میشه که خونواده دختره بهشون اجازه ازدواج نمیدن. به خاطر اینکه این پسره خیلی متحجر و غیرتیه … اجازه بیرون رفتن و کار کردن و ادامه تحصیل دادن و حتی ارتباط با دوستاش رو به دختره نمیخواسته بده!
    جدا شدن و حال این پسره خیلی خراب شد و دیگه هیچ وقت سمت ازدواج نرفت و واسه همیشه عاشق همون دختر موند. به فلسفه و عرفان متمایل شد و سرش گرم شد و بقول خودش از پس اون عشق ، به یه چیز بالاتر حقیت و خدا و ‌… رسید.
    اما این آدم با وجود وفاداریش به عشقش تو فضای مجازی با آدم های زیادی ارتباط برقرار میکنه هم خودش شروع میکنه هم از طرف بقیه ممکنه شروع شه. ولی بهرحال این پسر که من هم اسیرش شدم، با وجود خلوصی که ازش دم میزنه، با دخترها ارتباط برقرار میکنه. در مورد خودم که اول خودش شروع کرد و آشنایی از یک گروه آموزشی زبان شروع شد بعد به اینستاگرام رسید و من دکلمه هاش رو گوش کردم و بسیار جذب شدم. بعد عید سال ۹۵ برام تبریک فرستاد و این اولین ارتباط مستقیمی بود که بینمون شکل گرفت! از اونجا که پیشتر عاشق صداش شده بودم به صحبت کردن باهاش تمایل نشون دادم. این رابطه معمولی چند ماه ادامه پیدا کرد ولی بسیار محدود. تو طول اون مدت نه تنها بیشتر ازش خوشم نیومد، بلکه شناختم بهش باعث شد ازش کمی متنفر هم‌ بشم. تا جایی که شهریور ۹۵ تو یک پیام از عکس پروفایل من انتقاد شدید کرد و وانمود کرد که غیرتی شده از اون روز جنس حرف های ما تغییر کرد و بعد از اینکه صراحتا گفت من تو رو دوست دارم ولی عاشق همون نفرد اول هستم و نمیتونم عاشق تو باشم، تصمیم گرفتیم رابطه رو واسه همیشه قطع کنیم. من خیلی منسجم بودم و تونستم براحتی بذارمش کنار! اما دو سه ماه بعدش یه پیامی که توش ابراز محبت مستقیم و دوستِت دارم داشت برام فرستاد که من اون پیام رو بی جواب گذاشتم ولی فکرم مشغول شد! بعد از چند ماه رابطه از طرف من مجددا شروع صد و این آدم بشدت جبهه در برابر من گرفت. گاهی هم باهام خوب و احساسی برخورد کرد و اغلب معمولی و کوبنده و تند و جز تحقیر و توهین چیز دیگری نثار من نکرد. یجورایی با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن. رابطه مون تو این یک سال و خورده ای اخیر با فواصل نسبتا طولانی مثلا دو سه ماهه که غالبا از طرف من بوده ادامه پیدا کرد. و چیزی که در حال حاضر تو فروردین ۹۷ شاهدش هستم کوبیده شدن من و تحمل تحقیر و توهین های پی در پی و مکررِ اون آدم هست که من رو ناتوان و عاجز از هر کاری کرده. طوریکه گاها با لحن تند و زننده ای بهم میگه بفهم من عاشق اون دختر اول هستم …. بفهم ! من بارها تلاش برای فراموشیش کردم اما نتونستم. تو شخصیتش بجز چالش های روانی و رفتارهای خارج از حد نرمالش، چیزایی دیدم که من رو شیفته ی خودش کرده‌. جنس سلیقه ی موسیقیاییش، احساسی بودنش، وفاداریش به یک نفر، اهل شعر و ادبیات بودنش و …. طوری که هیچ کس رو حتی لحظه ای نمیتونم بجاش تحمل کنم. و همه این احساسات با این وجود هست که تا به حال ایشون رو حتی یک بار هم از نزدیک ندیدم و گوشه ای از دستشون به دست من برخورد نکرده! الان که دارم مینویسم سعی کردم از فضای مجازیم محوش کنم و بعد از ۷ ماه چت تلگراممون رو پاک کردم. ولی غصه دار تر از همیشه و اندوهگین ترین حالت ممکنم رو دارم. با قرص میخوابم و نظرم در مورد خودکشی تقریبا قطعی شده. ولی دلم میخواد قبل از این که این زندگی خالی از مهر و محبت و پر از هیچم رو تمومش کنم، حداقل یک بار ببینمش ….. و این عشق نفرت انگیز دروغین رو از نزدیک لمسش کنم!
    زمان زیادی گذاشتم و نوشتم، هر کسی تا اینجا خوند این رو از من که ۲۴ سال سن دارم و اولین و احتمالا آخرین عشق رو با ترس و تهدید و تحقیر تجربه کردم بپذیره؛ چت های بی مورد و الکی رو ساده نگیرید .. فک نکنید عشق فقط لمس کردن طرف مقابل هست ‌.. از فاصله ی دور بدون اینکه از بوی عطر هم مست شید هم‌ میتونید به اسارت این حس دیوانه کننده در بیاید. اگر میخواید اسیر نشید، جواب هیچ غریبه ای رو توی فضای مجازی ندید، من آسیب دیدم! به بهای زندگیم …..‌…..‌.

    • با سلام
      همه ماها روزی عاشق می شویم و درد و رنج و شیرینی عاشقی را می چشیم.
      و خیلی مواقع خودمان هم در شکست عشقی مقصر هستیم
      با رفتارهای نسنجیده و افراط و تفریط و سوءظن و عدم مدیرت محبت و عاطفه نسبت به معشوق
      من خیلی مواقع عاشق شدم و جنس وجودیم معمولا دلدادگی است.
      فکر می کنم این یک موهبت و نعمت خدایی است که من عاشق او بشم
      ولی متاسفانه عاشق غیر او شدم و مجازاتش هم همین درد و رنج هایی است که در عشق به غیر خدا کشیده ام.
      لذا از خواهر خوبم میخوام که دلت رو به خدا بده و از او مدد بگیر و او همیشگی است و کامل است و هیچ وقت به خاطر یه موجود دیگر که روزی زیباییش و دلدادگی اش از بین میره دل نبند و لی محبت بکن و باید قلب خودمون رو با دقت بپاییم و مراقبت کنیم وگرنه در همین محبت کردن ها و عاطفه ها دل میدیم و موضوع سخت شده و دچار همین بلاها و رنجها میشیم.
      من عاجزانه از شما میخوام که به فکر زندگی دوباره و با عشق و محبت به خدا باشید و اشک هایتان را حرام کسی غیر او و اولیایش نکنید و از دوباره عاشق خدا و اولیایش شده و به دیگران در حد معقول محبت کنید.
      ولی هیچ وقت فکر خودکشی و امثال اینها نباشید.
      شما قوی هستید که عاشق شدید. پس به خودتان هم عاشق شده و احترام بذارید و ارزش خود را با این فکرها کم نکنید. موفق باشید

  5. منم تازگیا یه حس عجیبی پیداکردم
    هروقت میخوام بخوابم به اون فک میکنم
    اونم هروقت منو میبینه بهم لبخند میزنه یاسعی میکنه من هرجایی که هستم اونم باشه
    نمیدونم این حس عاشقیه یا یه هوس زودگذر؟؟!!

  6. من یکبار در زندگی عاشق دیدگاه و شخصیت یه نفر شدم ترکش کردم چون عاشق واقعی بهترینو برای معشوق میپسنده و بهترین برای او من نبودم اگر حقیقتمو میدونست نمیدونم چطور برخورد می کرد چندساله هر شب با یاد اون می خوابم و بیدار میشم مرگم فرا نمی رسه چون جسمم جوانه چرا هر روز چشمهام دوباره باز میشه در حالیکه تمایلی برای زنده بودن ندارم

  7. من یبار عاشق شدم ولی چون منو ترک کرد نتونستم با خودم کنار بیام. سریع وارد رابطه دوم شدم و اشتباه کردم .الان در شرف ازدواج ام با نفر دوم ولی هنوزم مطمن نیستم که دوسش دارم یا نه.یه روزایی عاشقشم اما یه روزایی مرددم و حس هام میپره.
    واقعا دوسم داره و عاشقمه و من از اینکه بخوام ترکش کنم میترسم .میدونم که پشیمون میشم.چون مطمنم هیچ کس مثل ایشون منو دوست نداره و نخواهد داشت.از طرفی اگه وارد زندگی بشم و بفهمم که دوسش نداشتم دیگه راه برکشتی نیست و بابد تا اخر عمرم با سردرگمی زندگی کنم.امیدوارم ازدواج کنم و بفهمم عاشقشم…خدایا خودت کمکم کن?????

  8. پریسا بسی تنها

    عشق واقعا وقتی عشقه که به دوست داشتن خدا بیانجامه.من تو سن کودکی و نوجوانی عشق واقعی همون عشقی که به عشق به خدا انجامید رو تجربه کردم.اما اون من رو دوست نداشت و بماند که چقدر عذابم داد.خواستم بگم همه ی آدم ها فقط یک بار عاشق میشن.بقیش یا خودشونو گول میزنن که عاشق شدن،یا دنبال یک فرد با موقعیت مناسب برای گذران مابقی عمرن.عشق عزیزم کجایی.کاش پیشم بودی.کاش میشد یک ثانیه ببینمت بعد بمیرم.زندگی بی تو هیچ معنی یا لذتی نداره.۹ ساله که ترکم کرده.اما مگه ۹ ثانیه تو این ۹ سال شد که فراموشش کنم.یه بیت شعر تقدیم به همه شکست خورده ها:گر شبی تنها شدی در خلوتی یافتی از بهر گریه مهلتی که یک اشک گونه ات را تر نکرد درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی یاد کن از من که دیگر نیستم…

  9. جالب اینه که همه ویژگی ها رو داشتم. آخریش که راجع به عروسی گفت خیلی باحال بود. همش دارم به اون روز فکر می کنم. اونم هست. امیدوارم منو ببینه.

  10. باسلام
    مطالب خیلی جالبی بود
    من خودم عشق رو تجربه کردم و بهشم پایبند بودم و به نظر بنده لذت بخش ترین احساس یک انسان تجربه عشقه چه مادی و چه معنوی و ذهنی

  11. منم عاشق شدم.:) از حدود ۸ ماه پیش.
    اونم عاشق منه 🙂
    تا الان خیلی مشکل سر راهمون پیش اومده.ولی کم نیاوردیم و تحمل کردیم.
    عشقمون پاک و مقدسه.
    میدونم که خدا ما دوتارو به هم میرسونه
    امیدوارم همه کسایی که اینجوری با هم صادقن و احساسشون پاک و قشنگه،به هم برسن.
    من اگه از الانم یکم ضعیف تر بودم،تا الان این رابطه خراب شده بود.
    از من به شما دوستای عزیز نصیحت:به خاطر عشقتون فداکاری کنین و هر مشکلی براتون پیش اومد تحمل کنین.
    حتی اگه خانوادتون مخالف بودن سعی کنین وسعت عشقتونو بهشون نشون بدین.
    کم نیارین هیچ وقت.
    از خدا کمک بخواین و برای رسیدن به کسی که عاشقشین تلاش کنین.
    با ارزوی موفقیت برای همه

  12. ۲سال پیش عاشق دختری شدم که به مرور فهمیدم دختر خوبی نبوده ،کار از کار گذشته بود دیگه عاشق شده بودم خیلی سخت بود خیلی رنجوندمنو.تصمیم گرفتم فراموشش کنم،تو همین دوره احساس کردم اون عاشقم شده که باعث شد انتقام بگیرم از اون و تمامی کارایی که اون موقع میکرد و منو میرنجوند سرش اوردم.خوشحال نبودم ولی این کار باعث شد که برام یه ادم عادی شه که بتونم ترکش کنم.۲ سال بود که ندیده بودمش یه روز تو یه کافی شاپ دیدمش،تا دیدمش هول شدم انم منو دید هول شد چند ثانیی کشید تا هر دوتامن جمع جور شیم ولی اون حس رو نداشتم فقط یکم جا خوردم .عشق مثل یه تصادف که زخمش خوب میشه ولی جایه زخمش میمونه و عوارضی هم داره مردی که عاشق میشه دیگه هیچ وقت اون ادم سابق نمیشه

  13. من پدرو مادرم عاشق هم بودن! تا۱۵/۱۶سال هم زندگی عاشقانه و قشنگی داشتن! ولی بابام خیانت کرد و زندگیمونو جهنم کرد! منم ازهرچی عشق و عاشقیه بیزار شدم تا چن ماه پیش که عاشق یه پسری شدم! مطمئنم نبودم حسم عشقه! ولی الان مطمئن شدم! میدونم اونم بمن یه حسی داره! ولی جفتمون به حدی مغرروریم که به روی هم نمیاریم! جفتمونم حالمون خرابه! عشق اول و اخرش تباهیه ولی حیف ک اومدنش دست خودمون نیس

  14. سلام.منم دوسال ونیم به یه نفری عاشق رشدم یه ماه بهم خیانت کرده خیلی عذاب میکشم توروخدا کمکم کنین

  15. عشق یک درد کلیه فقط رسیدن ب معشوقه ک میتونه این دردو درمان کنه

  16. جالب بود

  17. سلام من دوازده سال پیش عاشق پسری شدم اونم منو خیلی دوست داشت ما چهار سال با هم بودیم که یه اتفاقی افتادو ما از هم جدا شدیم برام خاستگار اومد ومادر پدرم موافقت کردن من رفتمو عشقم موند با یه دنیا آوارگی نتونس فراموشم کنه منم نتونستم از فکرش بیام بیرون الان که هشت ساله از جداییمون گذشته اون هنوز ازدواج نکرده نتونسته فراموشم کنه میخوام برگردم پیشش میخوام از شوهرم جدا شم از بچه هام چون واقعا برام سخته دوری عشقم الان یه ماهه باهمیم منو میخواد همه جوره به پام نشسته تا برگردم ازتون میخوام واسمون دعا کنین .به هم برسیم?

    • خانوم توروخدا اون حسو بخاطر بچه هات این کارو نکن! چطوریه مادر میتونه ازعشق مادرانش بگذرع؟زندگی من و برادرم هم تباه شد سر همین موصوع! گناه ماها چیه که باید به پای اشتباه عشقی و ازدواج شماها بسوزیم؟وقتی انقدرعاشقین ازدواج نکنین که چن تا موجودبی گناه تلف بشن! وجدان داشته باش لطفا

  18. سلام. عشق اگه پاک باشه به دوست داشتن خدا منجر میشه و ای کاش لایق باشم تا عاشق خدا بشم . چه حس عجیبی . دیگه هیچی پای اون عشق نمیرسه

  19. عشق خیلی بده ازش بدم میادوقتی عاشق میشم میدونم که تااخرش این عشق وجودنداره. همیشه ازش ضربه میخورم امشبم براهمیشه ازعشق خداحافظی کردم.امیدوارم دیگه هیچوقت عاشق نشم.

  20. ما عاشق هم شدیم بی صدا و بعد ۱۲ سال بادل غصه دار و تنگ ، ازدواج کردیم . من باشوهرم زندگی آرومی دارم و او با زنش زندگی کسالت بار، که ۴ ساعت تو خونشه و باقی روز به کار سرگرمه. به خاطر مادرم که مخالف بود و مادرش که منو طرد کرد. فقط یه جمله میگیم دیدار به اون دنیا ، انتظار عجیبیه. دلم میخواد عشقم یادم باشه حداقل ! حداقل !

  21. من عاشق دختر عمه عززیزمم. وقتی نمیبینمش خیلی دلم براش تنگ میشه وقتی ازش دورم. همش بهش فکر میکنم البته خودشون دارن واسه عید میان۹۵

  22. چند بار عاشق شدم،با حسای متفاوت ولی به وصال نرسید عشق من.الآن همسرم دوست دارم ولی عاشقش نیستم.منی که عشق رو قبلا تجربه کردم وضعیت فعلی خیلی کسل کنندس ولی باید به تعهد به همسر پایبند بود تا آخر عمر.

  23. عاشق دختری شدم که نمیدونم اونم منو دوست داره یا نه ولی باهم بیرون رفتیم ولی به جز من با پسرای دیگه هم بیرون میره

  24. وای من عاشق شدم! خیلی سخته! دارم عذاب می کشم! نمی دونم باید چی کار کنم!!! 🙁

  25. دوستت دارم…ولی سرنوشت مارو از هم جدا کرد..بدون اون زندگی برام تموم شده است. عاشقی قشنگه ولی جدایی خیلی سخته خیلی خیلی خیلی.

  26. عاشقشم ولی نمیدونه کاش اونم دوسم داشته باشه

  27. منم عاشقم اما چقدسخته آدم ندونه به عشقش میرسه یا نه!

  28. سلام خیلی جالب بود ممنون

  29. ممنون عالی بود حس عاشقی خیلی قشنگه منم عاشقه همسرمم

  30. من ازته دل عاشق شوهرم هستم.اما شوهرم خیلی راحت دوست دختر پیدا میکنه ومن ماندم ویک دل پرغصه………

  31. خیلی جالب بود.فهمیدم که عاشقم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *