تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده

تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده

تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده چیست؟

پاسخگوی سئوالات زیر آقای حسین خیراندیش، رئیس انجمن تحقیقات حجامت ایران می باشد.

– جناب آقای خیراندیش، بفرمایید با وجود شتاب علم در دنیای امروزی، می توانیم از “حجامت” به عنوان یک روش درمانی استفاده کنیم؟

هر روش درمانی که سابقه ی بیشتری داشته باشد، از نظر علمی معتبرتر به حساب می آید،
زیرا تجربیات درمانی مثبت یا منفی به معنای حیات انسان ها یا اتلاف جان انسان هاست.

وقتی گفته می شود یک روش درمانی هزار ساله یا هفت هزار ساله،
یعنی میلیاردها انسان در طول سال های متمادی، این روش درمانی را تجربه کرده اند و از آن بهره گرفته اند،
بنابراین ما حق نداریم تجربیاتی را که به قیمت جان انسان ها تمام شده است، به راحتی زیر پا یا کنار بگذاریم.

این که برخی می گویند روش درمانی قدیمی به جرم قدیمی بودن منسوخ است،
از نظر علمی استدلال غیرعقلایی و غیرعلمی است، زیرا اگر بخواهیم هر روشی را جایگزین کنیم،
باید دوباره جان انسان ها را ملاک تجربه قرار دهیم تا بعد از سال ها بفهمیم این روش درمانی مفید هست یا خیر.

در بین روش های طب سنتی، چه روشی می تواند برای درمان همواره مورد استفاده قرار گیرد؟

در بین مجموعه ی روش های طبی که شامل استفاده از گیاهان دارویی، داروهای معدنی و حیوانی و رفتارهای درمانی است،
تنها رفتار استراتژیک، فراگیر و عمیق مورد استفاده در تمامی طول عمر از طفولیت تا کهنسالی،
“حجامت” است که به منظور درمان یا پیشگیری انجام می شود.

انسان برای پیشگیری از ابتلا به بیماری ها می تواند با سالی حداقل یک یا دو مرتبه حجامت کردن،
بسیار کمتر در معرض بیماری قرار گیرد و برای درمان به تناسب نوع بیماری،
مزاج و طبع خود می تواند از یک نوع حجامت خاص به صورت حجامت گرم و خشک (بادکش) یا حجامت تر(خون گیری) استفاده کند.

در مؤسسه ی تحقیقات حجامت ایران بیش از۴۰ طرح برای حجامت گرم و خشک
و حدود ۷۰ طرح برای حجامت تر طراحی شده و هم اکنون توسط پزشکان اجرا می شود.

بنابراین اولاً همه ی حجامت ها خون گیری نیست.
ثانیاً میزان دفع خون نقش اساسی در درمان ندارد، به طوری که حتی با گرفتن تنها ۳ سی سی خون می توانیم به درمان برسیم
و بالاترین حجم خون در حجامت ۳۰ تا ۵۰ سی سی است و جریان خون بعد از آن قطع می شود.

پس نگرانی در مورد کاهش حجم خون بی مورد است.
ضمن این که درمان به وسیله ی حجامت برای بیماری های مختلف فرق دارد.
مثلاً حجامت بیمار مبتلا به سردرد میگرنی با بیمار دیابتی یا بیمار دارای دیسکوپاتی (بیماری های مربوط به دیسک)
با بیمار سیاتالژی(مربوط به عصب سیاتیک) متفاوت است.

توجیه علمی حجامت تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده

تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده چیست؟

در طرحی پژوهشی که در بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد،
فاکتورهای بیوشیمی موجود در خون وریدی(خون اهدا شده) را با خون حجامت،
هم زمان مقایسه کردیم که تفاوت های فاحشی مشاهده گردید.

طوری که فقط میزان کلسترول خون حجامت، ۵/۲ برابر بیشتر از خون ورید بود،
بنابراین برای کاهش میزان کلسترول خون، انجام حجامت بسیار مفید است.
همچنین درباره اینکه تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده چیست ، هم زمان سم موجود در خون حجامت را با سم خون وریدی مقایسه کردیم
که دریافتیم سم موجود در خون حجامت ۲۳ برابر سم خون وریدی بود
که با توجه به فراوانی مسمومیت های غذایی، شیمیایی، آلرژیک و تنفسی که بر اثر پراکندگی سرب
و آلاینده های دیگر در محیط های صنعتی و عمومی و شهرهای بزرگ وجود دارد، حجامت برای مقابله با این تهدیدات جانی کافی است.

جالب است بدانید که پیامبراکرم(ص)، حضرت علی(ع) و امام صادق(ع) این موضوع را متذکر شده اند
که “سم از هر کجا وارد بدن شود، از محل حجامت خارج می شود” یا “از موضع حجامت، چیزی جز سم دفع نمی شود”.

تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده : میزان کلسترول خون حجامت، ۵/۲ برابر بیشتر از خون وریدی است،
بنابراین برای کاهش میزان کلسترول خون، انجام حجامت بسیار مفید است. همچنین سم موجود در خون حجامت ۲۳ برابر سم خون وریدی است.

بر اساس طب سنتی انسان های دارای مزاج دموی، صفراوی و معتدل بیشتر به حجامت تر (خون گیری)،
انسان های بلغمی به حجامت گرم و خشک (بادکش) و
انسان های سوداوی مزاج با تمهیدات دارویی به حجامت تر نیاز دارند.

نمونه های دیگری از بیماری ها وجود دارد که با حجامت درمان شده اند؛
مثلاً برای درمان یک کودک ۲ ساله که دارای بیماری هیدروسفالیک (سر بچه بزرگ می شود
و در طب کلاسیک با گذاشتن “شنت” آب مغز را به طور مستمر دفع می کنند) بود،
سه مرحله حجامت در طول سه ماه، با حجم خون گیری ۳ سی سی در هر مرحله انجام شد و کودک درمان گردید.

در مورد دیگری حجامت باعث تقویت هورمون رشد برای افزایش قد در ۵۰ نفر شد.
بسیاری از پزشکان تعجب می کنند و می گویند:
” مگر می شود چنین بیمارانی را درمان کرد؟”
جواب این است که بله، این کار شدنی است.

بنابراین حجامت روشی به ظاهر ساده و در واقع فوق العاده پیچیده است
که مزاج فرد، موضع حجامت، تعداد خراش، میزان خراش، میزان بادکش، زمان حجامت و تمهیدات آن نقش مهمی در درمان و پیشگیری از بیماری دارند.

این بود خلاصه ای از جوابها درباره تفاوت خون حجامت با خون اهدا شده و امیدواریم با یک تصمیم گیری صحیح هر یک را بموقع خود و در وقت لازم انجام دهید.

همچنین مطالعه این مقاله توصیه میشود:

توقعات بیجا از حجامت

۱۹ دیدگاه

  1. سید محمد کسایی

    سلام علیکم
    برای حجامت در یکی از کتابهای موسسه تحقیقات حجامت ، قدرت درمان ۷۲نوع بیماری اعلام شده است . از جمله هپاتیت وMS و تقویت ایمنی بدن .
    آیا نتیجه تحقیقات برای صاحب نظران و استادان رسمی دانشگاهها متقاعدکننده بوده است ؟
    گردش خون در زیر پوست با چه مکانیسمی دارای سموم بیشتر است ؟
    اگر نقش کاهنده کلسترول برای حجامت قائل باشیم ،باید حجم خون گرفته شده توجیه کننده آن باشد و نه صرف انجام حجامت .
    آیا جوامعی هستند که با انجام سنتی حجامت ، بهداشت بالاتر و تندرستی بیشتر داشته باشند ؟
    آیا سازمان بهداشت جهانی تاکنون نظری در باره حجامت داشته است ؟
    آیا روش انجام حجامت در زمان حضرت پیامبر ، مطمئنانه همینگونه بوده است ؟

  2. نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی آقای دکتر کدیور فوق تخصص جراحی قلب و عروق می گوید : “خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۳ در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به کار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است.” ( ۱۰ )

  3. با سلام به فدایی حضرت مهدی فدای تو من بشم که خیلی آقایی چون آقای زیبایی داری بنام قائم آل محمد (عج)بحساب ابجد کعبه ۹۷+۱۳ رجب =۱۱۰ بنام نامی علی بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست علی در کعبه چون آمد بدنیا شکاف کعبه میگوید همین را با هر تپشی که در دله آگاه است یک نغمه لااله الا الله است توحیدو نبوتو امامت هر سه در گفتن یک علی ولی الله است ۵تن و ۱۲ امام و۱۴ معصوم هر کدام را در خودشان ضرب کنید ۵ضرب ۵=۲۵ ۱۲ضرب ۱۲=۱۴۴ ۱۴ضرب۱۴=۱۹۶جمع این سه عدد ۲۵+۱۹۶+۱۴۴=۳۶۵روز سال ۳۶۵چه مبارک سحری بودو چه فرخنده شبی لیله القدر به کعبه علی دوش نبی حمدو قلهو ایهالکرسی به عرش کبریاء مدح او گوید به دوشه مصطفا علی در کعبه بر دوش پیمبر برای بت شکستن یا علی گفت سن پیامبر وعلی ۶۳سال ۶۳سنگ در حج به سه شیطان میزنیم و بعد رمع را سر میبریم تا حج قبلو شود این سه شیطان بدترین شیطانها در جهان بوده اند که دین اسلام را به ۷۲دو فرقه پاره پار کردند ۷۲بار قلبت میتپد به عشق حسین ضربان قلبت ۱۲ باشد ای نور عین چهارده گنگره نور در آسمان هست به نام نامی دوازده امام نام محمد علیست نام محمد شکسته بنویس عکس نام محمد علیست سرچ کنید ( گوهر بحر ولاء علی ) سایت اینجانب است ببینید نام محمد علیست علی محمد استو محمد علی صحر ابن عم وصی مصطفا حله پوشه حل اتایو انماست وارث گنجینه سر قضاء قابل تشریف قوله لافتی مولاء علیست در روز قدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند بذات حق که حق پیدا شد ابوبکر = رکب وبا عمر =رمع ابو حفص = صفح وبا ابوقاروق = قوراف وبا مدفوع وزق عثم ان و نام ثع خون حیض تف به روت اگه شیعه نشی خداوند بدن انسان را مثل ستاره با پنج عضوء بزرگ و شریف با سه عضوء گوچک و حقیر قرار داد اگر ۷۱ فرقه بدانند این سه عضوء حقیر وجود دارد همین را علم عثمان کرده و خواهند گفت حق با ماست از وضوء پرسیدم حق با کیست گفت با علی ۵ عضوء شسته میشود در وضوء سه عضوء مالیده میشود بوگندو نشوی خاک بر سر شرش را کم کن از سر با دو پای بوگندو نوک انگشتان شهادت هر دو دست را با هر دو شصت را روی هم بگذار علامت پنج تن و تمام انگشتان دو دست را در هم فرو ببر ده انگشت داری با دوشصت میگوید اینطور ضبدر حق نیست با خلفاء آن سه خلیفه بی پدر انگشت شصت به پای انگشت شهادت را هم کن ضربدر یعنی حق نیست با این سه بی پدر از نظر خدا و پیامبر ردند این سه بی پدر در نشستی که با احبا ء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شد ارزشه ولای علی بی کمو کاست جانه حضرت زهراء بود اسوه تقوای و ایمانه ناب قائمه آل محمد یاور زهرا علیست چه مبارک سحری بودو چه فرخنده شبی لیله ” القدر به کعبه وصی دوشه نبی علی در کعبه چون آمد بدنیا شکاف کعبه میگوید همین را ای ولای تو صراط المستقیم بر شکاف کعبه ات کردم یقین ای مثال بی مثال از ذات بی مثل احد یافت آدم با تو رمز علمه الاسماء علی ای تو رمز بائ بسم الله الرحمن الرحیم یعنی اینکه با خدا شد هر که باشد با علی در حقیقت پاکبینان دیده اند او را به حق حق تجلی گشته در آئینه روی نبی دوش خاتم بوده چون پای علی رمز خاتم باز شد شد مشخص وارث دین نبی یا علیا یا علیا یا علی جلوه خاتم علی عشق پاک فاطمه مولا علیست خلقت عالم چون آغاز شد نام حیدر برد رحمن آسمانها باز شد در جهان شد حق منجلی چون به کعبه آمده دنیا این جای پایش بوده چون دوش نبی بت شکسته کعبه میگوید علی جانشینه حق پیغمبر علی مولا علی مولاء علی مدح ما کی بود مدح مولایی که در لاهوت عشق ذکر تسبیح ملائک شد علیا” یا علی حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی گرد خاتم تا به شانه بود علیا” یا علیا” یا علی کاملو اکمل شده دینه خدا پای حیدر شد به دوشه مصطفا رمز اکملتو دینکم رمز خاتم باز شد تا رسید پایش به دوش مصطفا رمز پای مرتضا جانشینه مصطفا آئینه تمام نمای خدا عدل مجسم ما سواست علی وارث کل تمام انبیاءست سر تر از عالم علیو مصطفاست حیدر کرار چون شیر خداست جانشین حق حق مصطفاست شهراه حق تو هستی در سلوک کائنات پرورده بدامن خود مصطفا عجب گلی براحتی میشود فهمید حق با علیست انگشت شهادت میگوید بیاخ حق با سه تن نیست انگشت شهادت را ببند میشود ۶۳ سن پیامبرو علی در حج هم ۶۳ سنگ به سه شیطان میزنیم منزل ماهم بقداد خیابان ۱۲هم کوچه ششم پلاک سه تعریف حروف مقطعه حروفی هستند که در ابتدای بعضی از سوره ها آمده و به صورت رمز می باشند. حروف مقطعه در ۲۹ سوره از ۱۱۴ سوره قرآن آمده است. کل کلمات یا حروف مقطعه، ۱۴ کلمه (یا حرف مثل ن) می باشد. و در بعضی از سوره ها به صورت تکراری آورده شده است.حروف مقطعه ردیف حروف مقطعه سوره تلفظ ۱ الم (البقره) (آل عمران)، (العنکبوت)، (الروم)، (لقمان)، (السجده) الف، لام، میم ۲ المص (الاعراف) الف، لام، میم، صاد ۳ الر (یونس)، (هود)، (یوسف)، (ابراهیم)، (الحجر) الف، لام، را ۴ المر (الرعد) الف، لام، میم، را ۵ کهیعص (مریم) کاف، ها، یا، عَین، صاد ۶ طه (طه) طا، ها ۷ طسم (الشعراء)، (القصص) طا، سین، میم ۸ طس (النمل) طا، سین ۹ یس (یس) یا، سین ۱۰ ص صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم صاد ۱۱ حم (غافر)، (فصّلت)، (الزخرف)، (الدخان)، (الجاثیه)، (الاحقاف) حا، میم ۱۲ حم عسق (الشوری) حا، میم، عَین، سین، قاف ۱۳ ق (ق) قاف ۱۴ ن (القلم) نون اگر کل حروف مقطعه را کنار هم گذاشته و حرف های تکراری را حذف کنیم ۱۴ حرف باقی می ماند: ا ح ر س ص ط ع ق ک ل م ن ه ی و از ترکیب این ۱۴ حرف جمله ی صِراطُ عَلَیٍّ حَقٌ، نُمْسِکُهُ (راه علی علیه‌السلام حق است و مابه دامن او چنگ می زنیم) بدست می آید. تلفظ حروف هنگام قرائت این حروف یک حرفی نوشته می شوند ولی هنگام تلفظ و خواندن ۲ یا ۳ حرفی خوانده می شوند. حروفی که اسامی شان به همزه ختم می شود مانند راء، هنگام تلاوت در قرآن بدون همزه تلفظ می شوند، لذا اسامی حروف مقطعه ۲ یا ۳ حرفی اداء می شود: * دو حرفی: حا، را، طا، ها، یا. * سه حرفی: الف، سین، صاد، عَین، قاف، کاف، لام، میم، نون. * لازم به تذکر است که تمام قواعد تجویدی حروف اعم از ادغام، اظهار، اخفاء و احکام مد هنگام تلاوت این حروف رعایت می شود. به علت سکون لازم مظهر تمام حروف مقطعه ی ۳ حرفی به اندازه شش الف کشیده می شوند. ********************************************************************* حروف مقطعه n حروف مقطعهی قرآن کریم برای چه آمده و به چه معنایی است و دلیل معنادار بودن آنها چیست؟ در آغاز ۲۹ سوره از سوره های قرآن، حروف مقطعه آمده است. این شیوه، ویژهی قرآن است و در دیگر کتاب های آسمانی نمونه ندارد. مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی دربارهی این حروف، نظرهای متفاوتی دارند که برخی از آنها به دلایل قرآنی، روایی، عقلی و علمی مستند است. اینک به طور فشرده به این نظریهها میپردازیم: ۱ـ این کتاب آسمانی و باشکوه که همهی سخنوران جهان را شگفت زده ساخته است و دانشمندان در رویارویی با آن ناتوان شدهاند، از همین حروفی ساخته شده است که در اختیار همگان قرار دارد. البته قرآن کریم که از همین حروف الفبا و کلمات معمولی ترکیب یافته، به قدری موزون است و معانی بزرگی دربردارد که در ژرفای دل و جان انسان نفوذ میکند و اندیشهها را به تسلیم وامیدارد. فصاحت و بلاغت قرآن بر کسی پوشیده نیست و آفریدگار جهان، همگان را به مقابله به مثل فراخوانده و از آنان خواسته است همانند آن یا دست کم یک سوره مثل آن بیاورند. با این حال، همهی جن و انس از آوردن مانند آن ناتوان بودهاند. خداوند میفرماید: و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبد نا فأتوا بسوره من مثله و ادعوشهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین.([۱]) اگر دربارهی آنچه بر بندهی خود فرو فرستادهایم، شک و تردید دارید، دست کم یک سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا، گواهان خود را بر این کار دعوت کنید، اگر راست میگویید. بنابراین، خداوند متعال با این حروف، تحدّی (هم آورد طلبی)کرده است و به انسانها میگوید اگر در معجزه بودن قرآن تردید دارید، بدانید قرآن از همین حروف عادی فراهم آمده است.([۲]) برخی روایات نیز این تفسیر را از حروف مقطعه ارایه دادهاند. امام سجاد(علیه السلام)فرمود: قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند و گفتند: قرآن سحر است و محمد آن را ساخته و به خدا نسبت داده است. خداوند به آنان اعلام فرمود: الم ذلک الکتاب; یعنی ای محمد! کتابی که برتو فرو فرستادیم از همین حروف مقطعه (الف، لام، میم) و مانند آن است که همان حروف الفبای شما است.([۳]) ۲ـ علامه طباطبایی(رحمهم الله) میگوید: با تدبّر درسوره هایی که حروف مقطعهی همسان دارد، مانند سوره هایی که با «الم، الر، طس، یا حم» شروع می شود، درمییابید که سورههای دارای حروف مقطعه مشترک، در مضامین و سیاق نیز با یکدیگر مشابه و متناسباند و این تشابه ویژه میان سورههای مزبور با سایر سورهها وجود ندارد. یکی از شواهد این مدعا آن است که سورههای دارای حروف مقطعهی همسان با الفاظی همانند یا نزدیک به هم آغاز میشود، چنان که سورههایی که با «حم» یا «تنزیل الکتاب من الله» یا الفاظ دیگری که مفید همین مضمون است، آغاز میشود و سورههایی که به «الر» یا «تلک آیات الکتاب» یا الفاظی که مفید همین مضمون است، شروع میشود و نظیر این مطلب در سورههایی که با «طس» شروع میشود، نیز هست. همینطور سوره هایی که با حروف مقطعهی «الم» آغاز میشود، در آغاز آن «نفی ریب از قرآن» مطرح شده است. براساس شواهد مذکور میتوان حدس زد که بین حروف مقطعه و مضامین سورههایی که با حروف مزبور آغاز میشود، پیوند خاصی است. یکی دیگر از شواهد این ادعا آن است که هرگاه سوره ای دارای حروف مقطعهی دو سورهی دیگر باشد، جامع محورهای اصلی محتوای آن دو سوره نیز خواهد بود. سورهی اعراف که با «المص» آغاز میشود، جامع محتوای سوره هایی است که با «الم» و «ص» آغاز میشود یا سورهی رعد که با «المر» آغاز میشود، جامع محتوای سورههایی است که با «الم» و «الر» شروع میشود. حاصل سخن این که ، حروف مقطعه، رموزی است میان خدای سبحان و رسولاکرم(صلی الله علیه وآله) که بر ما پوشیده است و فهم عادی ما به آن راهی ندارد، جز این که بدانی بین حروف مزبور و بین مضامین سورهی آغاز شده به آنها، ارتباط خاص است.([۴]) ۳ـ «حروف مقطعه در اوایل برخی سورهها، نشانهی بیشتر به کار رفتن این حروف در کلمات آن سوره است و این، خود، یک معجزه است. این گروه معتقدند که: در سوره های مشتمل بر حروف مقطعه ، درصد حروف مزبور نسبت به سایرحروف آن سوره بیشتر از همین درصد در سایرسوره هاست. مثلا حرف «ق» در هریک از سورههای «ق» و«حم عسق» 57 بار تکرار شده و نسبت آن به حروف دیگر این سوره بیشتر است. درصد حرف «ق» در سورهی «ق» از درصد حرف «ق» در هر یک از سورههای دیگر قرآن بیشتر است به جز سورهی «شمس»، «قیامت»، « فلق». یک دانشمند مصری بر اساس این نظر، محاسبههای پیچیدهای را با رایانه انجام داده و نتیجه گرفته است که این حروف نشانهی غلبه آن در کلمات آن سوره است و این، خود، یک معجزه است».([5]) 4ـ برخی از این حروف مقطعه، علامت اختصاری و اشاره به اسمی از اسماء حسنای الهی و برخی دیگر رمز اشاره به نام پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) است. هریک از نامهای الهی مرکب از چند حرف است و از هر نامی، حرفی گزینش شده و به صورت ناپیوسته در ابتدای برخی سورههای قرآن قرائت میشود.([۶])جویریه از سفیان ثوری روایت کرده است که به جعفر بن محمد بن علیبنالحسین(علیه السلام)عرض شد: ای پسر رسول خدا! معنای این کلمات از کتاب خداوند متعال که میفرماید : «الم»، «الر» و… چیست؟ امام صادق(علیه السلام)فرمود: معنای (الف، لام میم ) در اول سورهی بقره «انا الله الملک» است. معنای «الم» در ابتدای سورهی آل عمران نیز «انا الله المجید» است و… .([۷]) ۵ـ این حروف، رمز و سرّی میان خداوند سبحان و حبیب او، رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)است و مراد از آن، فهماندن دیگران نیست. امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «الم» رمز و اشاره میان خداوند و حبیب او، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)است و خداوند اراده کرده است که کسی به جز آن دو، از رمز آن آگاه نشود… .([۸]) باید دانست پنج گفتهی یاد شده با هم منافاتی ندارند و حتی قابل جمع هستند. افزون بر آن نظرهای دیگری دربارهی حروف مقطعه وجود دارد که برمیشماریم: ۱ـ این حروف، اجزای اسم اعظم الهی است.([۹]) ۲ـ این حروف برای تنبیه و ساکت کردن کافران بوده است.([۱۰]) ۳ـ «حروف مقطعه» از متشابهاتی است که علم آن مخصوص خداوند متعال است. ۴ـ این حروف به تعداد آیات سورهها اشاره داشته باشد. ۵ـ خداوند متعال این حروف را در آغاز سورهها آورده است تا انسانها بدانند قرآن از همین حروفِ حادث، تشکیل شده است و قدیم نیست.([۱۱]) ۶ـ حروف مقطعهی هر سوره نام همان سوره است،چنان که سوره های «یس»، «طه» و «ص» هرکدام به نام حروف مقطعهی خود موسوم شده است.([۱۲]) ۷ـ این حروف، سوگندهایی است که خداوند متعال یاد کرده است بر این که قرآن، کلام و کتاب اوست.([۱۳]) ۸ـ این حروف براساس حروف ابجد، به بقا و اجل اقوام و امتها و نعمتها و بلاها اشاره دارد.([۱۴]) ۹ـ مراد از این حروف، همان حروف الفبا است که به عنوان نمونه و مثال آمده است.([۱۵]) ۱۰ـ این حروف، به مدت بقای امت اسلامی اشاره دارد.([۱۶]) ۱۱ـ این حروف برای مرز بندی میان سورهها و نشانهی پایان سورهی پیشین و آغاز سورهی بعدی است.([۱۷]) ۱۲ـ این حروف، فشردهی پیام و درون مایهی سوره است.([۱۸]) ۱۳ـ این حروف، نامهای قرآن است.([۱۹]) ۱۴ـ این حروف، مقدمه و مفتاح سورهها هستند.([۲۰]) پی نوشتها [۱]. حدید، ۲۳٫ [۲]. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱، صص ۶۱ ـ ۶۵٫ [۳]. البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین عبدالله زرکشی، بیروت، نشر دارالمعرفه، ج ۱، صص ۲۵۵ ـ ۲۶۶٫ [۴]. المیزان فی تفسیر القرآن، سیدمحمد حسین طباطبایی، انتشارات اسلامی، ج ۱۸، صص ۶ ـ ۸٫ [۵]. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱ ، ص ۶۴٫ [۶]. بحار الانوار، علامه مجلسی، داراحیاء التراث العربی، ج ۸۹ ، ص ۳۸۴٫ [۷]. تفسیر القرآن الکریم، محمد بن ابراهیم صدر الدین الشیرازی، انتشارات بیدار، ج ۱، صص ۱۹۷ ـ ۲۲۴٫ [۸]. همان. [۹]. التبیان، شیخ طوسی، داراحیاء الترات العربی، ج ۱ ، صص ۴۷ ـ ۵۱٫ [۱۰]. مجمع البیان، طبرسی، بیروت، مؤسسه علمی، ج ۱، صص ۷۵ ـ ۷۸٫ [۱۱]. مباحث فی علوم القرآن، صبحی صالح، بیروت، دارالعلم للملایین، ص ۲۳۴٫ [۱۲]. التبیان، ج ۱، صص ۴۷ ـ ۵۱٫ [۱۳]. مجمع البیان، ج ۱، صص ۷۵ ـ ۷۸٫ [۱۴]. همان. [۱۵]. همان. [۱۶]. همان. [۱۷]. التفسیر الکبیر، فخرالدین رازی، بیروت، دارالکتاب العلمیه، ج ۲، صص ۵ ـ ۱۲٫ [۱۸]. الجامع لاحکام القرآن، محمد بن احمد الانصاری القرطبی، قاهره، دارالحدیث، ج ۱، ص ۱۷۱٫ [۱۹]. مجمع البیان، ج ۱، صص ۷۵ ـ ۷۸٫ [۲۰]. همان. ************************************************************************** این سوره، به سان ۲۸ سوره دیگر با حروفى آغاز شده است که در اصطلاح مفسران آنها را <فواتح السور» و یا <حروف مقطعه» مى‏نامند. و مجموع حروفى که در آغاز ۲۹ سوره وارد شده‏اند چهارده تاست و آنها عبارتند از: الف، لام، میم، صاد، راء، کاف، هاء، یاء، عین، طاء، سین، حاء، قاف و نون. همه این حروف در این جمله زیر جمع شده‏اند: <صراط على حق نمسکه؛ راه على، حق است. ما به آن چنگ مى‏زنیم». مفسران در تفسیر این حروف به بحث و گفتگو پرداخته و اقوال و آراى زیادى‏(1) در تفسیر این حروف بیان نموده‏اند که نقل و انتقاد این اقوال از حوصله بحث بیرون است. در میان این نظریات، سه نظر نزدیک به واقع و حایز اهمیت است و پذیرفتن هر کدام مانع از پذیرش دیگرى نبوده و به اصطلاح <مانعه الجمع» نمى‏باشند. ۱٫ این حروف به اسماى حسنى اشاره دارند و برخى افزوده‏اند علاوه بر این که متضمّن چنین اشاره‏اى‏اند سوگند به آنها نیز هستند؛ مثلاً <المر» سوره رعد را چنین تفسیر مى‏کنند: <الف» به <اللّه» و لام به <لطیف» و میم به <مجید» و راء به <رحمان» اشاره دارد و در عین‏حال سوگند به آنها نیز هست. بنابر این معناى آیه مورد بحث ما چنین مى‏شود: <به خداى لطیف و مجید و رحیم سوگند»، این آیات کتاب است و آن‏چه از پروردگار تو نازل شد صحیح است. از میان مفسران این نظر را ابن عباس و سدى و عکرمه برگزیده‏اند.(۲) ابن‏عباس مى‏گوید: ممکن است که <الف» به <احدیت و اولیت و آخریت و ازلیت و ابدیت» خداوند و <لام» به اسم مبارک <لطیف» و <میم» به اسماى <ملک»، <مجید» و <منان» اشاره بوده باشد. باز مى‏گوید: <کهیعص» یک نوع ستایشى است از خداوند در مورد خویش و <کاف» به <کافى» اشاره دارد و <هاء» به <هادى» و <عین» به <عالم» و <صاد» به <صادق». گاهى گفته مى‏شود که این حروف، خود اسماى الهى هستند نه اشاره به آنها. از امیر مؤمنان نقل شده که مى‏فرمود: <یا کهیعص!»،<یا حم عسق!». و نیز گفته مى‏شود که این حروف اجزا و قطعاتى از اسماى الهى‏اند که اگر با هم ترکیب شوند به صورت یکى از اسما درمى‏آیند؛ مثلاً هر گاه <الر» و <حم» و <نون» را با هم ترکیب کنیم مجموع آنها <الرحمان» مى‏شود اگر چه اِعمال چنین ترکیبى در حروف دیگر در توان ما نیست. این سه نوع تفسیر، که امام رازى آن را نظر دوم و سوم و پنجم قرار داده است قریب و نزدیک به هم هستند و از این جهت ما همه را تحت نظر اول ذکر کردیم و هم‏چنین چهار نظر دیگرى که آنها را امام رازى نظر ششم و هفتم و هشتم و نهم ذکر کرده است هر چهارنظر(۳)، قریب به هم و در عین حال، همگى نیز قریب به این سه نظر شمرده مى‏شوند که در این‏جا نقل شد. مؤید این نظر این است که، شعار نظامى مسلمانان در جنگ‏هاى <بنى قریظه» و <خندق» و علامت دادن هر مسلمانى به مسلمان دیگر در مواقع لزوم، <حم لاینصرون» بوده است.(۴) مقصود از این شعار این بوده که به خدا سوگند، شما پیروز نمى‏شوید. در حدیث وارد شده که، <إذا بیتم فقولوا: حامیم لا ینصرون؛ هر موقع به شما شبیخون زدند بگویید: حامیم پیروز نمى‏شوند». ابن اثیر حدیث مزبور را چنین معنى کرده است:<اللهم لا ینصرون».(5) اساس این نظریات را، که هر یکى از حروف اشاره به نام‏ها و صفات خدا باشد، مطلبى تشکیل مى‏دهد که در ادبیات عربى به آن <نحت» مى‏گویند و حقیقت آن، اختصار کلمات و از هر کلمه‏اى به نخستین حرف آن اکتفا کردن است و این مطلبى است که بعدها در ادبیات عربى و فارسى کاملاً رواج یافته و از دیرباز به جاى صلى الله علیه وآله، حرف <ص» و به جاى علیه السلام حرف <ع» و به جاى مقدم و مؤخر حرف <م» و <خ» و به جاى الى آخره، لفظ <الخ» یا <اه» و به جاى حینئذ <ح» به کار مى‏رود و این شیوه در نقل نام کتاب‏ها و شهرها و بخش‏ها زیاد به کار مى‏رود؛ مثلاً محمد بن حسن، که در قرن سوم هجرى قمرى مى‏زیسته به <کشاجم» ملقب بوده و این لفظ از ابتداى این کلمات: <کاتب»، <شاعر»، <ادیب»، <جامع» و <منجم» که مشاغل و مناصب وى بوده، گرفته شده است. ۲٫ این حروف نمونه‏هایى از حروف تهجى هستند که در آغاز برخى از سوره‏ها آمده‏اند و هدف از آوردن آنها این است که قرآن مجید از این حروف ترکیب یافته و این سوره‏ها و آیات، که همه بشر در مقابله با آن عاجز و ناتوان مانده‏اند، از این مواد و عناصر تشکیل یافته و در حقیقت خمیرمایه قرآن همین حروف و مانند آنهاست. اگر فکر مى‏کنید قرآن ساخته و پرداخته فکر محمد(ص) بوده و او با فکر بشرى خود، از این حروف قرآن را ساخته است، شما نیز برخیزید از همین مواد، که در اختیار همگى است، به کمک یک‏دیگر سوره‏اى مانند سوره‏هاى آن بسازید و حجت و دلیل او را ابطال نمایید و اگر با داشتن چنین امکانات در مقام مبارزه، با شکست روبه‏رو شدید، اعتراف کنید قرآن ساخته فکر بشر نیست، بلکه وحى الهى است که بر او نازل گردیده است. اصولاً تفاوت <اعجاز» و <صنعت» در این است که پیامبران پیوسته براى وصول به هدف و مطلوب از وسایل بسیار ساده‏اى استفاده مى‏کردند و امر بسیط و ساده‏اى را براى وصول به هدف خارق‏العاده، پایه قرار مى‏دادند برخلاف صنعت‏گران که از وسایل پیچیده علمى و دقیق، که حقیقت آن براى نوع مردم معلوم نیست، براى نیل به هدف استفاده مى‏کنند. وسیله موسى براى اعجاز، همان عصاى خشک و بى‏روح و ساده بود که آن را در همه موارد، حتى بردن گوسفندان خود به کار مى‏برد و در مقام اعجاز از همان وسیله استفاده مى‏کرد و همگان با دیدگان خود دیده بودند که چوب خشکى است که به صورت حیوان درنده‏اى در مى‏آید؛ در حالى که جادوگران مصر، از ابزار پیچیده و ریسمان‏هاى مملو از جیوه استفاده مى‏کردند و نوع مردم از حقیقت آنها آگاه نبودند. پیامبر اکرم(ص) با ساده‏ترین وسیله به سوى آسمان‏ها پرواز کرد، در حالى فضانوردان شرق و غرب، با <آپولوها» به فضا مى‏روند و یا گام در ماه مى‏نهند؛ وسیله‏اى که براى ساختن یک واحد آن، از سى‏صد هزار مغز انسانى و صدها دستگاه‏هاى الکترونى کمک گرفته شده و هزاران مهندس و تکنیسین و فیزیک‏دان و شیمى‏دان و… در ترکیب قطعات و ساختن اجزاى آن تشریک‏مساعى کرده و سفینه را با دستگاه‏هاى متعدد ویژه آن به پرواز درمى‏آورند. قرآن نیز که معجزه جاودان پیامبر خاتم است از این راه وارد شده و از ساده‏ترین ابزار (یعنى حروف الفباء) به عالى‏ترین هدف دست یافته است و از ساده‏ترین ابزار، که در اختیار همگان قرار داشت و دارد، کتابى عرضه کرد که کلمات آن موزون است و معانى بزرگى در بر دارد، جمله‏هاى آن مرتب و کلمات آن در بلندترین پایه از فصاحت قرار دارد و معانى بلند و ژرف را در قالب زیباترین الفاظ مى‏ریزد که تاکنون نظیرى براى آن دیده نشده است. هدف از آوردن این حروف در آغاز ۲۹ سوره اشاره به این است که، اى مردم، اساس و ریشه این قرآن را همین حروف تشکیل مى‏دهد و ابزارى که در اختیار من است در دسترس شما نیز قرار دارد؛ هرگاه تصور مى‏کنید که این کتاب فکر من و ساخته اندیشه بشر است برخیزید از این ابزار و اسباب، سوره‏اى به سان یکى از سوره‏هاى قرآن بسازید. این نظر گذشته از این که مؤید قرآنى دارد چنان‏که خواهیم گفت مورد تأیید روایاتى که از پیشوایان معصوم وارد شده نیز هست: شیخ صدوق از امام حسن‏عسکرى(ع) نقل مى‏کند: قریش و یهود به قرآن تهمت زدند و آن را جادو تصور کردند؛ در حالى که خدا مى‏گوید:<الم ذلک الکتاب» یعنى اى محمّد! این کتابى که به تو فروفرستاده‏ام از همان حروف <الف»، <لام»، <میم» ترکیب و تشکیل یافته است و این کتاب که به زبان شما نازل شده از حروفى ترکیب یافته که با آن سخن مى‏گویید هر گاه در این نسبت راستگو هستید برخیزید و به کمک یکدیگر بشتابید و نظیر آن را بیاورید.(۶) پیشواى هشتم(ع) در حدیثى که در مورد قرآن، نه حروف مقطعه سخن مى‏گوید جمله‏اى دارد که تا حدى مؤید این است؛ آن‏جا که مى‏فرماید: خداوند بزرگ قرآن را با حروفى نازل کرد که تمام عرب با آن سخن مى‏گفته، سپس فرمود: هرگاه انس و جن دور هم گرد آیند و نظیر این قرآن را بیاورند نخواهند توانست هر چند یکدیگر را پشتیبانى نمایند.(۷) مؤید این نظر این است که در سوره‏هاى بیست و نه گانه که با این حروف آغاز شده‏اند جز در سوره‏هاى مریم، عنکبوت، روم و قلم در همگى، پس از ذکر این حروف سخن از قرآن و کتاب به میان آمده است؛ مثلاً مى‏فرماید: <الم ذلِکَ الْکِتابُ لارَیْبَ فِیهِ؛(۸) این است کتابى که در آن شک و تردیدى نیست». و در جاى دیگر مى‏فرماید: <الم أللّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَالْحَىُّ الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ…؛(۹) خداوندى که جز او خدایى نیست. اوست زنده و بى‏نیاز، کتاب را بر تو نازل کرده است». هم‏چنین بسیارى از سوره‏هاى دیگر که این حروف در آغاز آنها وارد شده است. این‏که قرآن نیمى از حروف تهجى را در آغاز ۲۹ سوره آورده و نیم دیگر را ترک کرده است و از انواع حروف، نیمى از آن را آورده و نیم دیگر را نیاورده، بدین نکته هم، اشاره دارد؛ مثلاً از <حروف مهموسه»(10) نیمى از آن را که عبارتند از: صاد، کاف، هاء، سین و حاء آورده و نیم دیگر را ترک گفته است. هم‏چنین نیمى از <حروف مجهوره» را که عبارتند از: الف، لام، میم، راء، عین، طاء، قاف، یاء و نون، آورده و نیم دیگر را نیاورده است. از انواع دیگر حروف نیز، مانند <شدیده» و <رخوه» و <مطبقه» و <منفتحه» و <مستعلیه» و <منخفضه»(11)، نیمى را آورده و نیم دیگر را ترک گفته است. خلاصه در مورد تمام انواع حروف، چنین کارى را انجام داده است.(۱۲) به‏طور مسلم چنین تبعیضى خالى از نکته نبوده و از اشاره به این وجه نیز خالى نیست. شاید علت این‏که از حروف تهجى و انواع حروف نیمى را آورده و نیم دیگر را ترک گفته است این باشد که نیمى از اعجاز قرآن به زیبایى لفظ و نیمى دیگر آن به عظمت معانى قرآن مربوط است. و از این‏که قرآن در مجموع این سوره‏ها، نیمى از حروف الفبا را آورده خواسته است برساند اگر مى‏اندیشید که زیبایى ظاهر و اعجاز لفظى آن، مولود قریحه پیامبر است شما نیز برخیزید از همین مواد و عناصر چنین کلام زیبا و معجزه‏اى بیاورید.(۱۳) برخى به این نظریه ایراد و خرده گرفته‏اند که بیانگر عدم تأمل کافى در آن است. اکنون این اشکال‏ها را بیان مى‏کنیم: الف) موقع نزول قرآن خود عرب‏ها متوجه بودند که حضرت محمد(ص) عبارات عربى را تلاوت مى‏کند. ب) در چند سوره از قرآن تصریح شده است که خدا این قرآن را به زبان عربى نازل کرده است چنان‏که در سوره شعراء آیه ۱۹۲ مى‏فرماید: <بلسان عربى مبین؛ به زبان عربى روشن». ج) اگر این نوع حروف به حروف زبان عربى اشاره دارد؛ چرا تمام حروف ذکر نشده و برخى از حروف، چند بار تکرار شده است؟(۱۴) پاسخ: هدف از آوردن حروف بیان این نکته نیست که این قرآن به زبان عربى نازل‏شده و از حروف عربى تشکیل یافته است، بلکه هدف این است که این قرآن – به هر زبانى مى‏خواهد باشد و اصلاً کار به زبان آن ندارد – از همین حروف تشکیل یافته و مواد نخستین و خمیر مایه قرآن، همین حروف است. اگر تصور مى‏کنید که این قرآن زاییده اندیشه و ساخته فکر من است برخیزید به کمک یکدگیر نظیر آن را بیاورید. و این هدف، غیر از آن است که بگوییم هدف از آوردن این حروف، اشاره به عربى بودن آن است. این‏جا پاسخ یک سؤال باقى مى‏ماند و آن این‏که همه عرب‏ها مى‏دانستند ریشه و اساس قرآن همین حروف هجایى و الفباى عربى است دیگر چه لزومى داشت به این مطلب اشاره شود. پاسخ این سؤال روشن است؛ زیرا جامعه عربى اگر چه توجه داشتند این قرآن از همین کلمات ترکیب یافته است، ولى از نتیجه‏اى که قرآن از این مقدمه روشن گرفته است کاملاً غافل بودند؛ زیرا قرآن از این مقدمه روشن و همگانى چنین نتیجه مى‏گیرد که این قرآن نمى‏تواند ساخته فکر بشر باشد، چرا که در این صورت، همه باید بتوانند چنین کارى انجام دهند. یکى از نوآورى‏هاى قرآن در ارشاد و توجه مردم به حقایق، این است که از یک‏رشته امور فطرى و وجدانى و همگانى، عالى‏ترین نتیجه را مى‏گیرد؛ مثلاً مى‏فرماید: <إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم لَمیِّتونَ؛(۱۵) تو مى‏میرى و آنان نیز خواهند مرد». در این‏که چراغ عمر پیامبر و تمام افراد بشر به خاموشى خواهد گرایید، سخنى نیست؛ ولى هدف قرآن از یادآورى این موضوع این است که آنان را توجه دهد براى پس از مرگ فکرى کنند و به این عمر محدود، این قدر اهمیت ندهند و به فکر زندگى دیگرى باشند که پیوسته و نامحدود است. دلیل این‏که همه حروف را نیاورده است از توضیحى که قبلاً دادیم روشن شد؛ زیرا از این‏که از هر نوعى، نیمى را آورده؛ مثل این است که همه حروف را آورده است تو گویى ذکر همه حروف گاهى به صورت ذکر افراد و آحاد آنهاست و گاهى ذکر نمونه‏اى از تمام انواع آنها. خلاصه، این نوع سؤالات و پرسش‏ها نمى‏تواند چنین نظرى را، که احادیث اسلامى و تناسب اوایل این سوره‏ها آن را تأیید مى‏کنند، غیر صحیح جلوه دهد. ۳٫ دکتر رشاد خلیفه با زحمات پى‏گیر و صرف ده‏ها هزار دلار، همراه با یک جهان شوق و علاقه و فکر و ابتکار توانسته است پرده از روى چهره دیگرى از اعجاز قرآن بردارد و از طریق محاسبات علمى، که جز با کمک مغز الکترونیکى امکان‏پذیر نبود، ثابت نماید، محال است این کتاب محصول فکر انسان باشد و اگر انسان‏هاى جهان دور هم گرد آیند و بخواهند کتابى مثل این بیاورند نخواهند توانست هر چند پشتیبان یکدیگر باشند. کوشش‏هاى پى‏گیر استاد، براى این بوده است که ثابت کند میان حروف مقطعه‏اى که در آغاز ۲۹ سوره است و دیگر حروف این سوره‏ها، رابطه خاصى وجود دارد و رعایت این رابطه، جز براى بشرى که با جهان غیب ارتباط دارد، امکان‏پذیر نیست. اکنون متن نظر ایشان، که خود استاد آن‏را در اختیار خبرنگار مجله معروف مصرى، آخر ساعه (بزرگ‏ترین مجله مصور خاورمیانه) قرار داده است در این‏جا، مى‏آوریم:(۱۶) دکتر رشاد مى‏گوید: مى‏دانیم قرآن مجید ۱۱۴ سوره دارد که از میان آنها ۸۶ سوره در مکه نازل گردیده و ۲۸ سوره در مدینه، و از میان مجموع سوره‏هاى قرآن، ۲۹ سوره است که در آغاز آنها حروف مقطعه آمده است. جالب این‏که این حروف مجموعاً درست نصف حروف ۲۸ گانه الفباى عربى را تشکیل مى‏دهد و آنها به ترتیب عبارتند از: ا، ح، ر، س، ص، ط، ع، ق، ک، ل، م، ن، ه، ى، که گاهى آنها را <حروف نورانى» مى‏نامند. او مى‏گوید: سال‏ها بود که من مى‏خواستم بدانم معناى این حروف به ظاهر از هم بریده در آغاز سوره‏هاى قرآن چیست و هر قدر به تفاسیر مفسران بزرگ و آراى مختلفى که در این زمینه داده بودند مراجعه کردم پاسخ صریح و قانع‏کننده‏اى نیافتم؛ به خصوص این‏که خودشان تصریح داشتند تفاسیرى که درباره این حروف شده است از حدود حدس و تخمین تجاوز نمى‏کند و شاید از اسرار باشد. از خداوند یارى جستم و به مطالعه پى‏گیر و مداومى دست زدم: گاهى فکر مى‏کردم شاید این حروف با اسماى حسناى خداوند ارتباط دارد ولى مطالعات من نشان داد چنین نیست. زمانى فکر مى‏کردم شاید میان این حروف و نام‏هاى انبیا و پیامبران رابطه‏اى هست؛ ولى مطالعات من آن‏را نفى کرد. ناگهان به این فکر افتادم که شاید میان این حروف و حروف هر سوره‏اى که آنها در آغازش قرار گرفته‏اند رابطه‏اى وجود داشته باشد. اما بررسى تمام حروف ۱۴ گانه نورانى در ۱۱۴ سوره قرآن و تعیین نسبت هر یک از آنها و محاسبات فراوان دیگرى که مى‏بایست در این زمینه بشود چیزى نبود که بدون استخدام مغزهاى الکترونیکى امکان‏پذیر باشد. لذا قبلاً تمام حروف مزبور را در ۱۱۴ سوره قرآن به‏طور جداگانه و هم‏چنین مجموع حروف سوره را دقیقاً تعیین کرده و با شماره هر سوره به مغز الکترونیکى، براى انجام محاسبات پیچیده بعدى سپردم و به اصطلاح مغز را تغذیه کردم. این کار و مقدمات دیگر، در مدت دو سال عملى شد. آن‏گاه مغز الکترونیکى را یک سال تمام براى انجام محاسباتى که به آن اشاره شد به کار گرفتم. نتیجه این محاسبات و آن همه زحمات، بسیار درخشان و عالى بود و براى نخستین بار در تاریخ اسلام پرده از حقایق شگفت انگیزى برداشته شد که اعجاز قرآن را علاوه بر جنبه‏هاى دیگر، از نظر ریاضى و نسبت حروف قرآن، کاملا روشن مى‏ساخت. نتیجه اعجاب‏انگیز محاسبات سپس دکتر رشاد ضمن توضیحاتى نتایج کار خود را چنین شرح مى‏دهد: مغز الکترونیکى با محاسبات خود براى ما روشن ساخت که میزان هر یک از حروف ۱۴ گانه در هر سوره از ۱۱۴ سوره قرآن، به نسبت مجموع حروف آن سوره، چند درصد است؛ مثلاً پس از محاسبه در مى‏یابیم که نسبت حرف قاف که یکى از حروف نورانى قرآن است در سوره <فلق» بزرگ‏ترین رقم را دارد (۶/۷۰۰ درصد) و در درجه اول، در میان سوره‏هاى قرآن است (البته به استثناى سوره‏ق). بعد از آن، سوره <قیامت» قرار دارد که تعداد قاف‏هاى آن نسبت به حروف سوره مزبور (۳/۹۰۷ درصد) مى‏باشد. و پس از آن سوره والشمس است (۳/۹۰۶ درصد). همان‏طور که ملاحظه مى‏کنیم تفاوت سوره <قیامت» و <والشمس» فقط ۰/۰۰۱ درصد است و به همین ترتیب این نسبت را در تمام ۱۱۴ سوره قرآن به دست مى‏آوریم نه تنها درباره این یک حرف بلکه درباره تمام حروف چهارده‏گانه نورانى. و به این ترتیب، حروف هر یک از سوره‏ها با مجموع حروف روشن مى‏شود. اکنون به نتایج عجیب و حیرت آورى که از این محاسبات به دست آمده توجه فرمایید: ۱٫ نسبت حرف <ق» در سوره <ق» از تمام سوره‏هاى قرآن بدون استثنا بیشتر است؛ یعنى آیاتى که در طى ۲۳ سال دوران نزول قرآن در ۱۱۳ سوره دیگر قرآن آمده آن چنان هست که حرف قاف در آنها کمتر به کار رفته است و این راستى حیرت آور است که انسانى بتواند مراقب تعداد هر یک از حروف سخنان خود در طول ۲۳ سال باشد و در عین حال، آزادانه مطالب خود را بدون کمترین تکلفى بیان کند. مسلماً چنین کارى از عهده یک انسان بیرون است حتى محاسبه آن براى بزرگ‏ترین ریاضى‏دان‏ها جز به کمک مغزهاى الکترونیکى ممکن نیست. اینها همه نشان مى‏دهد که نه تنها سوره‏ها و آیات قرآن، بلکه حروف قرآن نیز روى حساب و نظام خاصى است که فقط خداوند، قادر بر حفظ آن است. ۲٫ هم‏چنین محاسبات نشان مى‏دهد که حرف <ص» در سوره ص نیز همین حال را دارد؛ یعنى مقدار آن به تناسب مجموع حروف سوره از هر سوره دیگر قرآن بیشتر است. حروف <ن» در سوره ن و القلم بزرگ‏ترین رقم نسبى را در ۱۱۴ سوره قرآن دارد. تنها استثنایى که در این زمینه وجود دارد سوره حجر است که تعداد نسبى حرف <ن» در آن بیشتر از سوره ن و القلم است. اما جالب این است که سوره حجر یکى از سوره‏هایى است که آغاز آن <الر» مى‏باشد و بعداً خواهیم دید این سوره‏ها که آغاز آنها <الر» است باید همگى در حکم یک سوره محسوب گردد و اگر چنین کنیم نتیجه مطلوب به دست خواهد آمد؛ یعنى نسبت تعداد <ن» در مجموع آنها از سوره ن و القلم کمتر خواهد شد. ۳٫ چهار حرف <آلمص» را در آغاز سوره اعراف در نظر بگیرید، اگر الف‏ها و میم‏ها و صادهایى که در این سوره وجود دارد با هم جمع کنیم و نسبت آن را با حروف این سوره بسنجیم خواهیم دید که تعداد مجموع آن، از هر سوره دیگر قرآن بیشتر است. هم‏چنین چهار حرف <المر» در آغاز سوره رعد همین حال را دارد و نیز پنج حرف <کهیعص» در آغاز سوره مریم اگر روى هم حساب شوند، با مجموع این پنج حرف بر هر سوره دیگر قرآن فزونى دارند. در این‏جا به چهره تازه و پیچیده‏ترى برخورد مى‏کنیم که نه تنها یک حرف جداگانه در این کتاب آسمانى روى حساب و نظم خاص آورده شده، بلکه حروف متعدد آن نیز چنین وضع حیرت آورى دارند. ۴٫ تاکنون بحث درباره حروفى بود که تنها در آغاز یک سوره قرآن قرار داشت اما حروفى که در آغاز چند سوره قرار دارد، مانند <الر» و <الم» شکل دیگرى به خود مى‏گیرد و آن این که بر طبق محاسبات مغز الکترونیکى مجموع این سه حرف، مثلا (ا – ل – م) اگر در مجموع سوره‏هایى که با <الم» آغاز مى‏گردد حساب شود و نسبت آن با مجموع حروف این سوره‏ها به دست آید از میزان آن در هر یک از سوره‏هاى دیگر قرآن بیشتر است. در این‏جا باز مسأله، صورت جالب‏ترى به خود گرفته و آن این که نه تنها حروف هر سوره قرآن تحت ضابطه و حساب معینى است، بلکه مجموع حروف سوره‏هاى مشابه نیز ضابطه و نظام واحدى دارند. ضمناً علت این موضوع نیز روشن مى‏شود که از چه لحاظ، چند سوره مختلف قرآن با <الم» یا با <الر» آغاز شده و این موضعى تصادفى و بى‏دلیل نیست. دکتر رشاد محاسبات پیچیده‏ترى روى سوره‏هاى مشتمل بر <حم» انجام داده است که براى اختصار از آن صرف نظر مى‏کنیم. استاد مزبور در ضمن این مطالعات به نکات جالب و شگفت آور دیگرى دست یافته که به ضمیمه نکات تازه‏اى که ما استنتاج کرده‏ایم در این‏جا مى‏آوریم: ۱٫ حفظ رسم الخط اصلى قرآن او مى‏گوید تمام محاسبات فوق در صورتى صحیح خواهد بود که به رسم‏الخط اصلى و قدیمى قرآن دست نزنیم؛ مثلاً اسحق و زکوه و صلوه را به همین صورت بنویسیم نه به صورت اسحاق و زکاه و صلاه؛ چون در غیر این صورت محاسبات ما به هم خواهد ریخت و به همین دلیل بر مسلمانان لازم است رسم الخط قدیمى و اصلى قرآن را، که حافظ این نکته اعجاز است، حفظ کنند. ۲٫ دلیل دیگرى بر عدم تحریف قرآن از تحقیقات استاد مزبور مى‏توانیم این نتیجه را نیز بگیریم که در قرآن مجید حتى یک کلمه و یک حرف کم و زیاد نشده است و گرنه به یقین محاسبات کنونى روى قرآن فعلى، صحیح از آب در نمى‏آمد و کلمات و حروف حساب شده، نظام کنونى حروف قرآن را به کلى به هم مى‏ریخت.پس این خود نشانه دیگرى بر عدم کوچک‏ترین تحریف در قرآن مجید است. ۳٫ تفاوت‏هایى در حدود ۰/۰۰۰۱ دکتر رشاد مى‏گوید: ضمن بررسى علمیات محاسباتى که با مغز الکترونیکى روى سوره <مریم» و <زمر» به جا مى‏آوردم دیدم که نسبت (درصد) مجموع حروف (ک – ه’ – ى – ع – ص) در هر دو سوره مساوى است با این که باید در سوره مریم بیش از هر سوره دیگر باشد؛ زیرا این حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مریم قرار دارد. اما هنگامى که محاسبات مربوط به نسبت‏گیرى حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد که نسبت مجموع این حروف در سوره مریم یک‏ده هزارم (۰/۰۰۰۱) بیش از سوره <زمر» است. این تفاوت‏هاى جزئى راستى عجیب و حیرت آور است. ۴٫ اشارات پرمعنا در بسیارى از سوره‏هاى قرآن که حروف مقطعه در آغاز آنها هست پس از ذکر این حروف، بلافاصله به حقانیت و عظمت قرآن اشاره شده و با جمله‏هایى مانند: <الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ»(17) و <الم اللّهُ لا إلهَ إلّا هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ…»(18) حروف مزبور بدرقه شده است و این خود اشاره لطیفى است به این که حروف مزبور رابطه مرموزى با اعجاز قرآن و اهمیت و حقانیت آن دارد. نتیجه بحث (دقت کنید): آیا شما حساب کلمات و حروفى را که در یک روز با آن سخن مى‏گویید دارید؟ اگر فرضاً چنین باشد تعداد کلمات و حروف سخنان یک سال خود را مى‏توانید به خاطر بسپارید؟ فرضاً چنین باشد آیا هرگز امکان دارد نسبت این حروف با یکدیگر در روز و ماه و سال در عبارات شما، مدّ نظرتان باشد؟ مسلماً چنین چیزى محال است؛ زیرا با وسایل عادى طى قرن‏ها نیز نمى‏توانید این محاسبات را انجام دهید. آیا اگر مشاهده کردیم انسانى در مدت ۲۳ سال، با آن همه گرفتارى سخنانى آورد که نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنا و محتوا در عالى‏ترین صورت ممکن بود، بلکه از نظر نسبت ریاضى و عددى حروف، چنان دقیق حساب شده بود که نسبت هر یک از حروف الفبا در هر یک از سخنان او، یک نسبت دقیق ریاضى دارد، نمى‏فهمیم که کلام او از علم بى‏پایان پروردگار سرچشمه گرفته است؟ کوتاه سخن این که، قطع نظر از جنبه‏هاى مختلف اعجاز قرآن از حیث محتویات و تعبیرات، طرز تقسیم بندى حروف آن و تعداد هر یک و پخش آنها در سوره‏هاى مختلف قرآن نیز، که بر طبق نظام بسیار دقیقى صورت گرفته است، خارق العاده و بیرون از قدرت بشر است و این همان چیزى است که نام اعجاز قرآن از جنبه ریاضى به آن داده شده‏است. انتقادهاى ناروا یکى از کارهاى ناشایست براى نویسنده باهدف این است که در انتقاد از نظریه‏اى علمى به مصدر اصلى آن مراجعه نکند و به جاى این که مطالب را از مصدر دست اول بگیرد به ترجمه‏هاى این و آن اکتفا ورزد؛ آن هم ترجمه افرادى که مایه علمى درست ندارند و جز تهیه کردن خبر براى روزنامه‏اى که هر روز باید در صفحات زیادى منتشر گردد، هدف دیگرى را تعقیب نمى‏کنند. نظریه دکتر رشاد، که از طریق روزنامه‏ها در اختیار افراد قرار گرفت دچار همین گرفتارى گردید. چه انتقادهاى غیر اساسى از این نظریه شد که همگى حاکى از آن بود که منتقدان از حقیقت نظریه وى آگاه نبوده و تکیه گاه آنها تیترهاى روزنامه و مطالعه چند ستون از ترجمه غیر اصیل آن بوده است. یکى از خرده‏گیران، که انتقادهاى وى در روزنامه اطلاعات پس از انتشار نظریه دکتر رشاد نیز چاپ گردید، نظریه دکتر رشاد را چنین خلاصه کرده است: دکتر رشاد خلیفه، شیمى دان مصرى به یارى مغز الکترونیک در مدت سه سال به این نتیجه رسیده است که حروف واقع در آغاز سوره‏ها دال بر کثرت استعمال آن حروف در همان سوره‏هاست؛ به تعبیر روشن‏تر مثلا <الم» در آغاز سوره بقره نشان مى‏دهد، سه حرف الف و لام و میم، بیشتر از همه حروف دیگر الفباى عربى در همان سوره به کار رفته است.(۱۹) یک چنین تقریر در بیان نظریه دکتر رشاد خلیفه حاکى از آن است که نویسنده به منبع اصلى مطلب مراجعه نکرده و یا دسترسى نداشته و به ترجمه‏هاى غیر صحیح اکتفا ورزیده است؛ زیرا هر گز دکتر رشاد یک چنین مطلب بى‏اساسى را ادعا نکرده است؛ چون بنابراین تقریر باید حرف <ص» در سوره ص بیش از حروف دیگر باشد در صورتى که یک نظر اجمالى و محاسبه کوتاه درباره حروف این سوره، خلاف آن را نشان مى‏دهد. هم‏چنین او هرگز نمى‏خواهد بگوید تعداد حرف <ق» در سوره ق بیش از حروف دیگر است؛ زیرا هرگز تعداد <ق» در این سوره بیش از <ق»هاى سوره بقره نیست، بلکه مقصود وى در تمام موارد، یک تفوق نسبى است و این‏که نسبت حروف <ص» و یا <ق» در این سوره به حروف دیگر در حدى است که این نسبت به این پایه در هیچ یک از سوره‏ها وجود ندارد؛ یعنى تعداد <ق» در سوره بقره ممکن است بیش از تعداد آن در سوره <ق» باشد؛ ولى آن نسبتى را که این حرف در سوره ق نسبت به حروف دیگر دارد در سوره بقره موجود نیست‏(20). اشکالات دیگر نویسنده نویسنده مقاله که به مناسبت یادنامه پدر خود پژوهشى در باره <فواتح سور» انجام داده است اشکالات دیگرى بر نظریه دکتر رشاد دارد که از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرانیم: ۱٫ تحقیق دانشمند مصرى صرفاً لفظى است و حسن تعبیر، اگر چه پایه اصلى بلاغت و شیوایى است اما لفظ وسیله است نه هدف؛ هدف معنا و مفهوم است. نقش و وظیفه لفظ تا آن‏جاست که شنونده یا خواننده را به معنا راهبر شود؛ چون این امر انجام گرفته شد وظیفه آن انجام یافته است. متأسفانه مسلمانان به این نکته مذکور توجه ننموده‏اند که کوششى که در آداب تجوید و قرائت قرآن شده صد یک آن در فهم معانى آیات قرآن به عمل نیامده است و از آثار این قصور است که مشاهده مى‏شود اغلب به شمردن حروف و کلمات قرآن پرداخته‏اند. این تحقیق جدید دکتر رشاد نیز از همین مقوله است. اگر این دانشمند بر اعجازى دست یافته است صرفاً اعجازى لفظى و صورى است و به معنا و مفهوم ارتباطى ندارد(۲۱). جاى گفتگو نیست که اعجاز قرآن منحصر به جنبه‏هاى لفظى و شیوایى ظاهرى و زیبایى الفاظ آن نیست، بلکه این مطلب یک بخش از اعجاز قرآن را تشکیل مى‏دهد و قرآن از جهات گوناگونى مى‏تواند امرى خارق العاده باشد(۲۲). ولى جاى سخن این جاست که اگر مردى با زحمات توان‏فرسایى در مورد الفاظ و حروف قرآن تحقیق شایسته‏اى انجام داد و از این راه بر تعداد جهات اعجاز قرآن افزود، نباید آن را به بهانه این که مربوط به الفاظ و صورت قرآن است و به معنا و مفهوم ارتباطى ندارد، نادیده بگیریم؛ زیرا همان‏طور که گفته شد یکى از جهات اعجاز قرآن مسأله زیبایى الفاظ و رسایى تعبیر و جاذبه و کشش الفاظ و جمله‏ها و آیات آن است و اگر محققى در این قسمت کار کرد نباید کار او را به دلیل این که مربوط به این بخش از اعجاز قرآن است، نقد کنیم. اگر این انتقاد صحیح باشد باید کلیه بحث‏هایى که دانشمندان بزرگ فن فصاحت و بلاغت، پیرامون الفاظ و تعبیرات و جنبه‏هاى ادبى و لفظى قرآن انجام داده‏اند، کم ارزش شمرده شود و کتاب‏هاى دلائل الاعجاز شیخ عبدالقاهر جرجانى و اعجاز القرآن باقلانى و رافعى‏(23) و ده‏ها کتابى که در این زمینه نوشته شده است کم‏ارزش قلمداد گردند. گذشته از این، هرگاه دکتر رشاد و امثال او جهات اعجاز قرآن را منحصر به جنبه لفظى و صورى و آمارگیرى مى‏نمود جا داشت که چنین انتقادى از شیوه کار و نتیجه انحصارى وى انجام بگیرد، ولى اگر هدف خدمت به یک گوشه از جهات اعجاز ق

  4. نقش حجامت درنازایی چیست

  5. سلام من چندین بار حجامت کرده ام و به اثرات مثبت آن پی بردم. قبلاً خیلی زیاد سرما می خوردم بطوریکه تقریباً ۶ ماه پاییز و زمستان بیمار بودم اما با چند بار انجام حجامت خوشبختانه مشکلم تا حد زیادی حل شده. آز مطالب خوب و جالبتون ممنونم.

  6. شعرهای حجامت سرچ کنید جستجو (حجت اله عرفانیان پرواز )شعر حجامت بگو تو قسمت نظرها ببیبنید شعر ها را برادران خواهران عرفان که میگه سلام تو بخان لپ کلام بر گل روی هرکس که دوره از سه ناکس که میفهمه حجامت یهنی همه سلامت حج امت یعنی حجامت پس چی میگند نظافت نکن دیگه لجاجت به تن نکن خیانت نباش دیگه کثافت بسه دیگه حماقت درد نداره حجامت نباش دیگه بی خیال هی دستو پاتو نمال بیا دیگه گلابی همش نرو زیر آبی چهارتا خراشه ریزه سطحی اونم تمیزه بعدش برو تو حموم جاشم نمونه تموم قدیم که نبود مکش با چاغو میزد خطش فرارمیکرده ۰۰۰۰ حال که مکش قویه خراش ریز عالیه جاشم اصلا نمونه تو باغچه رفته باشی یه وقتی تو بش۰۰۰ گل بچینی یه وقتی از بخت بد بدبختی هر گلی داره سختی هر گلی خار داره زیر بوتش مار داره یا بقلش کرم داره میگم که تو خار نباش بمثل این مار نباش گلو باید ببینی نه که همش بچینی کرم که نداری آخه گل میچینی ز باغچه تو شکمت مار داری با گلهای باغچه پس بگو تو چکار داری آسکاریسو کدو کرم لاغری حتما داری درس چرا نخوندی بچه مگه کرم داری درس چرا نخوندی حتما برو تو زایش یک باری آزمایش غلظت خون نباشه حتما یه کرمی باشه گربه ز هفت متری سموم خون رد نشه نمیشینه روی او ن حتی یه دونه پشه گرفتاریت رفع بشه حجامت با رگت کاری نداره عرق با جوش از پوستت در آره ناراحتی قلبی ریب میزنی میخندی قندو فشار بالا زود باش بیا تو حالا عشق حجامت به همین تیغاشه تا که گل روی تو زود باز بشه حجامت با رگت کاری نداره عرق با جوش از پوستت در آره سمومو بدو جوش چرکی نخواهی کنی از برایش تو فکری بر عکس خون آب میشه حجامت چربیو قند در بیاد تنت میشه سلامت نه که حجامت قندوسمومه تنه برعکس خون آب میشه روغنه هر دکتری میزنه آمپولو قرصو سرم ما میگیرم ز پوستت چربیو قندو سموم غذای روحت نمازداره بدن چون نیاز غذای جسم حجامت تنت میشه سلامت چراغ خطر میزنی با این جوشای آنی بکن حجامت آنی عمرت میشه طولانی بسه دیگه گلابی همش میری زیر آبی کمتر زمارو کلاغ سرتو نکن زیر لاک سمومو بدو جوش چرکی نخواهی کنی از برایش تو فکری خانمها میشن به عادت آقایون بشند حجامت ماشینو عوض میکنند روغنشو به هر وقت تو کی عوض کرده ای روغنت چکار تو کردی برای تنت عوضی نری واسگازین بزنی تو جای بنزین روغن ترمز عوض داشته باشی هر مرض در جا بگیری شفا ء اگه بیای پیش ما روغن موتور عوض واسگازینت هم چه وضع گریس کاری دوباره تنها همینه چاره نظافت درونی تا که عقب نمونی تو کی عوض کرده ای روغنت چکار تو کردی برای تنت میخارونی تنت را هی میبینی انت را میخوری هی راه به را ه شکم تو کردی هوا نونو برنج نشاستست نداره که ویتامین چاغ میشی تو در جا هر ماه بکن حجامت تنت میشه سلامت تن را بکن سلامت با سه دفعه حجامت درمان میشه همه درد هر درد لا اعلاجی درمان کند حجامت شفای هر درد بد حجامتو نکن رد شفای هر دردو مرض نکن تو با آمپول عوض عوضی نری واسگازین بزنی تو جتی بنزین داشته باشی هر مرض روغن ترمز عوض عوضی فرار میکینی چرخه همش میزنی برو دیگه از ایران در ماه حزیران حجامت کن سکته نکن حجامت فاتح است مابقی فاتحه چه باشد علت سرطان و سکته مگر علم پزشکی پیش نرفته ویا تکنیک همه حرفو نگفته چه باشد علت اصلیه سکته حجامت با رگت کاری نداره عرق با جوش از پوستت در آره بوود جای حجامت بین کتفان چکارش با رگو با خونو شریان کلام احتجم من بین کتفه اگر روشن نگردد خیلی حیفه برعکس خون آب میشه حجامت چبیو قند در بیاد تنت میشه سلامت نه که حجامت قندو سمومه تنه برعکس خون آب میشه روغنه چه باشد علت اصلیه سکته مگر علم پزشکی پیش نرفته و یا تکنیک همه حرفو نگفته چه باشد علت سرطان و سکته مگر کمپانی دارو فروشان شما سهمی دهند کشتی پریشان پریشانی آنها بوده بر حق حجامت چون بوود داروی مطلق مسللم چون حجامت بوده باشد مریضی یو همه دردی نباشد

  7. مطالبتون خیلی جالب بود من همیشه دوست داشتم حجامت کنم ولی هم یک جورایی می ترسیدم هم فکر نمی کردم فایده ای داشته باه اونم تا این حد . به علت اینکه وزنم و فشارم پائینه خون هم نمی تونم اهدا کنم . مرسی که با مطالبتون کمکم کردین .

  8. چند بار حجامت کردم اما نمیدونستم انقدر مفیده از مطالب جالب شما ممنونم

  9. خیلی ممنون جواب تمام سوالهاموگرفتم.همیشه میخواستم بدونم مزیت حجامت نسبت به اهداخون چیه

  10. سلام مطالب پربار و عالی بود متشکرم

  11. مطالب خیلی جالب هستن از زحمات شما تشکر می کنم

  12. سلام ازمطالب شما نهایت استفاده رابردم

  13. واقعا نظیر نداری پارسی طب خیلی خیلی ممنون من ۱۰۰ درصد قصد دارم از محصولاتتون خرید کنم. چون بهتون اعتماد دارم موفق و پیروز باشید…

  14. ممنون از اطلاعاتتون. کانونهای اموزشی ان در ایران وجود داره و اگه وجود داره به چه نحویه؟

  15. ممنون از مطالب خوب و کاملتون

  16. برای اولین بار با حجامت آشنا شدم و از مطالب بسیار مفیدتان ممنونم

  17. اینجانب شمس الدین صدری چندسال است که از ضعف کبدرنج می برم دکتر طبی سنتی رفتم که ازپشتم حجامت احتقان گرفت

  18. سلام خسته نباشید مطالب عالی هستن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *