ازدواج مجدد براي زنان مطلقه

ازدواج مجدد برای زنان مطلقه

ازدواج مجدد تبدیل به یک دغدغه فکری شده است
دکتر بدرالسادات بهرامی معتقد است آنچه طلاق را به معضلی اجتماعی برای زنان بدل کرده، وجود پدیده تجرد ناخواسته دختران است
که ناخودآگاه شانس ازدواج مجدد برای زنان مطلقه را کم کرده و مطلقه ها را به زنانی بدل میکند
که تنها داوطلبانی برای ایجاد روابط جنسی دارند و نه ازدواج…

دکتر بدرالسادات بهرامی، کارشناس مسائل خانواده و دارای دکترای تخصصی روانشناسی سلامت و مدرس دانشگاه است.

خانم دکتر بهرامی! با توجه به اینکه آمار طلاق در کشور ما، البته با توجه به شرایط گذر از دوران سنتی، هنوز معضل نشده است،

چرا خود واقعه طلاق با همین آمار فعلی، بحرانی اجتماعی محسوب میشود؟

طلاق یک بحران اجتماعی است چون عوارضی به شدت اجتماعی دارد.
امروز ما در جامعهای زندگی میکنیم که متاسفانه معضلی به نام تجرد ناخواسته دختران وجود دارد.
یعنی دختران بسیار خوبی آماده ازدواج هستند، اما برایشان پسران آماده ازدواجی وجود ندارد.

در چنین جامعهای یقینا آمار بالا و ۳۵ درصدی طلاق و اضافه شدن زنان جوان مطلقه به دختران مجرد، ایجاد بحران میکند.

در گذشته های نه چندان دور، مطلقه های جوانی که فرضا ۲۴ تا ۲۶ سال داشتند،
بالاخره بعد از مدتی صبر کردن حتما با مردی ۳۱ یا ۳۲ ساله ازدواج مجدد میکردند که یک یا دو بچه هم داشت.

اما امروز به خاطر پدیده تجرد ناخواسته دختران، حتی مردان مطلقه ۴۷- ۴۸ ساله،
به راحتی میتوانند با دختران مجرد ازدواج مجدد کنند و دختران ۳۱ -۳۲ سال به راحتی داوطلب ازدواج با این اشخاص هستند.

شرایط ازدواج مجدد برای زنان مطلقه چقدر است؟

طبعا مردان مطلقه هم ترجیح میدهند با دختر ازدواج مجدد کنند تا زن مطلقه ای که ممکن است
تجربه تلخ شکست قبلی را وارد زندگی بکند. بنابراین مطلقه های جوان ما متاسفانه جزو آمار زنانی میشوند
که داوطلبان زیادی برای رابطه جنسی دارند، اما هیچ داوطلبی برای ازدواج و تشکیل زندگی ندارند.

زنان مطلقه هم نهایتا چهار تا پنج سال تمام نیازهای عاطفی و جنسی خود را سرکوب کنند
اما تا آخر عمر که قادر به این سرکوب کردن نیستند. از طرف دیگر، امکان ازدواج مجدد هم برای خود نمیبینند.

در نتیجه این نیازها از آنان زنانی را میسازد که متاسفانه در رابطه های مکرر قرار میگیرند و معشوقه مردان متأهل میشوند.

به این ترتیب، زمینه اخلاقی جامعه متزلزل میشود و خیانت به همسر، پدیده ای میشود که بالاترین آمار علت طلاق را
به خود اختصاص میدهد؛ مسئله ای که از زمان بالا رفتن آمار طلاق و پدیده تجرد ناخواسته، شایع شد.

 

دختران مجرد

 

پس امکان به انحراف رفتن زنان مطلقه وجود دارد!

در نتیجه عواملی که گفتم، زنان مطلقه ما جزو کسانی شدند که خیلی کم داوطلبی برای ازدواج مجدد دارند
اما همواره حتی همکاران آنان نیز داوطلب داشتن رابطه جنسی با آنها هستند.

به طوری که قریب به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن این موضوع و اینکه همکاران بدانند آنها مطلقه هستند
و بالقوه میتوانند نیازهای جنسی همکاران خود را پاسخ دهند، این مسئله را پنهان میکنند.

چون در صورت برملا شدن، آنقدر اذیتشان میکنند تا آنها به دعوت همکاران برای داشتن رابطه جنسی پاسخ مثبت دهند.
چراکه تا همکاران آن زن میفهمند که او مطلقه است، شروع میکنند به محبت کردن به وی.

امروز به محض اینکه زنی مطلقه شد، از رییس و کارمند و… همه چشم طمع به او داشته و توقع دارند،
زن مطلقه نیاز جنسیشان را پاسخ دهد. خُب، زن اگر مشکل خانوادگی یا مالی هم داشته باشد،
زمینه کشیده شدن به مفاسد اخلاقی زیاد میشود.

البته زنان مطلقه معمولا در ابتدا به شدت در مقابل این فشارها مقاومت میکنند و آسیب هم میبینند.
اما وقتی میبینند این یک داستان غیرقابل حل است و ازدواجی هم صورت نمیگیرد، کمکم به این روابط تن میدهند
و معشوقه مردان متاهل میشوند که یا همکارشان است و یا همسایه و یا کسی که در آژانس مسکن
برایشان خانه گرفته و… بعد هم اسیر دل بستنها و دل کندنهای متعدد میشوند.

چه مشکلات دیگری گریبانگیر زنان بعد از طلاق میشود؟

روابط گذشته شان دستخوش تغییر میشود.

مثلا اگر در گذشته بهراحتی و بدون دغدغه خانه خواهر خود میرفتند،
حالا خواهر به شدت نگران رفت و آمد خواهر مطلقه جوانش است. چون بالاخره همسر او هم مرد است…

نه فقط اقوام، درباره دوستان هم همین اتفاق میافتد.
اقوام زن مطلقه بهشدت از معاشرت با او پرهیز میکنند و علامت سوالها و رفتارهایی را بروز میدهند.

پس اولین اتفاق تنها شدن و زیر نگاههای معنیدار رفتن است.
دومین اتفاق آن است که این آدم تنهایی که قوم و خویش او را کنار گذاشته
و در زندگی هم شکست خورده، نیازی طبیعی نیز دارد. این نیاز او را به سمت رابطه میبرد.

رابطه هم ماهیتش ایجاد دلبستگی و عشق است.

بعد از یک مدتی که اهدافی حل و فصل شد، مرد سرد میشود و حالا زن مطلقه باید دنبال او بدود.
بعد آبروریزی میشود و زن باید دل بکند. دل کندن باعث افسردگی میشود، افسردگی بیمارش میکند،
باید دارو بخورد و افت کاری یا تحصیلی پیدا میکند و…

اتفاق بد دیگر این است که شغل برخی کارمندان طوری است که باید متأهل باشند.
برای همین اگر در محل کارشان به هر دلیلی بفهمند که اینها مطلقهاند،
ممکن است در ماهیت حفظ یا از دست دادن کارشان تأثیر بگذارد.

همچنین ممکن است آنقدر در محل کار تحت فشار داوطلبان رابطه قرار بگیرد که خودش از سر کار رفتن منصرف شود.

اتفاق بد دیگر این است که بعد از طلاق مجبور است به خانه پدرش برگردد و از این به بعد سایه و نفس کشیدنش هم
شماره و ارزیابی میشود و باید حساب و کتاب پس دهد. در حالیکه او دیگر آن دختر قدیم نیست.

یا مجبور است خانه ای مستقل بگیرد. در این حالت یا درآمد کافی دارد که فقط مسائل اجتماعی گریبانگیرش میشود
یا مشکلات مالی هم دارد. قبلا تحت تکفل همسر بوده و حالا برای حفظ استقلال و برای اینکه نمیخواهد بار شکست را
با رفتن به خانه پدر مضاعف کند، با پول مهریه خانهای اجاره میکند، اما به دلیل بیکاری و مشکلات مالی مجبور میشود تن به رابطه دهد.

اولین حادثه هم این است که در ابتدا به زن مطلقه نمیگویند، میخواهیم با تو رابطه برقرار کنیم.
اول او را تحت فشار قرار میدهند تا بعد خودشان نقش منجی را بازی کنند. یا وقتی از زیر فشار بودن خسته شد، تن به خواسته بدهد.

این اوضاع نابسامان مشکلات اجتماعی زنان بعد از طلاق، چاره ای هم دارد؟

معضل ایجاد شده بر اثر طلاق به چند پدیده اجتماعی دیگر مربوط است،
مثل همان تجرد ناخواسته و… خود آسیب طلاق را نمیتوان حل کرد.

حتی آمار طلاق پنج درصد هم باشد، همان مشکلات معاشرت با اقوام و دوستان و… وجود دارد و قابل حل نیست.

اما باید به این نکته توجه کرد که انتخاب بین زندگی کردن و طلاق گرفتن، انتخاب بین بد و بدتر است.
طلاق خیلی بد است، اما اگر زندگی زن از خیلی بد هم بدتر است، مجبور میشود طلاق بگیرد.

او شبیه آدمی است که در ساختمان چند طبقه ای است که دچار آتش سوزی شده.

فرد از ترس اینکه ساختمان دچار آتش سوزی شده، پایین میپرد. درحالیکه معلوم نیست کجا فرود میآید و زنده میماند یا نه!
درحالی که شاید اگر صبر میکرد بعد از مختصری سوختن دست و پا نجات مییافت.

این است که باید گاهی به راه حلهای دیگر فکر کرد.

نکته بعد این است که مگر همیشه میتوانیم از نو زندگیمان را شروع کنیم؟!

مگر همه آن نیروها، انگیزه ها و موقعیتهای قبلی را داریم که بتوانیم زندگی را از نو شروع کنیم؟!

واقعیت این است که چنین نیست. باید دید کدام بد و کدام بدتر است. داستان طلاق داستان خوبی نیست که بگوییم این زندگی بد است، طلاق بگیریم خوب میشود.

به نظر میرسد با تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی میتوان این موضوع بد را تا حدودی امری طبیعی ساخت!

بله اما اگر این اتفاق بیفتد که خیلی کار میبرد. اگر برادر شما بگوید که میخواهد با هم دانشگاهی خود ازدواج کند که عاشقش شده،
اما قبلا سه سال متأهل بوده چه برخوردی با او میکنید؟!

به او میگویید: «مگر دیوانه شدی؟ مگر دختر قحط آمده؟ اینهمه دختر مجرد، آنوقت تو میخواهی با مطلقه ازدواج کنی؟
اصلا معلوم نیست برای چه طلاق گرفته… شاید عیب از او بوده!» این ما هستیم که جامعه را میسازیم.

اینطور نیست که بگوییم ای زندگی بیا جامعه ما را درست کن. ما مردمان همین سرزمین هستیم.
میگوییم اینهمه دخترهای مجرد! طلاق پدیده ضد اخلاق شده چون با تجرد ناخواسته دختران مواجه هستیم.
الان دخترهای کم سن و سال حتی با مردان ۴۰ ساله ازدواج میکنند.

علت این تجرد ناخواسته چیست؟

مشکل آنجایی آغاز میشود که پسران به دختران میگویند اگر عاشقم هستی باید به من سرویس جنسی بدهی.
بعد هم وقتی همه سرویسها بیرون ازدواج ارائه میشود و ازدواج هم به کاری سخت و هزینه بردار بدل شده است و…
وقتی دختری خانه مجردی دوست پسر خود را تمیز میکند، برایش غذا درست میکند و با آژانس میفرستند
و تازه پسر میگوید تو خیلی دختر خوبی هستی، اما آشپزی آن یکی بهتر است و نوعی رقابت درست میکند و مسابقه میگذارد، چرا پسر ازدواج کند؟

۳۱۲ دیدگاه

  1. با سلام منم دارم از همسرم جدا می شم ٧ سال با هم زندکی کردیم همسرم از لحاظ مالی و مرتبه اجتماعی و خونواده هیجی کم نداشت ولی نسبت به من خیلی بی توجه شده بود با لاخره بعد از دعواهای زیاد فهمیدم با یه خانمی دوست شده زندکی واسم عوض شد خیلی غصه خوردم حالا هم دارم طلاق میگیرم اما افسرده شدم شوهرم رو خیلی دوست دارم ولی اون دیگه نمی خواد با من زندگی کنه از اینده خیلی می ترسم. ٣٠ سالم نمی تونم شوهر م رو فراموش کنم

  2. من چهار سال تجربه زندگی در جهنم زناشویی رو دارم با یک ادم روانی با مشکلات جنسی روانی که حتی رابطه جنسی هم نداشتم ولی بازم ارزشهامو زیر پا نزاشتم بیرون تو خیابون دنبالش بگردم الان بین بد وبدتر بدو انتخاب کردم تقاضای طلاق دادم .شما که نوشتین از اخر مجبور میشن تسلیم بشن من تو این چهار سال نرفتم حالا می خوام برم !!!؟مگه منش و ارزش وطرز تفکر یک ادم تغییر میکنه شخصیت شکل گرفته ؟مگه بچه ی یک ساله هستیم که گولمون بزنن؟؟!!

  3. سلام من حرفتو قبول دارم

  4. من سه ساله جدا شدم اینو در نظر بگیرید که در کنار هر زن مطلقه ای یک مرد مطلقه هم هست پس قضیه رو فقط واسه زنان پررنگ نکنید. مردان متارکه دار هم زیادند که بدون مشکلات روحی و روانی نیستند. اونها هم در ازدواج دومشون سرکوفت و مسایل دیگه دارند میگن زن مرده را زن بدهید زن طلاق رو سنگ. این یک ضربالمثل هست تو منطقه ما.

  5. سمانه اینطور ناراحت نباش زنگیت بکن نامید نباش هر کی می بینم شرایط خودم بعد از طلاقه و اینطوریه خیلی ناراحت می شم صبر داشته باش شاید واقعا به قول برخی حکمتی باشه

    • سلام .من بعد از ۴ سال زندگی مشترک الان ۲ ساله که توافقی جداشدیم.البته من اعتیاد داشتم.ولی همسرم ایرادهایی که داشت بدتر از من بود.خیلی گوشی بود و هر کسی میتونست برای زندگیش نظر بده .من اون رو دوست داشتم و راضی نبودم جدا شم.الان بعد ۲ سال هنوز هم روزی نیست ک بهش فکر نکنم.البته هرگز حاضر نمیشم دوباره بخام سراغش برم.مطمئن هستم که خیلی مشکل داره الان ولی غرورش اجازه نمیده که سراغی از من بگیره

  6. سلام عزیزان. منم ۱۰ سال است که جدا شدم و ۳۳ سالم هست. خدا رو هزار مرتبه شکر برای من هم مشکلی پیش نیامده است و الان تو یک شرکتی کار میکنم که همه میدونن من جدا شدم و به من حتی یک بار هم پیشنهادی ندادند تازه کمکم هم میکنند.در هر شرایطی تو مشکلاتی داری هر چیزی یک سختی داره ولی از نظر من زندگیبا صبر درست میشه الا وقتی توش خیانت و اعتیاد است باید حتما جدا بشی.راستی من خدا خیلی کمکم کرد و من به خیلی از خواست هایم رسیدم.

  7. سلام من ۳۰ سالمه ۴ ساله که طلاق گرفتم و در جامعه دارای موقعیت اجتماعی خوبی هستم هیچوقت از اینکه طلاق گرفتم پشیمان نشدم درست در جامعه و خانواده دچار مشکلاتی شدم ولی الان همه به خوبی با این قضیه کنار آمدن و خانواده ام خیلی از من حمایت می کنند چون همه راضی به طلاقم بودند در جامعه ما مشکل فقط برای زنان مطلقه نیست این قبیل مشکلات تمام دختران و زنان جامعه را در بر گرفته و این بستگی به رفتار خودمان دارد که اجازه سوء استفاده به برخی افراد را بدهیم یا نه و همیشه می گویم خدا بزرگ است من دختران مجردی را می شناسم که مردان به آنها نیز پیشنهاد رابطه می دهند الان این مسئله همه گیر شده خودمان فقط باید هوای خودمان را داشته باشیم و ربطی به مطلقه بودن یا مجرد بودن نداره در جامعه ما به زن متاهل، مجرد، مطلقه، مادر، مادربزرگ گیر میدن پس دوستان مطلقه نگران نباشید که فقط شما دچار این چنین مشکلاتی نیستید. ازدواجی خوبه دو طرف باعث آسیب هم نشوند و اینکه وایسی هر چی سرت اومد تحمل کنید یکسری آدم عقده ای فقط تحویل جامعه می دهیم لطفا فقط با چشم باز ازدواج کنید و اگر هم مجبور به طلاق شدید خود را عذاب ندهید که چه می شود چون اگر طلاق بد بود خدا آن را حرام اعلام می کرد.

  8. واقعا این مقاله مزخرفه . یعنی کسی که یه بار مرتکب ازدواج اشتباه شده و شکست خورده حق زندگی نداره! اتفاقا الان زنای مطلقه بیشتر از مجردا خواستگار دارن . کسی که قصدش سواستفاده باشه براش مجرد و مطلقه مهم نیست و کسیم که قصدش زندگی باشه بازم این مسیله براش مهم نیست. کسیم که رو همچین چیزی حساس باشه به نظرم نمی تونه مرد زندگی و همراه خوبی بشه .

    • موافقم که مزخرررررفه!
      من ۵ سال زندگی کردم و همسرم زود انزالی داشت و رابطه نداشتیم. بعد از اینکه من برای کمک بهش جراحی بکارت کردم رفت و دادخواست طلاق داد!
      من تو اون ۵ سال حتی خودارضایی هم نکردم چه برسه به اینکه رابطه ی خارج از چارچوب داشته باشم حالا بیام برم با مردا رابطه داشته باشم؟
      با درخواست همسر سابقم فهمیدم اون نه تنها به لحاظ جسمی مرد نبوده بلکه از نظر روحی هم مرد نبوده
      یه همچین مردی نباشه ادم تکلیفش با خودش روشنتره! میگه اقلا تنهام!
      جمع کنید این مزخرفاتتون رو خصوصا اون مثال آتیش سوزی رو!

  9. دوباره پیام میدم پیامهای همه عزیزان رو خوندم بنظرم طلاق هیچ زشتی نداره وپدیده عادی شده من الان ۲۶ سالمه وجدا شدم مظمعنم خواستگارهای زیادی خاهم داشت به همه ابجی های گلم میگم به این مقاله توجه نکنن چون اکثرا حرفاش اشتباهه من خودم دبیر هستم و تو اجتماعم خدا رو شکر مشکلی ندارم افرین به بعضی اقایون طرز فکراشون عالی بود به امید ازدواج همه شما عزیزان

  10. سلام من این نظر رو قبول ندارم که زنان مطلقه قراره با این همه مشکلروبرو بشن الان امار طلاق زیاد شده ودیدگاه جامعه عوض شدهمن خودم یه ازدواج ناموفق داشتم که بعد از ۵ ماه زندگی به خواسته شوهرم جدا شدم یک سال هم مقاومت کردم وخواهش کردم طلاق نگیریم ولی فایده نداشت الان هم یکماهه جدا شدم خدا رو شکر مشکل خاصی ندارم با اینکه تو یه هر کوچیک زندگی میکنم ولی برخورد همه خوب بوده وامیدوارم بزودی با فرد مورد دلخواهم ازدواج کنم کی گفته طلاق چیط بدیه وقتی زندگی با طرف میسر نباشه هیچ عیبی هم نداره من خودم شاغل وتحصیلکرده هستم از قیافه خوبی هم برخوردارم الهام جونمن خیلی زندگیم شبیه تو بوده خواستی پیام بزار با هم حرف بزنیم نگران نباش خواهر گلم خدا کمکمون میکنه به خدا توکل کن

    • من از طلاق خیلی میترسم.الان ۹ ماه خونه پدریم هستم … ولی هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم نه برگست نه طلاق…

  11. چرا زنهاهای ما شجاع نیستند کمی فکر کنید که الان طلاق کرفتید وضعیت خوبی ندارید پس بجای نشستند خودتون دنبال فرد مورد نظرتون برید

  12. من زندگی مو باختم یکساله ازدواج کردم هنوز عکسهای عروسی مو نگرفتم شوهرم تصمیم به طلاق داره،سر یک سری اختلافات جزیی کارمون به طلاق کشیده من خواهان زندگی با ایشون هستم اما ایشون کلا به هیچ صراطی مستقیم نیست زندگی منو تباه کرد حالا هم به راحتی حرف از جدایی میزنه،خیلی دلم گرفته،خیلی

  13. از هرچی زن و دختره متنفرم الان یکساله نامزدم با صداقت جلو رفتم ولی با دروغ جواب صداقتمو داد در شرف طلاقیم تو این زمونه با این وضعیت با این دخترای زیاده خواه زندگی مجردی بهترین گزینس

  14. سلام من ۲۶سال دارم ویک هفته است که جدا شدهام توروخدا درباره ما زنهای مطلقه بدنگوید بد نگاه نکنید خودمان شکست رادیدهایم سختی کشیده ایم ماهم انسانیم حق داریم زندگی کنیم سروسامان داشته باشیم بخدا ماگناهی نداریم خسته ام نگرانم تنها کمکم کنید

  15. دوست دارم ازدواج کنم

  16. من همسرم فوت کرده اهل دوستی و کثافت کاری نیستم یا خدای نکرده بخوام باعث خراب شدن زندگی کسی باشم .از سال ۷۹ تا الان تنهم خسته شدم از تنهایی و اینکه همه مردها فقط یک هدف دارن چه مجرد چه متاهل

  17. آقایون متوجه شدین بعضی زنان مطلقه خود به زندگی بی وفایی کردن و خیانت نمودن . به نظر شما این خانم که طلاق قطعی نشده خواستگاراشو از مصر چه جوری پیدا کرده . مشخصه دوستی!

  18. ۴۰سالمه ۱۷ سال با یه بی تعهد مفت خور تنبل زندگی کردم خودم کار میکردم بعدکارمو مستقل کردم تمام زندگیم را ساپورت میکردم حتی خانوادشو چون تو یه خانه ۳۰ متری با پدر مادرش زندگی میکردم عشقم بچه هام و کارم بود به خاطر بچه هام جون می کندم و می گفتم عیب نداره اون روزی کمی داره من کار می کنم من می تونم .ازمهربانی وسلامت و تعهد وتلاش و هر اخلاق انسانی تمام و کمال هستم و بودم تو زندگیش مثل یه مرد با مشکلات جنگیدم و موفق بودم ولی همیشه بی کس و تنها با کسی که اصلا تعهد نداشت برام بحث مالی مهم نبود برایاینکه بچه هام آسیب هم نبینند کارگر ثابت گرفته بودم که این آقا بهونه نکنه و کار کنه که اینقدر فشار رو من نباشه داقون شدم و خسته اما عشق بچه هام منو سر پا نگه می داشت تا اینکه فهمیدم که با زن داداشم دوست شده یک دفعه بخشیدمش داق دیگه ون شدم تحمل کردم ولی صداشوضبط کردم و دیدم دوباره ادامه داده نمیتونستماین خیانت کثیف به برادرم و خودم را تحمل کنم با نفرت ازش جدا شدم و ناراحت نیستم بخاطر اینکه شخصیتم تعهد هام و خیلی چیزهای دیگه برام مهم بور فقط ناراحت این هستم چرا ۱۷ سالمو حروم کردم برای کسی که اینطوری بود بعد از جداییم با اینکه من زن جدی هستم ولی حس خوبی نداشتم اگر تو خیابون هم یکی بوق می زد حالم بد میشد عصبی می شدم تصمیم گرفتم ازدواج کنم خواستگار زیاد داشتم که از ایران برم ،فامیل دوست و… تا با پسری آشنا شدم واقعا عاشقش شدم به خاطر اینکه دقیقا مثل خودم و کاملا برعکس همسر اولم بود خانوادشون مخالف بودند خانواده من هم تقریبا ولی ما خودمون تصمیم گیرنده بودیم ازدواج کردیم خیلی خوشبختم همدیگه را دوست داریم تصمیم داریم بچه بیاریم البته با توکل به خدای مهربون خانواده همسرم بعد از ۵ سال با ما من ارتباط برقرار کردن دوتا عروس دیگه هم دارن ولی همشون عاشقم هستن و من هم دوسشون دارم . من بین زن و مرد فرقی نمی بینم ما خانمها نباید انتخاب بشیم باید انتخاب کنیم .من خیلی دیدم دختر ها الان پر توقع غیر منطقی هستن و متاسفانه آقایان هم مثل مرد های قدیم قوی و متعهد نیستند یه خانمی که یک دفعه ازدواج داشته قدر یه مرد خوب و یه زندگی معمولی را بیشتر می دونه.

  19. عاطی خانم من با حرفهای شما کاملا مخالفم اولا چون خودم شرایطی مثل شما دارم و با خانمهای مطلقه زیادی برخورد داشتم و صحبت کردم ، دیدم که واقعا حتی با گذشت سالهای زیادی که از طلاقشون گذشته افکار، عقاید و انتظاراتشون برای زندگی مشترک سم هست برای همینه که در برخورد با اینگونه زنان باید کاملا مواظب بود وگرنه صحبت بر سر دختر بودن و یا مطلقه بودن نیست درثانی شما مقاله رو درست نخوندی چون در اون گفت شده زنانی که از طرف خانواده حمایت نمیشن این مشکل رو دارن نه شما که حمایت میشی وسوم اینکه لحن شما ، این پیام رو انتقال میده که آی خانمهایی که در زندگی مشکل دارین طلاق بگیرین یعنی حالت ترغیب داره و این درست نیست.و در آخر اینکه چطور شما که هنوز طلاقت قطعی نشده خواستگار در خونه ات قطار شده!!شما چطور به خودت این اجازه رو دادی!!معمولا خانمهای مطلقه حدود پنج سال طول میکشه که شکست اول رو فراموش کنن و آماده ازدواج مجدد بشن اما شما هنوز اولی تموم نشده دومی رو میخوای آغاز کنی!!!مثل اینکه خودت هم بی میل به این جدایی نبودی.

  20. سلام به همه دوستان.من ۲۶سالمه تا چند روز دیگه ان شالله جدا میشم و اصلا احساس ناراحتی و پشیمانی ندارمهمسرم بدون هیچ گونه دلیل موجهی ترکم کرد به دلیل مشکلات روحی ای که داشتن.هیچ گونه از این مسایلی که دکتر بهرامی فرمودن برام پیش نیومده خانوادم حمایت کامل دارن ازم و خودم از لحاظ اخلاقیو رفتاریو موقعیت اجتماعی کمبودی ندارم..چند تا خواستگار عالی هم دارم که مصر هستن بدلیل پاک بودن و خانواده دار بودنم هستش.ولی واقعا متاسفم برای درج چنین مقاله ای.درسته که واقعیتها تلخه ولی با درج چنین مسایل اغراق آمیزی که خیلیاشونم صحت نداره تنها کور سوی امید دل بعضی از افرادو از بین میبرین.واقعیت اینه اگر یه پسری از یک خانم با شخصیت خوششون بیاد براش دیگه فرقی نمیکنه مطلقه باشه یا مجرد.بیاین خودمون فرهنگ بسازیم از خودمون شروع کنیم.مخاطب من خاتمهای مطلقه ای هستش که با وقارو با شخصیت هستن و تنها بدلیل بدشانسی نتونستن زندگی مشترکشونو ادامه بدن.اگه با این دید نگاه کنیم که این اتفاق به عنوان یک امتحان الهیه خیلی از مسایل حل میشه..خانمهایی که جدا شدین خویشتن دار باشین و توکلتون بر خدا باشه در این صورت درهای موفقیت به سمتتون باز میشه.چند نفر از دوستان که جدا شدن دوباره ازدواج کردن با پسرایی که مجرد بودن و شرایط بسیار بهتری چه بسا بهتر از خواستکارای دوران دختریشون داشتن.امیدتونو از دست ندین و صبر داشته باشین.با آرزوی موفقیت و خوشبختی همه دوستان.

  21. به گفته یک خانم دکتر روانشناس و مشاور خاواده که ممکنه اکثر شما هم صحبتهای ایشون رو شنیده باشید ۹۰% رابطه زناشویی دردست زنان است اما در هنگام شکست این همیشه آقایون هستند که از طرف این زنان مقصرند خوانده میشوند!!!

  22. مشکل اینجاس که ما خودمون جامعه وطرز فکرامونو خراب کردیم میدونید چرا برای مثال اگر من یه دختر مجرد ۲۴ ساله باشم ویه آقای مطلقه بیاد خواستگاری من قبول میکنم اما هیچوقت یه پسر مجردی نباید با یه خانم مطلقه ازدواج کنه

  23. من یک مشاور خونواده ام .هفته پیش مراجعی داشتم که ۲۷ ساله و مطلقه بود انتظاراتش آنقدر بالا بود که یک لحظه به سلامت عقلی اش شک کردم . آزادی بی حد و حصر،مجالس مختلط با حضور همسرش، خانه بالا شهر ، ماشین مدل بالا، درآمد بالای همسر…. واقعا ماندم چه بگویم!!!!

  24. گل گفتی و افتخار داره . زن باید زندگیشو نگداره . واقعا زن زندگ تویی

  25. آقای امیر دقیقا اشتباهت همینه!! دختری که طلاق میگیره مشکلات روحی روانیش ده برابر میشه! تازه تو ازدواج دومش همه چی رو باهم میخواد! من با بعضی از اونایی که طلاق گرفتن مصاحبه داشتم اغلبشون مغرور متکبر و خودخواه شدن و دنباله همه چی باهمن

  26. من معتقدم اگر زنی خوب باشه با مشکلات شوهرش کنار میاد و زندگی میکنه البته تنها در دوحالت هست که به نظرم طلاق زن جایزه:اول.معتاد بودن مرد و دوم. دست بزن داشتن ! بقیه موارد زن میتونه بادرایت خودش مشکلاتو حل کنه!!! اغلب این خانومها که طلاق میکیرن خودشون مشکل دارن جالبه که بعد از طلاق یا میگن اقا دست بزن داشته یا معتاد بوده!!!!! میخوام بدونم یعنی از هر ۵ پسر یکی معتاده که امار طلاق ۱ به ۵ شده؟! جالبه بعد طلاق دوباره هم دنباله ازدواج هستن!!!!

  27. با سلام. من با ازدواج مجدد صد درصد موافقم بخاطر اینکه: از لحاظ فیزیولوژی مردها تفاوت خاصی با زنان دارند دوم. دراکثر مرگ و میر هاو جنگها مردان از بین می روند و جمعیت دختران و بیوها خیل یزیاد هستش. پس گناه بیوه زنان چیست؟ مگر انسان نیستند؟ مگر نیاز به ارامش ندارند؟ سوم: این حکم خداست. در قران پس خداوند اعلم است و کلامش صد در صد با دلیل بوده. و محکم و استوار هستش کلام خدا. و در عجبم از کسانیکه می خواهند حکم خدا را نادیده بگیرند و روش غرب را طی کنند. اگر تعدد زوجات باشه این همه دختر و زن بیوه در جامعه وجود ندارد.

  28. سلام.با خوندن این مطالب واقعا خیلی واقعیت ها رو در مورد مخاطبین این مقاله درک کردم.من ۲۷ سال سن دارم؛و اینو قبول دارم ک خیلی از زن های مطلقه هستن ک ی تار موشون ارزش داره ب بعضی از دخترای امروزی یعنی اگه این فرهنگ لعنتی ک پدرو مادر مخالفت میکنن یا سرزنش میکنن پسرو واسه ازدواج با ی فرد مطلقه نبود من خودم ب شخصه دوس دارم با چنین فردی ازدواج کنم. آرزو میکنم تموم بندگان خدا ی زندگی سرشار از ارامش داشته باشن

  29. خانمهایی که میخوان درست قضاوت کنن در مورد دلایل شکست خودشون و یا علل عدم ازدواج خودشون رو بدونن اول باید یک نگاه دقیق منصفانه و منطقی به معیارهای خودشون بیندازن بدون شک موارد زیادی برای تغییر خواهند یافت

  30. همه نظرات عزیزانو خوندم من زنی ۳۷ ساله هستم از زیبایی و اخلاق کم ندارم همسرم ۱۰ سال پیش خیلی سرو گوشش می جنبید دختربازی دوست دختر با زنا میریخت رو هم یه بارم گوشیش قطع نشد با یه دختره که رفیقش بود تنها بود و من حرفاشو شنیدم حرفای عاشقانه واین منو دیوانه کرد ولی من عشقمو زندگیمو بچمو رها نکردم ادبش کردم البته بی تجربکی زیاد کردم ولی یه با ازش به دادگاه شکایت کردمو گفتم من امنیت سلامتی ندارم از ترس ابروش دیگه کلا عوض شد و این رفتار درست براش عادت شد حالا از زندگیم راضیم خوشبختم و به خودم میبالم که میدونو خالی نکردم مگه من دلمو از سر راه اوردم اون موقع با خودم فکر کردم من باید بجنگم الان شوهرم میگه چه لطفی کردی به من که منو بخشیدی .البته تا۵ .۶ سال اون حرفا کابوسم بود ولی ادم یادش میره بالاخره حرفم به خانمای عزیز اینه که مقاومت کنید من خیلی زجر کشیدم ولی زمان داغ اون دردو برام سبک کرد.ولی اگر کسی دیگه بالاجبار جدا شد هم اصلا نباید ناامید باشه و فقط باید وارد جامعه بشه چون شما باید خودتون زرنگ باشید و شانسو پیدا کنید  .ارزوی خوشبختی برای همه ی عزیزان

  31. سلام من تمام نوشته های دوستان رو خوندم و خیلی ناراحت شدم که همه ی ما به جوری مشکلات خاص خودمون رو داریم . من ۲۲ سالم هست و بهمن ۹۲ ازدواج کردم و فروردین ۹۳ به مشکل خوردم و فروردین رفتم شکایت کردم . شوهر من مشکلات اساسی و پایه ای داشت. اول با دروغ اومد جلو و با شناسنامه ی جعلی به عنوان پسر مجرد ولی بعد از ۲ ماه متوجه شدم زن داشته و من خبر نداشتم . شوهرم خیلی بد دل بود منم تحمل میکردمو میگفتم عیبی نداره اگه تو از من بدی نبینی بد دلیت خوب میشه و اعتماد میکنی . نمدونستم این مرد بیماره و بد دلیش از روی بیماریشه دست خودش نیست . همیشه به یک چیزی گیر میداد و دعوا راه مینداخت منم فقط تحمل میکردم شوهر من دست به زن داشت سر هر چیزی تو همین ۲ ماه از عقدم منو میزد بالش میگرفت جلوی دهنم و منو میزد جاهایی که دیده نمیشد موهای سرمو میکشید مشت میزد به سرم و آب دهنشو روی من انداخته بود به همه چیز شک داشت . به من میگفت تو برده ی من باش تا من باهات خوب باشم توی ۲ ماه ۱۰ کیلو از وزنم خود به خود کم شد . دقیقا داشتم احساس میکردم دارم پیر میشم آب بدنم خشک شده بود انقدر گریه میکردم که چشمام ورم کرده بود . منو حبس کرده بود توی خونه ی پدرش و همونجا وقتی میخواستم مقاومت کنم و فرار کنم از اون خونه رگ دست منو زد . شوهر من ناراحتی اعصاب داشت ..

  32. سلام من ۲ماه تو عقد بودم ولی به دلیل مشکلات اعتیاد همسرم جدا شدم متاسفانه بعد از ۵سال شدید احساس تنهایی میکنم

  33. بیشتراین مشکلاتی که گفتیدمربوط به کلانشهرها میشه توشهرهای کوچک ازین برخوردا واتفاقاخیلی کمتره

  34. امیر اقا احتملا الان با خانم مطلقه ای در ارتباط نیستی ؟

  35. حرفهاتون کاملا درسته من ی دوست دارم که مطلقه س ،خیلی مشکل براش بیش میاد

  36. سلام.سرکار این اطلااعات که راجع به مسائل و مشکلات بیوه و مطلقه ها گفتید مربوط به کلان شهر هاست مثل تهران مثل کرج و یا جاهای پر جمعیت و دارای هرج و مرج. البته که این مطلقه ها بدلیل در معرض دلسوزی دوستان و اطرافیان زودتر از خیلی از مجرد ها ازدواج خواهند کرد.چه مرد و چه زن. اما در مورد مسئله محیط کار برای جنس زن و دختر کلا این مشکلات مشمول حال این قشر میشود نه تنها زنهای مطلقه.بله…

  37. حرفاتون مزخرف بود لیسانس عمران دارم کارمند هم هستم ۲۰ سالگی ازدواج ناموفق داشتم بعد از ۳ سال با یه مهندس عمران که مجرد هم بود و ۲ سال هم از خودم کوچیکتره ازدواج کردم هرگز چنین مسائلی هم برام پبش نیومده خانواده شوهرم رابطشون باهام عالیه حتی بیشر از تصورم شما عقبید الان زنای مطلقه خواستگاراشون خیلی بیشتر دخترای مجرده

  38. ۲۴سالمه ۵ ساله و ۸ ماهه که ازدواج کردم ۸ماه اخر رو خونه پدرم هستم منتظر طلاق حس خاصی ندارم ولی خیلی ناراحتم از اینکه ۲ سال پیش که میخواستم طلاق بگیرم خانواده ام از حمایت نکردن و خودم هم اونقدر جسارت نداشتم که بخوام رو حرفم باشم و خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم و اشتباهاتی رو که ناشی از شرایط روحی خاصی بو که در اون زمان داشتم انجام دادم ولی الان همه اونایی که یه زمانی برای زندگیم تصمیم می گرفتن نیسن یه جورایی به تاوان کارایی که بعد از مخالفت بقیه با طلاقم انجام دادم خودم دور خودم حصار کشیدم چند روز دیگه نوبت دادگاهمه واقعا نمی دونم چی پیش میاد عجیب تکلیف سنگینیه بلا تکلیفی

  39. من اصلا موافق با حرفای شما نیستم من ۳۱ سالمه و الان ۴ساله از همسرم که اعتیاد داشت جداشدم من تو اون زندگی آدمی تنها وافسرده بودم ولی با امید به خداازهمسرم جداشدم وخدارابه خاطر این لطفی که درحقم کرد سپاسگزارم که منوازاون جهنم نجات دادمن از وقتی که جداشدم تا حالا خواستگارای زیادی داشتم اگه طلاق به اون طریقی که خداگفته باشه مطمین باشید دست رحمت خدا فرقی نمیکنه چه مردچه زن روی سربندهاش است من الان یه ترم دیگه لیسانس میگیرم خیلی هم اززندگیم راضیم تاحالا برای من چه تودانشگاه چه محیط بیرون خونه چه توفامیل پیش نیومده این مسایلی که شماعنوان کردید

  40. سلام با این مقاله کاملاً مخالف هستم. متاسفانه خانم دکتر بهرامی که نمیدانم دکترا در چه زمینه ای دارند بدردکار روانشناسی و مددکاری نمیخورن. دلیلش هم روشن است این خانم اصرار عجیبی دارد که مرد باید روابط نامشروع برقرار کند! مرد باید با خواهرزن مطلقه اش رابطه داشته باشد! مرد باید با همکار مطلقه اش رابطه نامشروع داشته باشد. البته ایشان باید را نمیاره ولی بطرز زیرکانه ای برای خواننده این را نداعی میکنه. این گونه نیست. من در یک کشور اروپایی زندگی مکینم. ۸ سال پیش از طریق اینترنت با خانم مطلفه ای در ایران آشنا شدم یا اینکه خودم ازدواج نکرده بودم به دیدار این خانم در ایران رفتم خیلی اسلامی در محضر ازدواج کردیم مهر همسرم ۱۴ شاخه گل رز هست. ۸ سال میگذره کمبودی نداریم و از زندگی لذت میبریم. بکارت ویا دختر بودن قبل از ازدواج تاثیری در ازدواج ندارد. تا یادم نرفته من پزشک هستم . در اروپا هم برعکس فردی که اظهار نظر کرده بودند خیلی به خانواده ارج گذاشته میشه خواهش میکنم اگر مصاحبه ای را پخش میکنید مردها اینگونه خیره سر معرفی نکنید. در اروپا هم روابط نامشروع داشته باشید به چشم خوب به شما نگاه نمیکنن یعنی ایران در این ۱۰ سال اخیر تا این درجه نزول داشته؟ بعید میدانم سپاس

  41. من ۳۱ ساله، حدود چهار سال پیش از همسرم جدا شدم. شوهرم شغلش طوری بود که باید مرتب در سفر باشه ، من تنها بودم و اون یک مرد آزاد که اصلا تنها نبود و ضعیت مالیش خوب بود همسرم هیچ وقت مفهوم تنهایی منو درک نکرد چون حس تنهایی رو حس نکرده بود، بعد از بازگشت از سفر اونقدر بازن های دیگه رابطه داشت که حسی به من نداشت و این شروع درگیری های ما بود که با طلاق ناباوراته تموم شد. متن مقاله شما همش درست بود، اما، اما، اما…. به این سادگی ها هم نیست، اولا همسرم بعد از جدایی با من دیگه نتونست با کسی ازدواج کنه ( چه اون زنایی که باهاش رابطه داشتن چه دخترای سن بالا ) این واقعا درسته که زن، زن اول و شوهر شوهر اول. این جمله قدیمیا شعار نیست واقعیته، پس زنا نیستن که فقط صدمه می بینند اونقدر طلاق ذهنو خراب می کنه که ازدواج دوم برای هر مردی سخت تر ازدواج دوم برای زن هاست . دخترای سن بالا که با مردای مطلقه ازدواج کردن و دوباره مجرد شدن و به خونه اولشون برگشتن باید حرفای منو خوب بفهمند. و اما ما زن های بخت برگشته، با سرنوشت نجنگیم از همین امروز بلند شین پیروزی تو دستای شماست، مایی که سردو گرم زندگی رو خوب حس کردیم. این شکست بزرگ عاطفی مقدمه یه پیروزی بزرگه کافیه پیداش کنی. امروز که این نامه رو تایپ می کنم یک مدیر هستم که و تولید محصولات فرهنگی دارم. منی که توی زندگی سابقم تنها و بی کار هر روز منتظر بازگشت مرد همیشه در سفری بودم که نه وفا داشت و نه گذشت. تو تنها نیستی کافیه که خودتو باور کنی.

  42. سلام.درسته تو همه قشر ولباس و…انسان بدکردار و ناشایست وجود داره.ولی دیگه همه مردا زشت خو و بدسیرت نیستن.همه چیزای بد مردا شدن:آقا گرگه-آقا دزده و…بنده دنبال یه تحقیق بودم که به این سایت برخورد کردم واین سخن خواهرانو ازوضعیت اسف بار بی اعتمادی وبدنگاه کردن جامعه دیدم… خیلی ازمردا پیغام میدنو همدردی میکنن باشماها ولی سوالم اینه که آیا شماهم با این خواهرای محترم بیوه حاضرید ازدواج کنید؟؟؟ عده قلیلی این طبع وفکرو دارن!!! منتها به این خواهرا به عنوان برادر کوچکتر نصیحتی میکنم:مردی که ابتدای زندگی بنای زندگیشو به نام تعهد میذاره وبا این لفظ میاد جلو نیمی ازاین راهو اومده.نیم دیگر این قضیه دینه!!!کسی که معنای واقعی دینو فهمیده باشه دین رو در زندگیش پیاده میکنه که این دین وآیین عشق-وفا-صمیمیت-رفاه روحی و…میاره!!! ازاین اصول دور شدیم وهمینه اگه مطالعات داشته باشیم می بینیم تو غرب چیزی به نام خونواده وجود نداره!!! شماها تنها نیستید خدارا فراموش نکنیم… محمدعلی شهبازی۲۰ ازاصفهان بازم تو این سایت میام نظربدید یاعلی

  43. سلام مردی۳۰ ساله هستم خوش اخلاق نمازهم میخونم خوشحال میشم بخشی از تنهایی کسی راپر کنم پول ندارم ولی تحصیل کرده هستم چون روانشنای خوندم فکر میکنم حرفام آب روآتیش باشه شماره ام رااز رو کلیدمبایل نوکیا پیداکن فقط پیام(۰ط۱س۰ج آ ن۰ج ب)

  44. اصلا حرف دکتر قبول ندارم وقتی ی زنی تو زندگی زجر میکشه اشک میریزه عذاب میکشه چرا باید بسوزه تحمل کن که بهش نگه مطلقع چرا طلاق بدیش مال زن مردی که اینهمه زنش عذاب میده زن بیچاره باید ننگ طلاق بدو ش بکشه یکم نگاهمون عوض کنیم

  45. السلام علیکم انا احمد من العراق کربلا ۳۴ سنه لا اجید اللغه الفارسیه وارید الزواج الموقت الشرعی عند تشرفی بزیاره الامام الرضا فهل من الممکن المساعده وشکرا

  46. سلام.من ۲۴ سال سن دارم .عاشق همسرم بودم … ۶ماه زندگی کردم به خاطر خودخواهی و علاقه بیش از حد به خانواده اش ولجبازیش منو طلاق داد هیجی ازش نمیخواستم فقط تو این مدت فحش و کتک نصیبم شد…حالا من شدم ی زن مطلقه تو این جامعه که هیچ جایگاهی نداره ازتون میخوام نگاهتونو عوض کنید و خانواده هایی که میخوان واسه پسرشون زن بگیرن فرقی بین دختر مجرد و زن مطلقه نذارن رفتار و شخصیت و خانواده واسشون ملاک باشه.ممنونم.

  47. من ۱ ساله طلاق گرفتم پدرم اوضاع مالی عالی دارد بهم اصلا گیر نمی دن اما باز هم از تنهایی داره جونم به لبم می رسه این مقاله خیلی نا امیدم کرد بهتر بود راه حل میدادی تا بترسانی از خدا خواستم یا حاجت من را بده یا مرگم بده من تقاص کدام گناهم را پس می دم

  48. من ۳۲ سال دارم تا حالا هم ازدواج نتونستم بکنم چون شرایط مادی را نداشتم با یک دختر خانمی یک رابطه ۶ ساله داشتم که ول کرد و رفت چون من توان پرداخت هزینه های ازدواجی که ایشون میخواستند که بالغ بر میلیونها تومن میشد را نداشتم و رفتن دنبال شوهری که بتونه اروزهای مادی ایشون را برآورده بکنه اینم بگما من ۶ سال فکر میکردم واقعا منو دوست داره بعد چند سال افسردگی از یک دختری خوشم اومد هی از من اصرار و هی از ایشون جوابهای متناقض گاهی مگفتند اره بعد فرداش میگفن نه بعد ۶ ماه بهم گفتن که طلاق گرفتن و من چون تا حالا ازدواج نکردم شرایط ازدواج با ایشونو ندارم الان هم هر قدر میگم برای من مطلقه بودنش مهم نیست باور نمیکنند آمارا یکی چیزی میگن ولی اونی که من تو زندگیم تجربه کردم یک چیز دیگر هست من میخوام ازدواج کنم ولی تا حالا نتوستم به نظر شما چیکار کنم ؟

  49. سلام من۳۳ سالمه ویک پسر ۵ ساله دارم ۴ ساله جدا شدم از نظر مالی مشکلی ندارم خدارو شکر که از دست یک حیوان نجات پیدا ا کردم خدا با ماست چرا تنها با شم تنها ونامید شیطانه ومن دلم بهحال همه بی فرهنگها میسوزه چون خدارو فراموش کردن امژدوارم انطانی که وتقعا دوستتون داره سر راه همه ما بیاد به امید خوشبختی همه شما

  50. سلام . زنی ۲۹ ساله هستم حدود ۸ ماه است که از همسرم جدا شده ام به دلیل خیانتی که به من کرد نتوانستم او را ببخشم ۷ سال با همسرم دوست بودم و ۷ سال نیز زندگی کردم حال دلم برای تمام اون روزهایی که به خاطر وجودش می جنگیدم تنگ شده است هنوز عاشقش هستم و نمی توانم فراموشش کنم راه حلی جلوی پایم بگذارید.ممنون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *