web icons send mail Home Page send mail ورود به سایت کاربران آنلاین تارخچه فعالیتهای شما سبد خريد راهنماي خريد
عضویت ثبت نهايي خريد پرداخت

نام تعداد مبلغ قيمت كل

فاكتور نهايي و مبلغ قابل پرداخت
  ارزش كل محصولات خريداري شده تومان
هزينه ارسال و خدمات تومان
مبلغ قابل پرداخت 0 تومان
toolbar smaler text size normall text size bigger font size print page send to friend bookmark this page
ازدواج مجدد براي زنان مطلقه

ازدواج مجدد براي زنان مطلقه

دكتر بدرالسادات بهرامي معتقد است آنچه طلاق را به معضلي اجتماعي براي زنان بدل كرده، وجود پديده تجرد ناخواسته دختران است كه ناخودآگاه شانس ازدواج مجدد براي زنان مطلقه را كم كرده و مطلقهها را به زناني بدل ميكند كه تنها داوطلباني براي ايجاد روابط جنسي دارند و نه ازدواج... دكتر بدرالسادات بهرامي، كارشناس مسائل خانواده و داراي دكتراي تخصصي روانشناسي سلامت و مدرس دانشگاه است.

خانم دكتر بهرامي! با توجه به اينكه آمار طلاق در كشور ما، البته با توجه به شرايط گذر از دوران سنتي، هنوز معضل نشده است، چرا خود واقعه طلاق با همين آمار فعلي، بحراني اجتماعي محسوب ميشود؟
طلاق يك بحران اجتماعي است چون عوارضي بهشدت اجتماعي دارد. امروز ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه متاسفانه معضلي بهنام تجرد ناخواسته دختران وجود دارد. يعني دختران بسيار خوبي آماده ازدواج هستند، اما برايشان پسران آماده ازدواجي وجود ندارد. در چنين جامعهاي يقينا آمار بالا و 35 درصدي طلاق و اضافه شدن زنان جوان مطلقه به دختران مجرد، ايجاد بحران ميكند. در گذشتههاي نه چندان دور، مطلقههاي جواني كه فرضا 24 تا 26 سال داشتند، بالاخره بعد از مدتي صبر كردن حتما با مردي 31 يا 32 ساله ازدواج ميكردند كه يك يا دو بچه هم داشت. اما امروز به خاطر پديده تجرد ناخواسته دختران، حتي مردان مطلقه 47- 48 ساله، بهراحتي ميتوانند با دختران مجرد ازدواج كنند و دختران 31 -32 سال بهراحتي داوطلب ازدواج با اين اشخاص هستند. طبعا مردان مطلقه هم ترجيح ميدهند با دختر ازدواج كنند تا زن مطلقهاي كه ممكن است تجربه تلخ شكست قبلي را وارد زندگي بكند. بنابراين مطلقههاي جوان ما متاسفانه جزو آمار زناني ميشوند كه داوطلبان زيادي براي رابطه جنسي دارند، اما هيچ داوطلبي براي ازدواج و تشكيل زندگي ندارند.
زنان مطلقه هم نهايتا چهار تا پنج سال تمام نيازهاي عاطفي و جنسي خود را سركوب كنند اما تا آخر عمر كه قادر به اين سركوب كردن نيستند. از طرف ديگر، امكان ازدواجي هم براي خود نميبينند. در نتيجه اين نيازها از آنان زناني را ميسازد كه متاسفانه در رابطههاي مكرر قرار ميگيرند و معشوقه مردان متأهل ميشوند. به اين ترتيب، زمينه اخلاقي جامعه متزلزل ميشود و خيانت به همسر، پديدهاي ميشود كه بالاترين آمار علت طلاق را بهخود اختصاص ميدهد؛ مسئلهاي كه از زمان بالا رفتن آمار طلاق و پديده تجرد ناخواسته، شايع شد.

پس امكان به انحراف رفتن زنان مطلقه وجود دارد!
در نتيجه عواملي كه گفتم، زنان مطلقه ما جزو كساني شدند كه خيلي كم داوطلبي براي ازدواج دارند اما همواره حتي همكاران آنان نيز داوطلب داشتن رابطه جنسي با آنها هستند. بهطوري كه قريب به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن اين موضوع و اينكه همكاران بدانند آنها مطلقه هستند و بالقوه ميتوانند نيازهاي جنسي همكاران خود را پاسخ دهند، اين مسئله را پنهان ميكنند. چون در صورت برملا شدن، آنقدر اذيتشان ميكنند تا آنها به دعوت همكاران براي داشتن رابطه جنسي پاسخ مثبت دهند. چراكه تا همكاران آن زن ميفهمند كه او مطلقه است، شروع ميكنند به محبت كردن به وي. امروز به محض اينكه زني مطلقه شد، از رييس و كارمند و... همه چشم طمع به او داشته و توقع دارند، زن مطلقه نياز جنسيشان را پاسخ دهد. خُب، زن اگر مشكل خانوادگي يا مالي هم داشته باشد، زمينه كشيده شدن به مفاسد اخلاقي زياد ميشود. البته زنان مطلقه معمولا در ابتدا بهشدت در مقابل اين فشارها مقاومت ميكنند و آسيب هم ميبينند. اما وقتي ميبينند اين يك داستان غيرقابل حل است و ازدواجي هم صورت نميگيرد، كمكم به اين روابط تن ميدهند و معشوقه مردان متاهل ميشوند كه يا همكارشان است و يا همسايه و يا كسي كه در آژانس مسكن برايشان خانه گرفته و... بعد هم اسير دل بستنها و دل كندنهاي متعدد ميشوند.

چه مشكلات ديگري گريبانگير زنان بعد از طلاق ميشود؟
روابط گذشتهشان دستخوش تغيير ميشود. مثلا اگر در گذشته بهراحتي و بدون دغدغه خانه خواهر خود ميرفتند، حالا خواهر بهشدت نگران رفت و آمد خواهر مطلقه جوانش است. چون بالاخره همسر او هم مرد است… نه فقط اقوام، درباره دوستان هم همين اتفاق ميافتد. اقوام زن مطلقه بهشدت از معاشرت با او پرهيز ميكنند و علامت سوالها و رفتارهايي را بروز ميدهند. پس اولين اتفاق تنها شدن و زير نگاههاي معنيدار رفتن است. دومين اتفاق آن است كه اين آدم تنهايي كه قوم و خويش او را كنار گذاشته و در زندگي هم شكست خورده، نيازي طبيعي نيز دارد. اين نياز او را به سمت رابطه ميبرد. رابطه هم ماهيتش ايجاد دلبستگي و عشق است. بعد از يك مدتي كه اهدافي حل و فصل شد، مرد سرد ميشود و حالا زن مطلقه بايد دنبال او بدود. بعد آبروريزي ميشود و زن بايد دل بكند. دل كندن باعث افسردگي ميشود، افسردگي بيمارش ميكند، بايد دارو بخورد و افت كاري يا تحصيلي پيدا ميكند و… اتفاق بد ديگر اين است كه شغل برخي كارمندان طوري است كه بايد متأهل باشند. براي همين اگر در محل كارشان به هر دليلي بفهمند كه اينها مطلقهاند، ممكن است در ماهيت حفظ يا از دست دادن كارشان تأثير بگذارد. همچنين ممكن است آنقدر در محل كار تحت فشار داوطلبان رابطه قرار بگيرد كه خودش از سر كار رفتن منصرف شود. اتفاق بد ديگر اين است كه بعد از طلاق مجبور است به خانه پدرش برگردد و از اين به بعد سايه و نفس كشيدنش هم شماره و ارزيابي ميشود و بايد حساب و كتاب پس دهد. در حاليكه او ديگر آن دختر قديم نيست. يا مجبور است خانهاي مستقل بگيرد. در اين حالت يا درآمد كافي دارد كه فقط مسائل اجتماعي گريبانگيرش ميشود يا مشكلات مالي هم دارد. قبلا تحت تكفل همسر بوده و حالا براي حفظ استقلال و براي اينكه نميخواهد بار شكست را با رفتن به خانه پدر مضاعف كند، با پول مهريه خانهاي اجاره ميكند، اما بهدليل بيكاري و مشكلات مالي مجبور ميشود تن به رابطه دهد. اولين حادثه هم اين است كه در ابتدا به زن مطلقه نميگويند، ميخواهيم با تو رابطه برقرار كنيم. اول او را تحت فشار قرار ميدهند تا بعد خودشان نقش منجي را بازي كنند. يا وقتي از زير فشار بودن خسته شد، تن به خواسته بدهد.
اين اوضاع نابسامان مشكلات اجتماعي زنان بعد از طلاق، چارهاي هم دارد؟
معضل ايجاد شده بر اثر طلاق به چند پديده اجتماعي ديگر مربوط است، مثل همان تجرد ناخواسته و... خود آسيب طلاق را نميتوان حل كرد. حتي آمار طلاق پنج درصد هم باشد، همان مشكلات معاشرت با اقوام و دوستان و... وجود دارد و قابل حل نيست. اما بايد به اين نكته توجه كرد كه انتخاب بين زندگي كردن و طلاق گرفتن، انتخاب بين بد و بدتر است. طلاق خيلي بد است، اما اگر زندگي زن از خيلي بد هم بدتر است، مجبور ميشود طلاق بگيرد. او شبيه آدمي است كه در ساختمان چند طبقهاي است كه دچار آتش سوزي شده. فرد از ترس اينكه ساختمان دچار آتش سوزي شده، پايين ميپرد. درحاليكه معلوم نيست كجا فرود ميآيد و زنده ميماند يا نه! درحالي كه شايد اگر صبر ميكرد بعد از مختصري سوختن دست و پا نجات مييافت. اين است كه بايد گاهي به راهحلهاي ديگر فكر كرد. نكته بعد اين است كه مگر هميشه ميتوانيم از نو زندگيمان را شروع كنيم؟! مگر همه آن نيروها، انگيزهها و موقعيتهاي قبلي را داريم كه بتوانيم زندگي را از نو شروع كنيم؟! واقعيت اين است كه چنين نيست. بايد ديد كدام بد و كدام بدتر است. داستان طلاق داستان خوبي نيست كه بگوييم اين زندگي بد است، طلاق بگيريم خوب ميشود.

به نظر ميرسد با تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي ميتوان اين موضوع بد را تا حدودي امري طبيعي ساخت!
بله اما اگر اين اتفاق بيفتد كه خيلي كار ميبرد. اگر برادر شما بگويد كه ميخواهد با همدانشگاهي خود ازدواج كند كه عاشقش شده، اما قبلا سه سال متأهل بوده چه برخوردي با او ميكنيد؟! به او ميگوييد: «مگر ديوانه شدي؟ مگر دختر قحط آمده؟ اينهمه دختر مجرد، آنوقت تو ميخواهي با مطلقه ازدواج كني؟ اصلا معلوم نيست براي چه طلاق گرفته... شايد عيب از او بوده!» اين ما هستيم كه جامعه را ميسازيم. اينطور نيست كه بگوييم اي زندگي بيا جامعه ما را درست كن. ما مردمان همين سرزمين هستيم. ميگوييم اينهمه دخترهاي مجرد! طلاق پديده ضد اخلاق شده چون با تجرد ناخواسته دختران مواجه هستيم. الان دخترهاي كم سن و سال حتي با مردان 40 ساله ازدواج ميكنند.

علت اين تجرد ناخواسته چيست؟
مشكل آنجايي آغاز ميشود كه پسران به دختران ميگويند اگر عاشقم هستي بايد به من سرويس جنسي بدهي. بعد هم وقتي همه سرويسها بيرون ازدواج ارائه ميشود و ازدواج هم به كاري سخت و هزينهبردار بدل شده است و... وقتي دختري خانه مجردي دوست پسر خود را تميز ميكند، برايش غذا درست ميكند و با آژانس ميفرستند و تازه پسر ميگويد تو خيلي دختر خوبي هستي، اما آشپزي آن يكي بهتر است و نوعي رقابت درست ميكند و مسابقه ميگذارد، چرا پسر ازدواج كند؟

کلمات کلیدی مطلب : زن بیوه - مطلقه - زن بی سرپرست -
تعداد بازدید : 69160
فرستنده : نفس | تاريخ : 1393/7/18 ساعت : 22:08

دوباره پیام میدم پیامهای همه عزیزان رو خوندم بنظرم طلاق هیچ زشتی نداره وپدیده عادی شده من الان 26 سالمه وجدا شدم مظمعنم خواستگارهای زیادی خاهم داشت به همه ابجی های گلم میگم به این مقاله توجه نکنن چون اکثرا حرفاش اشتباهه من خودم دبیر هستم و تو اجتماعم خدا رو شکر مشکلی ندارم افرین به بعضی اقایون طرز فکراشون عالی بود به امید ازدواج همه شما عزیزان

فرستنده : نفس | تاريخ : 1393/7/18 ساعت : 21:40

سلام من این نظر رو قبول ندارم که زنان مطلقه قراره با این همه مشکلروبرو بشن الان امار طلاق زیاد شده ودیدگاه جامعه عوض شدهمن خودم یه ازدواج ناموفق داشتم که بعد از 5 ماه زندگی به خواسته شوهرم جدا شدم یک سال هم مقاومت کردم وخواهش کردم طلاق نگیریم ولی فایده نداشت الان هم یکماهه جدا شدم خدا رو شکر مشکل خاصی ندارم با اینکه تو یه هر کوچیک زندگی میکنم ولی برخورد همه خوب بوده وامیدوارم بزودی با فرد مورد دلخواهم ازدواج کنم کی گفته طلاق چیط بدیه وقتی زندگی با طرف میسر نباشه هیچ عیبی هم نداره من خودم شاغل وتحصیلکرده هستم از قیافه خوبی هم برخوردارم الهام جونمن خیلی زندگیم شبیه تو بوده خواستی پیام بزار با هم حرف بزنیم نگران نباش خواهر گلم خدا کمکمون میکنه به خدا توکل کن

فرستنده : جواد | تاريخ : 1393/7/16 ساعت : 21:30

چرا زنهاهای ما شجاع نیستند کمی فکر کنید که الان طلاق کرفتید وضعیت خوبی ندارید پس بجای نشستند خودتون دنبال فرد مورد نظرتون برید

فرستنده : الهام | تاريخ : 1393/7/14 ساعت : 10:48

من زندگي مو باختم يكساله ازدواج كردم هنوز عكسهاي عروسي مو نگرفتم شوهرم تصميم به طلاق داره،سر يك سري اختلافات جزيي كارمون به طلاق كشيده من خواهان زندگي با ايشون هستم اما ايشون كلا به هيچ صراطي مستقيم نيست زندگي منو تباه كرد حالا هم به راحتي حرف از جدايي ميزنه،خيلي دلم گرفته،خيلي

فرستنده : عباس | تاريخ : 1393/7/4 ساعت : 11:36

از هرچی زن و دختره متنفرم الان یکساله نامزدم با صداقت جلو رفتم ولی با دروغ جواب صداقتمو داد در شرف طلاقیم تو این زمونه با این وضعیت با این دخترای زیاده خواه زندگی مجردی بهترین گزینس

فرستنده : زهرا | تاريخ : 1393/6/29 ساعت : 01:33

سلام من ۲۶سال دارم ویک هفته است که جدا شدهام توروخدا درباره ما زنهای مطلقه بدنگوید بد نگاه نکنید خودمان شکست رادیدهایم سختی کشیده ایم ماهم انسانیم حق داریم زندگی کنیم سروسامان داشته باشیم بخدا ماگناهی نداریم خسته ام نگرانم تنها کمکم کنید

فرستنده : محمد | تاريخ : 1393/6/26 ساعت : 14:03

دوست دارم ازدواج کنم

فرستنده : افسانه | تاريخ : 1393/5/23 ساعت : 14:13

من همسرم فوت کرده اهل دوستی و کثافت کاری نیستم یا خدای نکرده بخوام باعث خراب شدن زندگی کسی باشم .از سال 79 تا الان تنهم خسته شدم از تنهایی و اینکه همه مردها فقط یک هدف دارن چه مجرد چه متاهل

فرستنده : اثر | تاريخ : 1393/5/18 ساعت : 10:40

آقایون متوجه شدین بعضی زنان مطلقه خود به زندگی بی وفایی کردن و خیانت نمودن . به نظر شما این خانم که طلاق قطعی نشده خواستگاراشو از مصر چه جوری پیدا کرده . مشخصه دوستی!

فرستنده : سوسن | تاريخ : 1393/5/15 ساعت : 13:14

40سالمه 17 سال با یه بی تعهد مفت خور تنبل زندگی کردم خودم کار میکردم بعدکارمو مستقل کردم تمام زندگیم را ساپورت میکردم حتی خانوادشو چون تو یه خانه 30 متری با پدر مادرش زندگی میکردم عشقم بچه هام و کارم بود به خاطر بچه هام جون می کندم و می گفتم عیب نداره اون روزی کمی داره من کار می کنم من می تونم .ازمهربانی وسلامت و تعهد وتلاش و هر اخلاق انسانی تمام و کمال هستم و بودم تو زندگیش مثل یه مرد با مشکلات جنگیدم و موفق بودم ولی همیشه بی کس و تنها با کسی که اصلا تعهد نداشت برام بحث مالی مهم نبود برایاینکه بچه هام آسیب هم نبینند کارگر ثابت گرفته بودم که این آقا بهونه نکنه و کار کنه که اینقدر فشار رو من نباشه داقون شدم و خسته اما عشق بچه هام منو سر پا نگه می داشت تا اینکه فهمیدم که با زن داداشم دوست شده یک دفعه بخشیدمش داق دیگه ون شدم تحمل کردم ولی صداشوضبط کردم و دیدم دوباره ادامه داده نمیتونستماین خیانت کثیف به برادرم و خودم را تحمل کنم با نفرت ازش جدا شدم و ناراحت نیستم بخاطر اینکه شخصیتم تعهد هام و خیلی چیزهای دیگه برام مهم بور فقط ناراحت این هستم چرا 17 سالمو حروم کردم برای کسی که اینطوری بود بعد از جداییم با اینکه من زن جدی هستم ولی حس خوبی نداشتم اگر تو خیابون هم یکی بوق می زد حالم بد میشد عصبی می شدم تصمیم گرفتم ازدواج کنم خواستگار زیاد داشتم که از ایران برم ،فامیل دوست و... تا با پسری آشنا شدم واقعا عاشقش شدم به خاطر اینکه دقیقا مثل خودم و کاملا برعکس همسر اولم بود خانوادشون مخالف بودند خانواده من هم تقریبا ولی ما خودمون تصمیم گیرنده بودیم ازدواج کردیم خیلی خوشبختم همدیگه را دوست داریم تصمیم داریم بچه بیاریم البته با توکل به خدای مهربون خانواده همسرم بعد از 5 سال با ما من ارتباط برقرار کردن دوتا عروس دیگه هم دارن ولی همشون عاشقم هستن و من هم دوسشون دارم . من بین زن و مرد فرقی نمی بینم ما خانمها نباید انتخاب بشیم باید انتخاب کنیم .من خیلی دیدم دختر ها الان پر توقع غیر منطقی هستن و متاسفانه آقایان هم مثل مرد های قدیم قوی و متعهد نیستند یه خانمی که یک دفعه ازدواج داشته قدر یه مرد خوب و یه زندگی معمولی را بیشتر می دونه.

فرستنده : بابک | تاريخ : 1393/5/12 ساعت : 21:37

عاطی خانم من با حرفهای شما کاملا مخالفم اولا چون خودم شرایطی مثل شما دارم و با خانمهای مطلقه زیادی برخورد داشتم و صحبت کردم ، دیدم که واقعا حتی با گذشت سالهای زیادی که از طلاقشون گذشته افکار، عقاید و انتظاراتشون برای زندگی مشترک سم هست برای همینه که در برخورد با اینگونه زنان باید کاملا مواظب بود وگرنه صحبت بر سر دختر بودن و یا مطلقه بودن نیست درثانی شما مقاله رو درست نخوندی چون در اون گفت شده زنانی که از طرف خانواده حمایت نمیشن این مشکل رو دارن نه شما که حمایت میشی وسوم اینکه لحن شما ، این پیام رو انتقال میده که آی خانمهایی که در زندگی مشکل دارین طلاق بگیرین یعنی حالت ترغیب داره و این درست نیست.و در آخر اینکه چطور شما که هنوز طلاقت قطعی نشده خواستگار در خونه ات قطار شده!!شما چطور به خودت این اجازه رو دادی!!معمولا خانمهای مطلقه حدود پنج سال طول میکشه که شکست اول رو فراموش کنن و آماده ازدواج مجدد بشن اما شما هنوز اولی تموم نشده دومی رو میخوای آغاز کنی!!!مثل اینکه خودت هم بی میل به این جدایی نبودی.

فرستنده : عاطی | تاريخ : 1393/5/10 ساعت : 07:36

سلام به همه دوستان.من 26سالمه تا چند روز دیگه ان شالله جدا میشم و اصلا احساس ناراحتی و پشیمانی ندارمهمسرم بدون هیچ گونه دلیل موجهی ترکم کرد به دلیل مشکلات روحی ای که داشتن.هیچ گونه از این مسایلی که دکتر بهرامی فرمودن برام پیش نیومده خانوادم حمایت کامل دارن ازم و خودم از لحاظ اخلاقیو رفتاریو موقعیت اجتماعی کمبودی ندارم..چند تا خواستگار عالی هم دارم که مصر هستن بدلیل پاک بودن و خانواده دار بودنم هستش.ولی واقعا متاسفم برای درج چنین مقاله ای.درسته که واقعیتها تلخه ولی با درج چنین مسایل اغراق آمیزی که خیلیاشونم صحت نداره تنها کور سوی امید دل بعضی از افرادو از بین میبرین.واقعیت اینه اگر یه پسری از یک خانم با شخصیت خوششون بیاد براش دیگه فرقی نمیکنه مطلقه باشه یا مجرد.بیاین خودمون فرهنگ بسازیم از خودمون شروع کنیم.مخاطب من خاتمهای مطلقه ای هستش که با وقارو با شخصیت هستن و تنها بدلیل بدشانسی نتونستن زندگی مشترکشونو ادامه بدن.اگه با این دید نگاه کنیم که این اتفاق به عنوان یک امتحان الهیه خیلی از مسایل حل میشه..خانمهایی که جدا شدین خویشتن دار باشین و توکلتون بر خدا باشه در این صورت درهای موفقیت به سمتتون باز میشه.چند نفر از دوستان که جدا شدن دوباره ازدواج کردن با پسرایی که مجرد بودن و شرایط بسیار بهتری چه بسا بهتر از خواستکارای دوران دختریشون داشتن.امیدتونو از دست ندین و صبر داشته باشین.با آرزوی موفقیت و خوشبختی همه دوستان.

فرستنده : بابک | تاريخ : 1393/5/5 ساعت : 12:20

به گفته یک خانم دکتر روانشناس و مشاور خاواده که ممکنه اکثر شما هم صحبتهای ایشون رو شنیده باشید 90% رابطه زناشویی دردست زنان است اما در هنگام شکست این همیشه آقایون هستند که از طرف این زنان مقصرند خوانده میشوند!!!

فرستنده : سارا | تاريخ : 1393/5/5 ساعت : 11:21

مشکل اینجاس که ما خودمون جامعه وطرز فکرامونو خراب کردیم میدونید چرا برای مثال اگر من یه دختر مجرد 24 ساله باشم ویه آقای مطلقه بیاد خواستگاری من قبول میکنم اما هیچوقت یه پسر مجردی نباید با یه خانم مطلقه ازدواج کنه

فرستنده : حامد | تاريخ : 1393/5/4 ساعت : 07:32

من یک مشاور خونواده ام .هفته پیش مراجعی داشتم که 27 ساله و مطلقه بود انتظاراتش آنقدر بالا بود که یک لحظه به سلامت عقلی اش شک کردم . آزادی بی حد و حصر،مجالس مختلط با حضور همسرش، خانه بالا شهر ، ماشین مدل بالا، درآمد بالای همسر.... واقعا ماندم چه بگویم!!!!

فرستنده : سارا | تاريخ : 1393/4/30 ساعت : 10:20

گل گفتی و افتخار داره . زن باید زندگیشو نگداره . واقعا زن زندگ تویی

فرستنده : مانی | تاريخ : 1393/4/25 ساعت : 09:28

آقای امیر دقیقا اشتباهت همینه!! دختری که طلاق میگیره مشکلات روحی روانیش ده برابر میشه! تازه تو ازدواج دومش همه چی رو باهم میخواد! من با بعضی از اونایی که طلاق گرفتن مصاحبه داشتم اغلبشون مغرور متکبر و خودخواه شدن و دنباله همه چی باهمن

فرستنده : احسان | تاريخ : 1393/4/25 ساعت : 09:15

من معتقدم اگر زنی خوب باشه با مشکلات شوهرش کنار میاد و زندگی میکنه البته تنها در دوحالت هست که به نظرم طلاق زن جایزه:اول.معتاد بودن مرد و دوم. دست بزن داشتن ! بقیه موارد زن میتونه بادرایت خودش مشکلاتو حل کنه!!! اغلب این خانومها که طلاق میکیرن خودشون مشکل دارن جالبه که بعد از طلاق یا میگن اقا دست بزن داشته یا معتاد بوده!!!!! میخوام بدونم یعنی از هر 5 پسر یکی معتاده که امار طلاق 1 به 5 شده؟! جالبه بعد طلاق دوباره هم دنباله ازدواج هستن!!!!

فرستنده : رضا | تاريخ : 1393/4/23 ساعت : 09:19

با سلام. من با ازدواج مجدد صد درصد موافقم بخاطر اینکه: از لحاظ فیزیولوژی مردها تفاوت خاصی با زنان دارند دوم. دراکثر مرگ و میر هاو جنگها مردان از بین می روند و جمعیت دختران و بیوها خیل یزیاد هستش. پس گناه بیوه زنان چیست؟ مگر انسان نیستند؟ مگر نیاز به ارامش ندارند؟ سوم: این حکم خداست. در قران پس خداوند اعلم است و کلامش صد در صد با دلیل بوده. و محکم و استوار هستش کلام خدا. و در عجبم از کسانیکه می خواهند حکم خدا را نادیده بگیرند و روش غرب را طی کنند. اگر تعدد زوجات باشه این همه دختر و زن بیوه در جامعه وجود ندارد.

فرستنده : روح الله | تاريخ : 1393/4/3 ساعت : 19:27

سلام.با خوندن این مطالب واقعا خیلی واقعیت ها رو در مورد مخاطبین این مقاله درک کردم.من 27 سال سن دارم؛و اینو قبول دارم ک خیلی از زن های مطلقه هستن ک ی تار موشون ارزش داره ب بعضی از دخترای امروزی یعنی اگه این فرهنگ لعنتی ک پدرو مادر مخالفت میکنن یا سرزنش میکنن پسرو واسه ازدواج با ی فرد مطلقه نبود من خودم ب شخصه دوس دارم با چنین فردی ازدواج کنم. آرزو میکنم تموم بندگان خدا ی زندگی سرشار از ارامش داشته باشن

فرستنده : بابک | تاريخ : 1393/3/27 ساعت : 13:11

خانمهایی که میخوان درست قضاوت کنن در مورد دلایل شکست خودشون و یا علل عدم ازدواج خودشون رو بدونن اول باید یک نگاه دقیق منصفانه و منطقی به معیارهای خودشون بیندازن بدون شک موارد زیادی برای تغییر خواهند یافت

فرستنده : مینو | تاريخ : 1393/3/14 ساعت : 01:43

همه نظرات عزیزانو خوندم من زنی 37 ساله هستم از زیبایی و اخلاق کم ندارم همسرم 10 سال پیش خیلی سرو گوشش می جنبید دختربازی دوست دختر با زنا میریخت رو هم یه بارم گوشیش قطع نشد با یه دختره که رفیقش بود تنها بود و من حرفاشو شنیدم حرفای عاشقانه واین منو دیوانه کرد ولی من عشقمو زندگیمو بچمو رها نکردم ادبش کردم البته بی تجربکی زیاد کردم ولی یه با ازش به دادگاه شکایت کردمو گفتم من امنیت سلامتی ندارم از ترس ابروش دیگه کلا عوض شد و این رفتار درست براش عادت شد حالا از زندگیم راضیم خوشبختم و به خودم میبالم که میدونو خالی نکردم مگه من دلمو از سر راه اوردم اون موقع با خودم فکر کردم من باید بجنگم الان شوهرم میگه چه لطفی کردی به من که منو بخشیدی .البته تا5 .6 سال اون حرفا کابوسم بود ولی ادم یادش میره بالاخره حرفم به خانمای عزیز اینه که مقاومت کنید من خیلی زجر کشیدم ولی زمان داغ اون دردو برام سبک کرد.ولی اگر کسی دیگه بالاجبار جدا شد هم اصلا نباید ناامید باشه و فقط باید وارد جامعه بشه چون شما باید خودتون زرنگ باشید و شانسو پیدا کنید  .ارزوی خوشبختی برای همه ی عزیزان

فرستنده : فرزانه | تاريخ : 1393/3/8 ساعت : 15:21

سلام من تمام نوشته های دوستان رو خوندم و خیلی ناراحت شدم که همه ی ما به جوری مشکلات خاص خودمون رو داریم . من 22 سالم هست و بهمن 92 ازدواج کردم و فروردین 93 به مشکل خوردم و فروردین رفتم شکایت کردم . شوهر من مشکلات اساسی و پایه ای داشت. اول با دروغ اومد جلو و با شناسنامه ی جعلی به عنوان پسر مجرد ولی بعد از 2 ماه متوجه شدم زن داشته و من خبر نداشتم . شوهرم خیلی بد دل بود منم تحمل میکردمو میگفتم عیبی نداره اگه تو از من بدی نبینی بد دلیت خوب میشه و اعتماد میکنی . نمدونستم این مرد بیماره و بد دلیش از روی بیماریشه دست خودش نیست . همیشه به یک چیزی گیر میداد و دعوا راه مینداخت منم فقط تحمل میکردم شوهر من دست به زن داشت سر هر چیزی تو همین 2 ماه از عقدم منو میزد بالش میگرفت جلوی دهنم و منو میزد جاهایی که دیده نمیشد موهای سرمو میکشید مشت میزد به سرم و آب دهنشو روی من انداخته بود به همه چیز شک داشت . به من میگفت تو برده ی من باش تا من باهات خوب باشم توی 2 ماه 10 کیلو از وزنم خود به خود کم شد . دقیقا داشتم احساس میکردم دارم پیر میشم آب بدنم خشک شده بود انقدر گریه میکردم که چشمام ورم کرده بود . منو حبس کرده بود توی خونه ی پدرش و همونجا وقتی میخواستم مقاومت کنم و فرار کنم از اون خونه رگ دست منو زد . شوهر من ناراحتی اعصاب داشت ..

فرستنده : samin | تاريخ : 1392/12/23 ساعت : 21:18

سلام من 2ماه تو عقد بودم ولي به دليل مشكلات اعتياد همسرم جدا شدم متاسفانه بعد از 5سال شديد احساس تنهايي ميكنم

فرستنده : ففف | تاريخ : 1392/10/16 ساعت : 15:17

بیشتراین مشکلاتی که گفتیدمربوط به کلانشهرها میشه توشهرهای کوچک ازین برخوردا واتفاقاخیلی کمتره

فرستنده : ستاره | تاريخ : 1392/9/5 ساعت : 08:58

امیر اقا احتملا الان با خانم مطلقه ای در ارتباط نیستی ؟

فرستنده : نازنين | تاريخ : 1392/8/18 ساعت : 23:16

حرفهاتون كاملا درسته من ي دوست دارم كه مطلقه س ،خيلي مشكل براش بيش مياد

فرستنده : علی | تاريخ : 1392/8/18 ساعت : 12:11

سلام.سرکار این اطلااعات که راجع به مسائل و مشکلات بیوه و مطلقه ها گفتید مربوط به کلان شهر هاست مثل تهران مثل کرج و یا جاهای پر جمعیت و دارای هرج و مرج. البته که این مطلقه ها بدلیل در معرض دلسوزی دوستان و اطرافیان زودتر از خیلی از مجرد ها ازدواج خواهند کرد.چه مرد و چه زن. اما در مورد مسئله محیط کار برای جنس زن و دختر کلا این مشکلات مشمول حال این قشر میشود نه تنها زنهای مطلقه.بله...

فرستنده : سایه | تاريخ : 1392/8/1 ساعت : 10:27

حرفاتون مزخرف بود لیسانس عمران دارم کارمند هم هستم 20 سالگی ازدواج ناموفق داشتم بعد از 3 سال با یه مهندس عمران که مجرد هم بود و 2 سال هم از خودم کوچیکتره ازدواج کردم هرگز چنین مسائلی هم برام پبش نیومده خانواده شوهرم رابطشون باهام عالیه حتی بیشر از تصورم شما عقبید الان زنای مطلقه خواستگاراشون خیلی بیشتر دخترای مجرده

فرستنده : هستی | تاريخ : 1392/7/28 ساعت : 21:40

24سالمه 5 ساله و 8 ماهه که ازدواج کردم 8ماه اخر رو خونه پدرم هستم منتظر طلاق حس خاصی ندارم ولی خیلی ناراحتم از اینکه 2 سال پیش که میخواستم طلاق بگیرم خانواده ام از حمایت نکردن و خودم هم اونقدر جسارت نداشتم که بخوام رو حرفم باشم و خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم و اشتباهاتی رو که ناشی از شرایط روحی خاصی بو که در اون زمان داشتم انجام دادم ولی الان همه اونایی که یه زمانی برای زندگیم تصمیم می گرفتن نیسن یه جورایی به تاوان کارایی که بعد از مخالفت بقیه با طلاقم انجام دادم خودم دور خودم حصار کشیدم چند روز دیگه نوبت دادگاهمه واقعا نمی دونم چی پیش میاد عجیب تکلیف سنگینیه بلا تکلیفی

فرستنده : نرگس | تاريخ : 1392/6/17 ساعت : 00:01

من اصلا موافق با حرفای شما نیستم من 31 سالمه و الان 4ساله از همسرم که اعتیاد داشت جداشدم من تو اون زندگی آدمی تنها وافسرده بودم ولی با امید به خداازهمسرم جداشدم وخدارابه خاطر این لطفی که درحقم کرد سپاسگزارم که منوازاون جهنم نجات دادمن از وقتی که جداشدم تا حالا خواستگارای زیادی داشتم اگه طلاق به اون طریقی که خداگفته باشه مطمین باشید دست رحمت خدا فرقی نمیکنه چه مردچه زن روی سربندهاش است من الان یه ترم دیگه لیسانس میگیرم خیلی هم اززندگیم راضیم تاحالا برای من چه تودانشگاه چه محیط بیرون خونه چه توفامیل پیش نیومده این مسایلی که شماعنوان کردید

فرستنده : اشکان | تاريخ : 1392/6/10 ساعت : 21:49

سلام با این مقاله کاملاً مخالف هستم. متاسفانه خانم دکتر بهرامی که نمیدانم دکترا در چه زمینه ای دارند بدردکار روانشناسی و مددکاری نمیخورن. دلیلش هم روشن است این خانم اصرار عجیبی دارد که مرد باید روابط نامشروع برقرار کند! مرد باید با خواهرزن مطلقه اش رابطه داشته باشد! مرد باید با همکار مطلقه اش رابطه نامشروع داشته باشد. البته ایشان باید را نمیاره ولی بطرز زیرکانه ای برای خواننده این را نداعی میکنه. این گونه نیست. من در یک کشور اروپایی زندگی مکینم. 8 سال پیش از طریق اینترنت با خانم مطلفه ای در ایران آشنا شدم یا اینکه خودم ازدواج نکرده بودم به دیدار این خانم در ایران رفتم خیلی اسلامی در محضر ازدواج کردیم مهر همسرم 14 شاخه گل رز هست. 8 سال میگذره کمبودی نداریم و از زندگی لذت میبریم. بکارت ویا دختر بودن قبل از ازدواج تاثیری در ازدواج ندارد. تا یادم نرفته من پزشک هستم . در اروپا هم برعکس فردی که اظهار نظر کرده بودند خیلی به خانواده ارج گذاشته میشه خواهش میکنم اگر مصاحبه ای را پخش میکنید مردها اینگونه خیره سر معرفی نکنید. در اروپا هم روابط نامشروع داشته باشید به چشم خوب به شما نگاه نمیکنن یعنی ایران در این 10 سال اخیر تا این درجه نزول داشته؟ بعید میدانم سپاس

فرستنده : مریم | تاريخ : 1392/5/29 ساعت : 13:05

من 31 ساله، حدود چهار سال پیش از همسرم جدا شدم. شوهرم شغلش طوری بود که باید مرتب در سفر باشه ، من تنها بودم و اون یک مرد آزاد که اصلا تنها نبود و ضعیت مالیش خوب بود همسرم هیچ وقت مفهوم تنهایی منو درک نکرد چون حس تنهایی رو حس نکرده بود، بعد از بازگشت از سفر اونقدر بازن های دیگه رابطه داشت که حسی به من نداشت و این شروع درگیری های ما بود که با طلاق ناباوراته تموم شد. متن مقاله شما همش درست بود، اما، اما، اما.... به این سادگی ها هم نیست، اولا همسرم بعد از جدایی با من دیگه نتونست با کسی ازدواج کنه ( چه اون زنایی که باهاش رابطه داشتن چه دخترای سن بالا ) این واقعا درسته که زن، زن اول و شوهر شوهر اول. این جمله قدیمیا شعار نیست واقعیته، پس زنا نیستن که فقط صدمه می بینند اونقدر طلاق ذهنو خراب می کنه که ازدواج دوم برای هر مردی سخت تر ازدواج دوم برای زن هاست . دخترای سن بالا که با مردای مطلقه ازدواج کردن و دوباره مجرد شدن و به خونه اولشون برگشتن باید حرفای منو خوب بفهمند. و اما ما زن های بخت برگشته، با سرنوشت نجنگیم از همین امروز بلند شین پیروزی تو دستای شماست، مایی که سردو گرم زندگی رو خوب حس کردیم. این شکست بزرگ عاطفی مقدمه یه پیروزی بزرگه کافیه پیداش کنی. امروز که این نامه رو تایپ می کنم یک مدیر هستم که و تولید محصولات فرهنگی دارم. منی که توی زندگی سابقم تنها و بی کار هر روز منتظر بازگشت مرد همیشه در سفری بودم که نه وفا داشت و نه گذشت. تو تنها نیستی کافیه که خودتو باور کنی.

فرستنده : محمدعلی | تاريخ : 1392/5/26 ساعت : 00:42

سلام.درسته تو همه قشر ولباس و...انسان بدکردار و ناشایست وجود داره.ولی دیگه همه مردا زشت خو و بدسیرت نیستن.همه چیزای بد مردا شدن:آقا گرگه-آقا دزده و...بنده دنبال یه تحقیق بودم که به این سایت برخورد کردم واین سخن خواهرانو ازوضعیت اسف بار بی اعتمادی وبدنگاه کردن جامعه دیدم... خیلی ازمردا پیغام میدنو همدردی میکنن باشماها ولی سوالم اینه که آیا شماهم با این خواهرای محترم بیوه حاضرید ازدواج کنید؟؟؟ عده قلیلی این طبع وفکرو دارن!!! منتها به این خواهرا به عنوان برادر کوچکتر نصیحتی میکنم:مردی که ابتدای زندگی بنای زندگیشو به نام تعهد میذاره وبا این لفظ میاد جلو نیمی ازاین راهو اومده.نیم دیگر این قضیه دینه!!!کسی که معنای واقعی دینو فهمیده باشه دین رو در زندگیش پیاده میکنه که این دین وآیین عشق-وفا-صمیمیت-رفاه روحی و...میاره!!! ازاین اصول دور شدیم وهمینه اگه مطالعات داشته باشیم می بینیم تو غرب چیزی به نام خونواده وجود نداره!!! شماها تنها نیستید خدارا فراموش نکنیم... محمدعلی شهبازی20 ازاصفهان بازم تو این سایت میام نظربدید یاعلی

فرستنده : مرتضی | تاريخ : 1392/5/16 ساعت : 16:00

سلام مردی30 ساله هستم خوش اخلاق نمازهم میخونم خوشحال میشم بخشی از تنهایی کسی راپر کنم پول ندارم ولی تحصیل کرده هستم چون روانشنای خوندم فکر میکنم حرفام آب روآتیش باشه شماره ام رااز رو کلیدمبایل نوکیا پیداکن فقط پیام(0ط1س0ج آ ن0ج ب)

فرستنده : پریناز | تاريخ : 1392/5/16 ساعت : 12:37

اصلا حرف دکتر قبول ندارم وقتی ی زنی تو زندگی زجر میکشه اشک میریزه عذاب میکشه چرا باید بسوزه تحمل کن که بهش نگه مطلقع چرا طلاق بدیش مال زن مردی که اینهمه زنش عذاب میده زن بیچاره باید ننگ طلاق بدو ش بکشه یکم نگاهمون عوض کنیم

فرستنده : احمد محمد | تاريخ : 1392/5/15 ساعت : 04:54

السلام عليكم انا احمد من العراق كربلا 34 سنة لا اجيد اللغة الفارسية واريد الزواج الموقت الشرعي عند تشرفي بزيارة الامام الرضا فهل من الممكن المساعدة وشكرا

فرستنده : نسیم | تاريخ : 1392/5/15 ساعت : 03:56

سلام.من 24 سال سن دارم .عاشق همسرم بودم ... 6ماه زندگی کردم به خاطر خودخواهی و علاقه بیش از حد به خانواده اش ولجبازیش منو طلاق داد هیجی ازش نمیخواستم فقط تو این مدت فحش و کتک نصیبم شد...حالا من شدم ی زن مطلقه تو این جامعه که هیچ جایگاهی نداره ازتون میخوام نگاهتونو عوض کنید و خانواده هایی که میخوان واسه پسرشون زن بگیرن فرقی بین دختر مجرد و زن مطلقه نذارن رفتار و شخصیت و خانواده واسشون ملاک باشه.ممنونم.

فرستنده : سمانه | تاريخ : 1392/5/12 ساعت : 04:32

من 1 ساله طلاق گرفتم پدرم اوضاع مالی عالی دارد بهم اصلا گیر نمی دن اما باز هم از تنهایی داره جونم به لبم می رسه این مقاله خیلی نا امیدم کرد بهتر بود راه حل میدادی تا بترسانی از خدا خواستم یا حاجت من را بده یا مرگم بده من تقاص کدام گناهم را پس می دم

فرستنده : وحید | تاريخ : 1392/5/5 ساعت : 16:23

من 32 سال دارم تا حالا هم ازدواج نتونستم بکنم چون شرایط مادی را نداشتم با یک دختر خانمی یک رابطه 6 ساله داشتم که ول کرد و رفت چون من توان پرداخت هزینه های ازدواجی که ایشون میخواستند که بالغ بر میلیونها تومن میشد را نداشتم و رفتن دنبال شوهری که بتونه اروزهای مادی ایشون را برآورده بکنه اینم بگما من 6 سال فکر میکردم واقعا منو دوست داره بعد چند سال افسردگی از یک دختری خوشم اومد هی از من اصرار و هی از ایشون جوابهای متناقض گاهی مگفتند اره بعد فرداش میگفن نه بعد 6 ماه بهم گفتن که طلاق گرفتن و من چون تا حالا ازدواج نکردم شرایط ازدواج با ایشونو ندارم الان هم هر قدر میگم برای من مطلقه بودنش مهم نیست باور نمیکنند آمارا یکی چیزی میگن ولی اونی که من تو زندگیم تجربه کردم یک چیز دیگر هست من میخوام ازدواج کنم ولی تا حالا نتوستم به نظر شما چیکار کنم ؟

فرستنده : محدثه | تاريخ : 1392/5/4 ساعت : 13:39

سلام من۳۳ سالمه ویک پسر ۵ ساله دارم ۴ ساله جدا شدم از نظر مالی مشکلی ندارم خدارو شکر که از دست یک حیوان نجات پیدا ا کردم خدا با ماست چرا تنها با شم تنها ونامید شیطانه ومن دلم بهحال همه بی فرهنگها میسوزه چون خدارو فراموش کردن امژدوارم انطانی که وتقعا دوستتون داره سر راه همه ما بیاد به امید خوشبختی همه شما

فرستنده : فرنگ | تاريخ : 1392/4/16 ساعت : 15:06

سلام . زنی 29 ساله هستم حدود 8 ماه است که از همسرم جدا شده ام به دلیل خیانتی که به من کرد نتوانستم او را ببخشم 7 سال با همسرم دوست بودم و 7 سال نیز زندگی کردم حال دلم برای تمام اون روزهایی که به خاطر وجودش می جنگیدم تنگ شده است هنوز عاشقش هستم و نمی توانم فراموشش کنم راه حلی جلوی پایم بگذارید.ممنون

فرستنده : ساغر | تاريخ : 1392/4/4 ساعت : 12:44

با سلام : منم بعد 6 سال از همسرم جدا شدم.خدارو شکر مشکل خاصی ندارم. با اینکه خانواده گرم و صمیمی دارم و کاملا پشتم هستن و حمایتم می کنن ولی با اینحال احساس می کنم جای یکی تو زندگیم خالیه. و احساس تنهایی می کنم. به امید روزی که هیچ زنی تنها نباشه.

فرستنده : فرزانه | تاريخ : 1392/4/1 ساعت : 16:08

سلام من یک زن بیوه 24ساله هستم خیلی ناراحتم ازاینکه توجامعه ما بازن بیوه بدرفتار میشه مگه من چه گناهی کردم که زندگیم 6ماه بیشترطول نکشیدوشوهرم فوت شد درحال حاضرهم دانشجوهستم اما خیلی از این رفتار مردم جامعه ناراحتم یا از خانواده هایی که فکرمیکنن حتما آقاپسرشون باید بایه دخترازدواج کنه ماهم روزی دختربودیم هزارتا آرزو داشتیم واسه زندگیمون اما قسمت نشد امیدوارم مردم جامعه ما فرهنگشون بیشتراز این بشه.

فرستنده : زهرا | تاريخ : 1392/3/31 ساعت : 21:07

سلام من 28سال دارم دوسال جداشدم همسرم بایک زن مطلقه ارتباط داشت چندین سال وصیغش شده بود خیانتشو نتونستم قبول کنم طلاق گرفتم در ضمن یه دختر 6ساله دارم که پیش خودشونه زنه بچه دار نمیشه .مطمعنم هیچ کس به اندازه من عاشق زندگی وفرزندش نبود اما...............تنهایی داره دیونم میکنه

فرستنده : ملیحه | تاريخ : 1392/3/21 ساعت : 04:53

فاطمه خانم به نظر من شما نباید در این تفکر باشی که همه مردها غیر قابل اعتمادند؛ به قول خودتون اگر که موقعیت اجتماعی خوبی دارید احتمالا موارد مناسبی هم از خواستگارها رو خواهی داشت نباید که فرصتها رو از دست بدید، متین باشید اما کسانی را که خواهان شما هستند را ترد نکنید؛ ولی در این تصمیم که می خواهید اجازه دهید تا افراد فرصت خواستگاری کردن بیابند صفت و محکم باشید و دچار احساسات نشید که این خطر ناک هست. اگر شما الان فرصتها رو از دست بدید بعدها به شدت پشیمان می شوید؛ اصلا کسانی که خواستگارتان می توانند باشند را ترد نکنید

فرستنده : ملیحه | تاريخ : 1392/3/21 ساعت : 04:46

واقعا حرف و نگاه قشنگی بود امیر آقا. خیلی خوشحال شدم که همچین کسانی هم گر چه یک در هزار و شاید هم کمتر در جامعه ما پیدا می شه، من خودم مجردم اما می تونم ببینم مشکلاتی که دختران و زنان مجرد ما دارند در جامعه می کشند و تحمل می کنند. واقعا ناراحت کننده است، ای کاش جامعه شناسان ما اراده ای می کردندو کاری می کردند

فرستنده : سپهر والايي | تاريخ : 1392/3/20 ساعت : 10:55

سركار بيتا خانم اجرتان با خداي باريتعالي آرزوي سلامتي و شادكامي براي شما و خانواده محترمتان مينمايم

فرستنده : سپهر | تاريخ : 1392/3/19 ساعت : 11:36

به اميد آن روز كه ديدمان نسبت به مسائل و تفكرات اشتباهي كه در مورد زنان بيوه و مطلقه است تغيير كرده و با منش و طرز فكر صحيح زندگي سراسر شادي و توام با خوشبختي برايشان به ارمغان آوريم...

فرستنده : عباس | تاريخ : 1392/3/16 ساعت : 12:43

دلم میخواد با یکی حرف بزنم تا ازتنهای دربیام