کانال تلگرام پارسی طب صفحه اینستاگرام پارسی طب
خانه / بیماریها / ازدواج مجدد برای زنان مطلقه
ازدواج مجدد براي زنان مطلقه
ازدواج مجدد براي زنان مطلقه

ازدواج مجدد برای زنان مطلقه

دکتر بدرالسادات بهرامی معتقد است آنچه طلاق را به معضلی اجتماعی برای زنان بدل کرده، وجود پدیده تجرد ناخواسته دختران است که ناخودآگاه شانس ازدواج مجدد برای زنان مطلقه را کم کرده و مطلقهها را به زنانی بدل میکند که تنها داوطلبانی برای ایجاد روابط جنسی دارند و نه ازدواج… دکتر بدرالسادات بهرامی، کارشناس مسائل خانواده و دارای دکترای تخصصی روانشناسی سلامت و مدرس دانشگاه است.

خانم دکتر بهرامی! با توجه به اینکه آمار طلاق در کشور ما، البته با توجه به شرایط گذر از دوران سنتی، هنوز معضل نشده است، چرا خود واقعه طلاق با همین آمار فعلی، بحرانی اجتماعی محسوب میشود؟
طلاق یک بحران اجتماعی است چون عوارضی بهشدت اجتماعی دارد. امروز ما در جامعهای زندگی میکنیم که متاسفانه معضلی بهنام تجرد ناخواسته دختران وجود دارد. یعنی دختران بسیار خوبی آماده ازدواج هستند، اما برایشان پسران آماده ازدواجی وجود ندارد. در چنین جامعهای یقینا آمار بالا و ۳۵ درصدی طلاق و اضافه شدن زنان جوان مطلقه به دختران مجرد، ایجاد بحران میکند. در گذشتههای نه چندان دور، مطلقههای جوانی که فرضا ۲۴ تا ۲۶ سال داشتند، بالاخره بعد از مدتی صبر کردن حتما با مردی ۳۱ یا ۳۲ ساله ازدواج میکردند که یک یا دو بچه هم داشت. اما امروز به خاطر پدیده تجرد ناخواسته دختران، حتی مردان مطلقه ۴۷- ۴۸ ساله، بهراحتی میتوانند با دختران مجرد ازدواج کنند و دختران ۳۱ -۳۲ سال بهراحتی داوطلب ازدواج با این اشخاص هستند. طبعا مردان مطلقه هم ترجیح میدهند با دختر ازدواج کنند تا زن مطلقهای که ممکن است تجربه تلخ شکست قبلی را وارد زندگی بکند. بنابراین مطلقههای جوان ما متاسفانه جزو آمار زنانی میشوند که داوطلبان زیادی برای رابطه جنسی دارند، اما هیچ داوطلبی برای ازدواج و تشکیل زندگی ندارند.
زنان مطلقه هم نهایتا چهار تا پنج سال تمام نیازهای عاطفی و جنسی خود را سرکوب کنند اما تا آخر عمر که قادر به این سرکوب کردن نیستند. از طرف دیگر، امکان ازدواجی هم برای خود نمیبینند. در نتیجه این نیازها از آنان زنانی را میسازد که متاسفانه در رابطههای مکرر قرار میگیرند و معشوقه مردان متأهل میشوند. به این ترتیب، زمینه اخلاقی جامعه متزلزل میشود و خیانت به همسر، پدیدهای میشود که بالاترین آمار علت طلاق را بهخود اختصاص میدهد؛ مسئلهای که از زمان بالا رفتن آمار طلاق و پدیده تجرد ناخواسته، شایع شد.

 

دختران مجرد
دختران مجرد

 

پس امکان به انحراف رفتن زنان مطلقه وجود دارد!
در نتیجه عواملی که گفتم، زنان مطلقه ما جزو کسانی شدند که خیلی کم داوطلبی برای ازدواج دارند اما همواره حتی همکاران آنان نیز داوطلب داشتن رابطه جنسی با آنها هستند. بهطوری که قریب به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن این موضوع و اینکه همکاران بدانند آنها مطلقه هستند و بالقوه میتوانند نیازهای جنسی همکاران خود را پاسخ دهند، این مسئله را پنهان میکنند. چون در صورت برملا شدن، آنقدر اذیتشان میکنند تا آنها به دعوت همکاران برای داشتن رابطه جنسی پاسخ مثبت دهند. چراکه تا همکاران آن زن میفهمند که او مطلقه است، شروع میکنند به محبت کردن به وی. امروز به محض اینکه زنی مطلقه شد، از رییس و کارمند و… همه چشم طمع به او داشته و توقع دارند، زن مطلقه نیاز جنسیشان را پاسخ دهد. خُب، زن اگر مشکل خانوادگی یا مالی هم داشته باشد، زمینه کشیده شدن به مفاسد اخلاقی زیاد میشود. البته زنان مطلقه معمولا در ابتدا بهشدت در مقابل این فشارها مقاومت میکنند و آسیب هم میبینند. اما وقتی میبینند این یک داستان غیرقابل حل است و ازدواجی هم صورت نمیگیرد، کمکم به این روابط تن میدهند و معشوقه مردان متاهل میشوند که یا همکارشان است و یا همسایه و یا کسی که در آژانس مسکن برایشان خانه گرفته و… بعد هم اسیر دل بستنها و دل کندنهای متعدد میشوند.

چه مشکلات دیگری گریبانگیر زنان بعد از طلاق میشود؟
روابط گذشتهشان دستخوش تغییر میشود. مثلا اگر در گذشته بهراحتی و بدون دغدغه خانه خواهر خود میرفتند، حالا خواهر بهشدت نگران رفت و آمد خواهر مطلقه جوانش است. چون بالاخره همسر او هم مرد است… نه فقط اقوام، درباره دوستان هم همین اتفاق میافتد. اقوام زن مطلقه بهشدت از معاشرت با او پرهیز میکنند و علامت سوالها و رفتارهایی را بروز میدهند. پس اولین اتفاق تنها شدن و زیر نگاههای معنیدار رفتن است. دومین اتفاق آن است که این آدم تنهایی که قوم و خویش او را کنار گذاشته و در زندگی هم شکست خورده، نیازی طبیعی نیز دارد. این نیاز او را به سمت رابطه میبرد. رابطه هم ماهیتش ایجاد دلبستگی و عشق است. بعد از یک مدتی که اهدافی حل و فصل شد، مرد سرد میشود و حالا زن مطلقه باید دنبال او بدود. بعد آبروریزی میشود و زن باید دل بکند. دل کندن باعث افسردگی میشود، افسردگی بیمارش میکند، باید دارو بخورد و افت کاری یا تحصیلی پیدا میکند و… اتفاق بد دیگر این است که شغل برخی کارمندان طوری است که باید متأهل باشند. برای همین اگر در محل کارشان به هر دلیلی بفهمند که اینها مطلقهاند، ممکن است در ماهیت حفظ یا از دست دادن کارشان تأثیر بگذارد. همچنین ممکن است آنقدر در محل کار تحت فشار داوطلبان رابطه قرار بگیرد که خودش از سر کار رفتن منصرف شود. اتفاق بد دیگر این است که بعد از طلاق مجبور است به خانه پدرش برگردد و از این به بعد سایه و نفس کشیدنش هم شماره و ارزیابی میشود و باید حساب و کتاب پس دهد. در حالیکه او دیگر آن دختر قدیم نیست. یا مجبور است خانهای مستقل بگیرد. در این حالت یا درآمد کافی دارد که فقط مسائل اجتماعی گریبانگیرش میشود یا مشکلات مالی هم دارد. قبلا تحت تکفل همسر بوده و حالا برای حفظ استقلال و برای اینکه نمیخواهد بار شکست را با رفتن به خانه پدر مضاعف کند، با پول مهریه خانهای اجاره میکند، اما بهدلیل بیکاری و مشکلات مالی مجبور میشود تن به رابطه دهد. اولین حادثه هم این است که در ابتدا به زن مطلقه نمیگویند، میخواهیم با تو رابطه برقرار کنیم. اول او را تحت فشار قرار میدهند تا بعد خودشان نقش منجی را بازی کنند. یا وقتی از زیر فشار بودن خسته شد، تن به خواسته بدهد.
این اوضاع نابسامان مشکلات اجتماعی زنان بعد از طلاق، چارهای هم دارد؟
معضل ایجاد شده بر اثر طلاق به چند پدیده اجتماعی دیگر مربوط است، مثل همان تجرد ناخواسته و… خود آسیب طلاق را نمیتوان حل کرد. حتی آمار طلاق پنج درصد هم باشد، همان مشکلات معاشرت با اقوام و دوستان و… وجود دارد و قابل حل نیست. اما باید به این نکته توجه کرد که انتخاب بین زندگی کردن و طلاق گرفتن، انتخاب بین بد و بدتر است. طلاق خیلی بد است، اما اگر زندگی زن از خیلی بد هم بدتر است، مجبور میشود طلاق بگیرد. او شبیه آدمی است که در ساختمان چند طبقهای است که دچار آتش سوزی شده. فرد از ترس اینکه ساختمان دچار آتش سوزی شده، پایین میپرد. درحالیکه معلوم نیست کجا فرود میآید و زنده میماند یا نه! درحالی که شاید اگر صبر میکرد بعد از مختصری سوختن دست و پا نجات مییافت. این است که باید گاهی به راهحلهای دیگر فکر کرد. نکته بعد این است که مگر همیشه میتوانیم از نو زندگیمان را شروع کنیم؟! مگر همه آن نیروها، انگیزهها و موقعیتهای قبلی را داریم که بتوانیم زندگی را از نو شروع کنیم؟! واقعیت این است که چنین نیست. باید دید کدام بد و کدام بدتر است. داستان طلاق داستان خوبی نیست که بگوییم این زندگی بد است، طلاق بگیریم خوب میشود.

به نظر میرسد با تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی میتوان این موضوع بد را تا حدودی امری طبیعی ساخت!
بله اما اگر این اتفاق بیفتد که خیلی کار میبرد. اگر برادر شما بگوید که میخواهد با همدانشگاهی خود ازدواج کند که عاشقش شده، اما قبلا سه سال متأهل بوده چه برخوردی با او میکنید؟! به او میگویید: «مگر دیوانه شدی؟ مگر دختر قحط آمده؟ اینهمه دختر مجرد، آنوقت تو میخواهی با مطلقه ازدواج کنی؟ اصلا معلوم نیست برای چه طلاق گرفته… شاید عیب از او بوده!» این ما هستیم که جامعه را میسازیم. اینطور نیست که بگوییم ای زندگی بیا جامعه ما را درست کن. ما مردمان همین سرزمین هستیم. میگوییم اینهمه دخترهای مجرد! طلاق پدیده ضد اخلاق شده چون با تجرد ناخواسته دختران مواجه هستیم. الان دخترهای کم سن و سال حتی با مردان ۴۰ ساله ازدواج میکنند.

علت این تجرد ناخواسته چیست؟
مشکل آنجایی آغاز میشود که پسران به دختران میگویند اگر عاشقم هستی باید به من سرویس جنسی بدهی. بعد هم وقتی همه سرویسها بیرون ازدواج ارائه میشود و ازدواج هم به کاری سخت و هزینهبردار بدل شده است و… وقتی دختری خانه مجردی دوست پسر خود را تمیز میکند، برایش غذا درست میکند و با آژانس میفرستند و تازه پسر میگوید تو خیلی دختر خوبی هستی، اما آشپزی آن یکی بهتر است و نوعی رقابت درست میکند و مسابقه میگذارد، چرا پسر ازدواج کند؟



همچنین ببینید

درمان حساسیت بهاری با گیاهان | پارسی طب

حساسیت بهاری با گیاهان درمان می شود

روزها شروع به بلند شدن و گرمتر شدن کرده اند و باد بهاری با ملایمت …

۲۰۱ دیدگاه

  1. سلام به نظر من رنان مطلقه باید با مردانی با شرایط خوىشان اردواج کنندز

  2. با سلام و تشکر من یک زن مطلقه هستم؛ عنوانی که همیشه از آن واهمه داشتم.باید عرض کنم که من بطور کامل گفته های ایشون رو نقض نمیکنم؛چون خودم به شخصه موارد ذکر شده رو تجربه کردم و در اینمدت خیلی سختی کشیدم ؛ اما در کل با توجه به نگرش منفی ایشون و سرانجامی که برای یک زن مطلقه ترسیم کرده اند؛ باید عرض کنم که کاملا مخالفم و اصلا قبول ندارم.مگه همه زندگی در رابطه جنسی خلاصه میشه؟ همه چیز به دست توست؛ وقتی دستانت دردست خدا باشد؛ وقتی آنقدر عزت نفس داشته باشی که به هرناچیزی خود را نبازی؛ مطمئن باش سرافراز خواهی شد. چه بسا زنانی که دراین دوره به پیشرفتهای کاری؛ تحصیلی و… نائل شدن و حتی زندگی مشترک موفقی تشکیل داده اند. چرا باید اینقدر کوتاه فکر بود؟ در ضمن شاید ذکر این نکته هم بد نباشه که هستند آقایونی که ترجیح میدن با یک خانوم مطلقه درد کشیده کم توقع شریف و پاکدامن که تنها با همسرش رابطه داشته ازدواج کنند تا با یک دخترخانوم متوقع با یک پرونده تجرد شلوغ.

    • احسنت . نمیدونم بعضی از این به اصطلاح تحلیل گران با چه اعتماد به نفسی ذهن جامعه رو با افکار منفیشون مشوش میکنن

  3. سلام من پسری ۱۹ساله ودانشجو از مشهدهستم اگرخانومی برای ازدواج موقت حاضر اندپیغام بزارند بالاخره ازرابطه نامشروع خیلی بهتر است با تشکر

  4. با سلام و خسته نباشید ،شما خیلی شرایط را برای زنان مطلقه سخت گرفته اید من خودم از این دسته ام یعنی اسم من را نمیشه گذاشت زن مطلقه باید گذاشت دختر مطلقه دختری که چند سالی به پای شوهر و زندگیش ایستاد و احساساتش را زیر پا گذاشت و دم نزد تا شاید زندگیش رنگ دیگری بگیرد ولی حیف که اوج جوانیم بر فنا رفت چون شوهرم مشکل جنسی داشت وهم از لحاظ روانی مشکل جدی داشت ،حالا خودم هم نمیدونم جزو دخترام یاجزو زنها،بی گناه این برچسب رو پیشونیم زده شد ،حالا بعد از سه سال جدایی خواستگارای زیادی دارم ولی از ظاهرم هیچکس باورش نمیشه که من یه ازدواج ناموفق داشتم به چشم دختری که تا حالاازدواج نکرده پا پیش میزارند ولی وقتی میفهمن با کمال تعجب از پیشنهادشون انصراف میدند من دنبال یه سایتی میگشتم که افرادی مثل من که واقعا بهشون ظلم شده را باهاشون همدردی کنه و راه حلی بده ولی با خوندن این مطالب روحیه ام صد مرتبه بدتر شده ،آیا افرادی امثال من باید زندگی که هیچ چیزش دلگرمی نداشت را بایدبه پاش میسوختیم تا بمیریم؟؟؟؟؟؟

    با سلام خدمت شما

    فرمایشات شما کاملا متین و صحیح است هدف ما هم از عنوان کردن چنین مطالبی همینه که شما و امثال شما حرفهای نگفته را بگین و بحث و اظهار نظر بشه تا انشاالله سمت گیری جامعه نسبت به این قضیه عوض بشه و دختران و زنان مطلقه بتوانند به زندگی عادی برگردند

  5. سلام. خانم بهرامی خیلی شلوغش کردن این چیزهایی که گفتن عمومیت ندارد.مشکل جامعه و فرهنگ ما اینه که توی هر کاری افراط و تفریط میکنیم.اگر خوب و دقیق به قوانین قران و احادیث نگاه کنیم و آنطور که خدا خواسته عمل کنیم نه به زنان جامعه ظلم میشود نه به مردان.اسلام جایگاه هردو را در همه امورات زندگی و جامعه بطور دقیق مشخص کرده است.این مشکلات در امر ازدواج بخاطر آن هست که هریک از مرد یا زن نفع گروه خودش را در نظر میگیرد و قوانین وضع شده امروزی را به نفع خودش میخواهد. اینهاست که جامعه و نظم زندگی را بهم میریزد.و حاشیه های زیادی ایجاد میکند.آیا مردان ما به آنچه اسلام درباره زنان و زندگی مشترک گفته عمل میکنند؟ آیا زنان ما به آنچه اسلام درباره همسر داری و زندگی مشترک گفته عمل میکنند. هرگز چنین نیست.

  6. واقعیت همینه که گف ت ه شده بجای لجاجت درست اندیشه کنیم.زنان خود باعث بسیاری از ناهنجاریهای جچامعه زنان شده اند.همسرم از من طلاق گرفت چون حاضر نبود بقول خودش واسه یک مرد غذا بپزد حالا اشپز یک پیر مرد شده کاش خودم اشپزی میکردم که خودشو بدبخت نکنه

  7. مطلب از این حیث که به زنان مطلقه نمی بایست نگاه منفی داشت بسیار خوب ودر جهت فرهنگ سازی است اما از حیث مشکلات زنان پرداختن به مسئله جنسی به نظر زیاد پرداخته شده در حالیکه خیلی از مردان و زنان بعد ازدواج حس تنفر به جنس مخالف دارند که در زنان بیشتر است بهتر است مشکل زنان مطلقه در غالب هویت بررسی شود البته می دانید که ترویج بی اندازه حمایت خود باعث ترویج عادی شدن طلاق است

  8. واقعا صحبتهای خانم دهنوی قانع کننده. است . من هم با عرف غلط جامعه و افکار تحصیل کرده هایی که به این عرفها دامن میزنند وشان ومنزلتی برای زن قائل نیستند مخالفم. مرحبا سپیده خانم . مرحبا

  9. آیا این بث ها واقعا سازنده هست ؟ آیا ما عده معدود میتونیم کاری کنیم؟ و خیلی چیزا …

  10. من باحرفهای خانم دهنوی کاملا موافقم

  11. واقعا برای خودم متاسفم روزگاری فکر می کردم این افکار افرادی باتحصیلات پایین مثل شوهر من است افرادی با افکار متحجرانه اما امروز هنوز هم درس ودانش وسواد وسن نتوانسته ریشه برخی افراد زمانی قبل از ظهورپیامبر را بخشکاند زنان میتوانند ازدواج موقت کنند تا دچار مشکلات جنسی نشوند مهم ترین مساله به نظر من حفظ عزت نفس برای یک فرد است چه زن جه مرد

  12. تشکر میکنم از شما بابت مطلب خوبتون واقعا این ماییم که جامعه رو میسازیم

  13. سلام صحبتهای خانم سپیده سادات دهنوی خیلی منطقی و شنیدنی وجالبه به خاطر دیدگاه روشنشون نسبت به زنان بیوه که اکثرشون قربانی زندگی زجر اور با مردان معتاد و بیکار وتن پرور بودن به نوبه خودم واز طرف دیگر خانمهای بیوه سپاسگزاری میکنم

  14. مطالب شما در این مقاله بی اختیار آدم را تسلیم یک دیکته بدون غلط ویک جبر اجباری میکند- واقعاکه!!!!!!

  15. در هر شرایطی که هستیم و هر تصمیمی داریم فقط و فقط به خدا توکل کنیم و نه به هیچکس دیگه. درست زندگی کنیم و از هیچکس توقع نداشته باشیم که مطابق خواست ما و دلخواه ما رفتار کند و ما را درک کند. اگر نمی شود دیگران را تغییر داد سعی کنیم خودمان تغییرات درست در خودمان ایجاد کنیم که دیگران هم یا مجبور می شوند یا ناخواسته در مقابل ما تغییرات خوبی خواهند داشت.

  16. اگر واقعا به آزادی بیان اعتقاد دارید، مطالب من را نیز در سایت نمایش دهید.

  17. سلام ببنظر من مطالب نوشته شده اصلا در سطح سخنان یک دکتر نیست!! خیلی پیش افتاده است و نمی تواند برای زنان تحصیل کرده قانع کننده باشد. بگذریم که مبحث چون کلا به نفع مردان است، نیاز به قانع شدنشان نیست و مورد تایید آنان است. اگر بحث جنسیت را از موضوع طلاق حذف کنیم و سپس روی آن بحث کنیم خیلی انسانی تر است. انسان در زندگی به دنبال آرامش و رضایت درونی از شرایطش است. انسان بدنبال عزیز بودن و عزت داشتن است و اگر اینگونه نیبود چه برای زن و چه برای مرد، جای ماندن نیست. تا مظلوم هست، ظالم هم هست. یک مسلمان برای بهبود زندگیش باید تلاش کند و باید بجنگد و اگر بهبود نیافت به عنوان راه حل آخر رها کردن و رها شدن (طلاق)، خود یک گزینه است. ظلم را نباید پذیرفت وقتی ظالم آگاه شدنی نیست. دست از سر این مطالب مذخرف، رابطه جنسی و برطرف شدن مسائل جنسی هم بردارید. خجالت آور است. انسان قدر و منزلت روحی و جایگاه انسانی خود را رها کرده و بچسبد به اینکه با درد نداشتن رابطه جنسی چه کنم!!! وای بر شما!! مردان که بحمدلله، راه حل زیاد است که مشکلی پس از طلاق پیدا نکنند. برای زنان خواهشا تصمیم نگیرید. بگذارید خودشان انتخاب کنند که نیاز جنسیشان باید رفع شود، یا عزت انسانی و جایگاهشان. بحث اینکه همکاران هم پیشنهاد می دهند را هم اصلا قبول ندارم!! مگر اینکه خود زن چراغ سبز نشان دهد و الا هیچ مردی جرات ندارد به زنی کمترین نظری داشته باشد. خواهشا خانم دکتر بدر اسادات، زنها را اینقدر بدبخت و ضعیف و بی چاره نشان ندهید. گمان میکنم شما از طرفداران حذف اجازه همسر اول برای ازدواج مجدد مردان هم باشید!! خواهر من، در آن دنیا به من و شما تبریک نخواهند گفت که یک زندگی مذخرف که جایگاه و شان و منزلت زن در آن هیچ است توسط شما به نتیجه رسیده و طلاقی در آن نبوده!! چون این ظلم به خود است (حق النفس). بلکه بنظر من خداوند ما را بازخواست خواهد کرد که چرا پذیرفتن ظلم!! چرا له شدن جایگاه و شان یک زن و یا یک مرد! چرا ترس! مگر توکل نبود! مگر من نبودم! مگر توسل نبود! بیبین خواهرم مساله اینجاست که ما زنها باید بجای این حرفهای بی فایده و حقیر که درباره طلاق میزنیم، اعتماد بنفس زنان را افزایش دهیم. پیشنهاد میکنم کتاب ” آیا تو آن گمشده ام هستی ” نوشته “دکتر باربارا دی آنجلیس” را یک بار دیگر با دقت بخوانید. افکار وی که همه دینی است و همه خدایی و همه انسانی! داد دل من است بعنوان یک زن. بجای این ترس ها که ای زنها بسوزید و بسازید که چنین می شود و چنا ن میشود، از وقوع ازدواجهای نابسامان جلوگیری کنیم. فرهنگ سازی کنیم که همه برای ازدواج گواهی شرکت در کلاسهای مشاوره ای و تایید صلاحیت از مشاور و دکتر و حتی گواهی شرکت در کلاس پرورش فرزند را داشته باشند. خواهرم اشکال از ماست و الا طلاق یک گزینه است. زنان به توانمندیهای خود آگاه شده اند و مردان بواسطه سالها مرد سالاری حاضر به پذیرش نیستند. باید مردانمان را آموزش بدهیم. حالم بهم می خورد که همه چیز به صیغه و رابطه جنسی ختم می شود! برای جایگاه والای انسان متاسفم که زندگی میکند برای …. من دانشجوی دکترای تخصصی فنی هستم. نمی دانم شما حقوقدان هستید یا خیر! اما حقوقدانهای بسیاری را دیده ام که که مثل شما فکر می کنند! علت چیست؟ در همه امور اگر خدا مد نظر باشد و بدانیم که هر چه در اطراف ماست ناقص است و پر از اشکال جز خدا، و باور کنیم که بدنبال باور خود و اعتقاد شخص خود باید برویم، هیچ اتفاقی نمی افتد. تلاش و تلاش و تلاش برای بهبود زندگی، صبر و صبر و صبر برای بهبود زندگی، و اگر نشد، مطمئن باش که طلاق آنقدرها هم که می گویند بد نیست که همانطور که از معنی آن بر می آید یعنی رها شدن! یعنی رها کردن!! ما مسلمانیم و اگر دو روز از زندگیمان مانند هم باشد مواخذه خواهیم شد. خواهشا فرهنگ سازی کنیم بجای این حرفها، که مردان یاد بگیرند که مشاوره بعد از ازدواج حیاتی است. مشاوره معجزه میکند اما نمی دانم چرا مردان مقاومت میکنند و از آنسو دائما زنان را از واژه طلاق و مطلقه شدن و بیوه شدن می ترسانند. بارها برایم این سوال پیش آمده که چرا؟ با اینهمه شعوری که دارند و ادعا می کنند که دارند چرا حاضر به مطالعه و مشاوره رفتن نیستند!! غرور! غرور! غرور! لجبازی لجبازی لجبازی! راه حل: فرهنگ سازی، فرهنگ سازی! فرهنگ سازی! ضمنا پیشنهاد میکنم کتاب “جایگاه زن در اسلام” از شهید مطهری را هم مطالعه کنید. مطمئنم دیگر توصیه به زنان نخواهید کرد بسوزید و بسازید. مشکل اینجاست که ما زنها خودمان هم نمی دانیم چه می خواهیم!!! والسلام سپیده سادات دهنوی سن ۲۸ سال و ۹ ماه

  18. به نظر من شما با گفتن این مطالب مرد هارا گستاخ می کنید و زن را مجبور به تحمل فشار می کنید

  19. باابراز تشکر و قدردانی از این وبلاک من بسیار از این مطالب خوشم امد چراکه کسانی هستند که همواره در فکر این هستند که چطور یک زن مطلقه را پیدا کنند تا زمینه این کار های فاسد و شوم شانرا انجام دهند همه این موارد کاملا درست است من از مدیر محترم این وبلاک تشکر میکنم و میخواهم که یک پیشنهاد کنم که خدا کند قابل قبول بوده و در ای وبلاک ازافه کنید. مطلب این است که اگر امکان داشته باشد شما از گفتار های پیامبر صل الله علیه وسلم در این وبلاک ازافه کنید که تا خواندن این مطالت در مغد اینگونه اشخاص روشنی بیندازد تا با ایننو مخلوق که واقعا مضلوم هستند چنین کار های زشت و نا روا دا نکنند و از خداوند جل جلاله بتر سند تشکر از وبلاک شما

  20. سلام مطالب که در مورد طلاق فرمودید عالی بود ولی یک نکته بدتر هم وجود دادد واون اینکه وقتی زنی طلاق میکیرد ودر خانه مینشیند واز مرد ها بد بین میشود و یا پاک هست و به هیچ وجه حاضر نیست با مردی رابطه جنسی بر قرار کند بعد از مدتی شهوتش به صورت ناخوداگاه به او فشار می اورد و اعصابش به هم میریزد و شروع میکند به درگیر شدن با دیگران و افرادی که دور و برش هستند /در کل به نظر من نباید به هیچ وجه یک زن طلاق بگیرد اگر هم این موضوع اتفاق افتاد باید اطرافیان اجازه بدهند تا اون زن مطلقه به صورت مشروع مثلا صیغه ای با مردی دیگر رابطه جنسی برقرار کند

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *