کانال تلگرام پارسی طب صفحه اینستاگرام پارسی طب
درمان افسردگی زنان بعد از طلاق
درمان افسردگی زنان بعد از طلاق

درمان افسردگی زنان بعد از طلاق

جدایی دردناک است و این یک حقیقت تلخ است. مگر این که شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. از دست دادن عزیز همواره یکی از بدترین تجربه‌هاست. شخص دوست دارد در چنین شرایطی به گوشه‌ای برود و با خودش تنها باشد و تمام اینها پس از گریه کردن است.

شاید گریه کردن ساده‌ترین کاری باشد که در چنین مواقعی می‌توان انجام داد.اما فرد نیاز به زمان دارد. زمانی برای سپری کردن و غلبه بر سختی و التیام نسبی زخم‌ها.

کارشناسان این زمان را زمان سوگواری می‌نامند. چنانچه شما نیز عزیزی را از دست داده‌اید و یا پس از مدتی که در زندگی مشترک بوده‌اید از همسرتان جدا شده‌اید ، نیاز به این زمان سوگواری دارید. پس نخواهید آن را انکار کنید.

اما بهترین راه برای بهتر سپری کردن این دوران چیست؟

واقعیت این است که پاسخ این پرسش بستگی دارد به این که شما چه نوع شخصیتی دارید. برخی افراد خود را در کارشان غرق می‌کنند ، برخی دیگر در خانه می‌مانند و غصه می‌خورند. برخی دیگر نیز به افراط و تفریط در کارها می‌پردازند.

بهترین راه علاج آن چیزی است که به جایگزین‌درمانی معروف است. به این معنی که فقدان یا کمبود عشق و محبت را با فعالیت یا کار دوست‌داشتنی دیگر جایگزین کنید. برای مثال، با تغذیه مناسب و رفتن به سالن‌های ورزشی و انجام فعالیت‌های ورزشی به جسم و بدن خود محبت کنید. اما این که چگونه کار را آغاز کنید به ترتیب زیر است:

با بخشش شروع کنید

جدایی و طلاق بسیار دردناک است و شاید زخم‌های زیادی از آن بر روح و روان طرفین مانده باشد ، اما بدانید قطعا شما نیز گفتار و کردار زیبا و دوست‌داشتنی در این باره نداشته‌اید. هر دو از هم رنجیده‌خاطر هستید ، اما مرور اتفاقات تلخ فقط حال تان را بدتر می‌کند.

پس سعی کنید با وجود مخالفت با برخی رفتارها بتوانید از آن ها بگذرید و خود را به دست پروردگار بسپارید. البته این کار ساده نیست، اما بهترین مجرا برای خروج و تخلیه ناراحتی و خشم به شمار می‌رود.

ورزش یعنی خروج از افسردگی‌

تیلور، یکی از استادان دانشگاه استانفورد معتقد است ورزش یکی از شیوه‌های موثر برای خروج از افسردگی است. تاثیرات مثبت ورزش بر بدن همواره مورد توجه قرار می‌گیرد اما تحقیقات مشخص کرده است افرادی که ورزش می‌کنند با تقویت حافظه و روحیه احساس رضایت بیشتری از زندگی می‌کنند.

ورزش با کاهش استرس و افزایش احساس شادابی موجب احساس بهتر و رضایت بیشتر در افراد صرف‌نظر از وضعیت زندگی و مشکلات می‌شود.

متخصصان معتقدند ورزش مانند داروی ضدافسردگی عمل می‌کند و چنانچه روزانه ۳۰‌‌دقیقه سریع راه بروند یا به طور منظم ورزش کنند ، پس از ۱۰ روز تاثیر آن را در بهبود وضعیت روحی و شادابی خود خواهند دید.

از طرف دیگر، چنانچه ورزش به مدت طولانی در فعالیت‌های ثابت روزانه گنجانده شود ، موجب عملکرد بهتر مغز شده و مواد شیمیایی مسوول داشتن احساس بهتر و رضایت وارد خون می‌شود.

روابط دوستانه را گسترش دهید

به جای انزوا و دوری از جمع روابط دوستانه را گسترش دهید. به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌کند.

در روابط دوستانه مهر ورزیدن وجود دارد و همین امر برای تان بسیار مفید خواهد بود. حتی اگر در یک لحظه جز خودتان کس دیگری برای مهر ورزیدن وجود نداشت یا امکان مهرورزی را به شما نمی‌داد. بدانید افرادی که نمی‌توانند خودشان را دوست داشته باشند ، هرگز قادر به محبت کردن به دیگران نیز نیستند. پس از خودتان شروع کنید. اما سعی کنید رفت و آمد با افراد گوناگون را نیز تجربه کنید. به این ترتیب حتی می‌بینید که افراد خصوصیت‌ها و نقاط مثبت و منفی زیادی دارند و از این رو بخشیدن خود و دیگران نیز برای تان ساده‌تر می‌شود.

به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌کند.

به خودتان بیندیشید

با خواندن یک اثر یا مطلب آموزشی – ادبی یا علمی- فکر خود را دوست بدارید و به پرورش آن کمک کنید. با آرامش و پاک کردن فکر خود از مسائل نا خوشایند یا نشستن کنار رودخانه یا دریا به روح خود عشق بورزید و به شادابی آن کمک کنید. احتمالا منظور اصلی و جان مطلب را گرفتید. انتخاب فعالیت‌های انرژی‌زا و خشنودکننده می‌تواند موجب رضایت شما از خود به عنوان یک انسان مستقل شود و موجب شود تا بتوانید بهتر بر شرایط موجود غلبه کرده و آن را بپذیرید.می گویند در پس هر تاریکی روزنه‌ای برای نفوذ روشنایی است. فقط باید با پیدا‌کردن آن روزنه به قلبتان به روشنایی آن کمک کنید.

به این ترتیب در حدود ۲ سال دیگر می‌توانید به حالا فکر کنید و از این که بهترین کمک را به خود کردید ، احساس رضایت کنید و از اتفاقاتی که برایتان افتاده خوشحال شوید یا می‌توانید وقت خود را صرفا با غصه خوردن سپری کنید. البته با انتخاب راه دوم وقتی در آینده به این لحظات می‌اندیشید جز تاسف و نارضایتی چیزی عایدتان نخواهد شد. حالا کدام راه را انتخاب می‌کنید؟!

ویلیام شکسپیر می‌گوید: افرادی که حوصله ندارند چقدر ناتوان هستند. آنچه آسیب دیده بتدریج بهبود می‌یابد ، پس با خود مهربان باشید و بدانید غم‌ها به آرامش می‌رسند. پس انتخاب کنید که رضایت و شادی می‌خواهید و به گذشته فکر نمی‌کنید. حالا فقط امکان حرکت به آینده است. به خود فرصت بدهید با رعایت موارد فوق تجربه‌های تلخ را با افکار خوش پشت سر بگذارید.

۷۳ دیدگاه

  1. سال ۸۷ بود که اولین بار در دانشگاه دیدمش.. از همون اول طوری رفتار میکرد که عاشقم شده و واقعا عاشقم بود برای بدست آوردنم با همه جنگید. منم جنگیدم. با خانواده هامون جنگیدیم تا سال ۹۳ ازدواج کردیم. از بعد از ازدواج در پی دخالت های خانوادش و بی پولی همسرم، من عصبی شدم و پرخاش میکردم. یکی دوبار حرف جدایی زدم ولی همسرم همش مخالفت می کرد. کارمون به جایی رسیده بود که در عین عاشق بود همدیگرو کتک میزدیم.خانواه همسرم فهمیدن و شدن کاسه داغ تر آش و همسرمو تحریک کردن که منو طلاق بده.
    سال ۹۴ جدا شدیم توافقی. ولی بازم نتونستیم دور باشیم. به دور از چشم همه با هم در ارتباط بودیم. بیرون میرفتیم سفر میرفتیم. ما عاشق هم بودیم. ما فقط شرایط زندگی کنار همو نداشتیم.
    با هم در ارتباط بودیم تا این سفر آخر که بعد ازینکه برگشتیم همسرم پیام داد که دیگه منو نمیخواد و هیچ حسی بهم نداره.
    نمیدونم چیکار کنم. خیلی کلافه ام. من خیلی دوسش دارم. نمیدونم یهو چی شد.

  2. ۱۲۳- پر واضح است که احاطه و اقتدار زن بر مرد بسیار عمیق تر است زیرا ولایت زن بر دل و اراده مرد است. پس اگر زن بخواهد بر حق و دین خدا عمل کند محال است مرد تن در ندهد. و این بدان معناست که علت العلل تباهی زناشوئی، زن است نه مرد. زیرا ضعیفه بودن زن یک امر بیرونی و سطحی است. زن اگر بخواهد زندگیش را اصلاح کند می تواند. از اینجاست که به قول رسول اکرم (ص) اکثر زنان دوزخی هستند زیرا از این اقتدار الهی خود عمداً و آگاهانه سوء استفاده می کنند. به همین دلیل بسیار بندرت زن مطلقه سعادتمند می شود زیرا باعث اصلی اکثر طلاقها زن است. اینست که آخرالزمان جهنم تباهی زن شده است.

    ۱۲۴- زن باید بداند شوهری که بنده و مرید اوست در خفا مرید شیطان است و این زندگی در سراشببی فروپاشی قرار دارد. پس وای بر زنی که شوهر ایده آلش را مردی مرید و بنده خود و بی اراده بداند. او بدترین شوهر دنیا را برگزیده است و این ارضای نفسانیش از بندگی شوهرش به یکسال نمی پاید که بر سرش می شکند و تازه می فهمد که کل بار دنیای زندگی را بر دوش کشیده و مردش جز بولهوسی کاری نمی کند. و این بزرگترین فاجعه عصر ما در انتخاب شوهر است که مظهر کمال حماقت زن مدرن است.

    استاد علی اکبر خانجانی

    کتاب فریادِ زن

  3. سلام من ۴ماهه کارمون طلاق کشیده شوهرمو با زن داداشم یجا گرفتن من خیلی سختیا کشیدم شوهرم مرزبان بود دوماه میموند سره کوه منتظرش میموندم اومدنیم دخالتای خانوادشو بداخلاقیای خودش نمیذاشت زندگی کنم خیلی دوسش داشتم درحالیکه منو خانواده اونا زمین تا اسمان فرق داشت من بدختر بودم اما اونا ۹تا فرزند بودن الانم احساس بدبختی میکنم میگم دنیا اخرشه خودمو بدبخت کردم

  4. سلام خسته نباشین من سه ساله ازدواج کرده بودم این ازدواج سنتی اتفاق افتاد و اصلا همدیگرو نمیشناختیم من واقعا تو زندگیم سنگ تموم گذاشتم به خونه خرج نمیکرد همیشه میگفت پول ندارم ملدرش یکدم دخالت میکرد تااینکه ۹ روز پیش کتکم زد و از خونه بیرونم کرد خیلی روحیم خرابه دارم دیوونه میشم اصلا نه پیگیرم شده نه زنگی نه پیامی نمیدونم چطور این وابستگی رو از بین ببرم از لحاظ احساسی هم بهم نمیرسید ولی نمیدونم چرا وابستش شدم دارم دیوونه میشم توروخدا کمکم کنین??

  5. سلام دوستان خوبم . من ۹ سال با همسرم زندگی کردم و نهایتا بهم خیانت کرد و با همون زنی که باهاش رابطه داشت ازدواج کرد . بعد از طلاق سعی کردم تعادلم رو حفظ کنم شروع به درس خواندن کردم الان هم دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی هستم . هیچوقت گذشته رو نمیشه فراموش کرد . گذشته بخشی از زندگی ماست . فقط باید مواظب عزت نفس خودمون باشیم و خودمون رو با کارهای مفید سرگرم کنیم وگرنه از قبل هم اوضاع بدتر میشه . طلاق رو به عنوان یه فرصت ببینید و از اون برای پیشرفتهای خودتون استفاده کنید . به حرفها و زخم زبونهای دیگران گوش نکنید و به جلو پیش برید . من وقتی طلاق داده شدم یک ریال هم نداشتم و مهریه بالا هم نداشتم که بتونه کمکم کنه از نظر مالی ولی خدا رو شکر الان وضع مالیم بد نیست و الان دارم ذهنمو سروسامان میدم و برای دکترا آماده میشم . به جای غصه خوردن باید یاعلی گفت و از نو شروع کرد . ناامید نباشید . کسانی که قصد آزار و اذیت دیگران رو دارن نهایتا به خودشون هم آسیب میرسونن . به امید موفقیت همه زنان مهربون و فداکار .

  6. این ببماری متاسفانه درمان قطعی نداره

  7. همسر من هم پارانویید است چند سال اول دخالت های خانوادش و دو سه سال اخیر هم بیماریش زندگیم رو جهنم کرده یک روز خوش باهاش نداشتم ولی از جدایی هم میترسم کارم شBده گریه

  8. فقط دلم برای خودم میسوزه ک چرا تواین سال بایدمطلقه شم تواوج جوونیم واردخانواده ای شدم ک ازهرنظر زمین تاآسمون باهم فرق داشتیم ومنم این دوسال به بدترین نحوشکنجه شدم تواوج جوونیم زندگیم جهنم شده بودو چیزی نمیگفتم بخاطرآبروم ولی هرروز قهرودعواک همیشه هم من بایدمیبخشیدمو پاپیش میذاشتم ازبس بدبخت بودم فقط دلم محبتی میخواست ک مثل خودم خالصانه باشه اماهیچ محبتی به من نکرده آرزوی یه نوازش ازروعشق ن ازروهوسو به دلم گذاشت.تاجایی ک شبوروزم گریس اماواسه اوناهیچی فرق نکرده بااین ک ازخانواده بزرگوباشخصیتی هستیم و طلاق خیلی برامون آبروریزیه ولی دیگه پدروبرادرم گفتن هرتصمیمی بگیری ماپشتیم دیگه دلم سردشده ازمردی ک ازخودش هیچ اراده ای نداره وگوش به فرمان مادرشه.فقط خودمونمیدونم میتونم بااین دردکناربیام یان مطمئنم کارم به جنون کشیده میشه ازشدت ناراحتی.

  9. سلام فروردین ماه از همسرم جدا شدم سه سال اول ازدواج به واسطه دخالت های خانواده ایشون ونادیده گرفته شدنم مشکل داشتیم و یک سال و نیم بعد با بد اخلاقی کتک و بی اعتنایی همسرم و اینکه مدارکی از همکار نیمه مطلقه ایشون پیدا کردم و شک کردم مورد خیانت قرار گرفتم و الان متوجه شدم همسرم با اون خانوم که وارد زندگی زناشویی من شده بود ازدواج کرده احساس خیلی بدی دارم سرنوشت و آینده من رو بازیچه خواسته های خودشون کردند.

  10. تنهاترین تنها

    من هنوز طلاق نگرفتم اما بعد از دوسال ازدواج سر یه اتفاق متوجه شدم شوهرم بیماری روحی داشته که مخفی کردن خونوادش و طی این مدت دوسال بدترین نوع رفتارو داشتن بامن اما شوهر واقعا ادم خوبیه و شدیدا همدیگر رو دوست داریم…دو ماهه ندیدمش و نابود شدم از غم نبودن و ندیدن و تنهایی با اینکه اگر بهم میگفتن میموندم کنارش ولی چون خانوادش بهم تهمت زدن نمیتونم طاقت بیارم و برگردم…دعام کنید و دعاتون میکنم که هرچی خیره برای هممون پیش بیاد

    • شما هم دردت با من مشترک، منم خانم مشکل اعصاب داشت، نمیتونست خودشو کنترل کنه، خیلی هم دروغ میگویند، شش ماه بیشتر با هم زندگی نکردیم، الان دارم دیونه میشم آخر دوست داشتم اما هر کاری کردم درست نشد آخر من درخواست طلاق دادم

  11. یادم رفت این نکته رو بگم ایشون بیماری پارانوئید داره و به همه چیزو همه کس شک داره میگه نمیتونه به من اعتماد کنه که قبلا موردی نداشتم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *