روان درمانی
روان درمانی

روان درمانی

شفا زگفته ی شکر فشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

حافظ

در دوران دانشجویی، وقتی برای نخستین بار با اصطلاح ” روان درمانی ” آشنا شدم، تصور می کردم ” ابزاری ” است قدرتمند در دست روان شناسان، که به کمک آن می توانند بسیاری از اختلال های روان شناختی را درمان کنند. اما، به زودی متوجه شدم که این اصطلاح بسیار پیچیده تر و مبهم تر از آن است که حتی بتوان آن را تعریف نمود!

به طوری که برخی متخصصین روان درمانی همچون پروچاسکا و نورکراس، از آن به ” بازار روان درمانی ” و حتی ” جنگل روان درمانی ” یاد کرده و معتقدند، برآورد های جدید، تعداد نظام های روان درمانی را بیش از ۴۰۰ درمان گزارش کرده اند. این پراکندگی و انبوه اطلاعات، سردرگمی، گسیختگی و ناخشنودی کارشناسان بالینی، دانشجویان و حتی بیماران را به دنبال داشته است.

این امر موجب شد تا کنار تحصیلات دانشگاهی و فعالیت بالینی خود، به مطالعه و تحقیق در زمینه فلسفه، نظریه ها و فنون شرقی و غربی روان درمانی بپردازم، که حاصل آن و البته به طور اختصار در این کتاب آمده است.

هدف از نگارش این کتاب، فراهم سازی یک دستورالعمل و راهنمای مختصر و کاربردی برای متخصصین و دانشجویان روان شناسی و رشته های مربوطه است، تا در کلینک ها و مراکز مشاوره بتوانند منبعی جامع و بالینی در اختیار داشته باشند.

در نگارش این کتاب، توجه به چند نکته می تواند مفید باشد:

نخست آن که، ” فنون روان درمانی ” ، کتابی است فنی و کاربردی، برای کارشناسان و دانشجویان بخش سلامت در مراکز بالینی ( همچون روان شناس بالینی، روان پزشک، مشاور و پرستار)، که با مقدمات ” آسیب شناسی روانی ” و ” نظریه های روان درمانی “، آشنا هستند، در غیر این صورت، لازم است تا این کتب، به عنوان پیش نیاز، مطالعه شود.

در نگارش این اثر، از بسیاری از نظریات روان درمانی استفاده شده است، اما، از دو نظریه ” روان تحلیل گری ” ، و ” درمان های وجودی- انسان گرایی “، یادی نشده است. که سبب آن به دو دلیل است: نخست، بضاعت علمی و بالینی خود را در حد استفاده از این نظریات ندانستم، و دیگر آن که، در مطالعات خود، فنونی کاربردی که در چارچوب این کتاب قرار گیرد، نیافتم.

نکته دیگر برخورد دیدگاه های سنتی و نو با مفهوم ” سلامت ” است.

دیدگاه های سنتی به سلامت، به سادگی تنها دو وضعیت بیماری و سلامت را می شناسند و یک فرد یا بیمار است و یا سالم، بنابراین، سلامتی در این دیدگاه به عنوان هدف نهایی، وضعیتی مطلوب و البته ایستا در نظر گرفته می شود. در حالی که، دیدگاه های نو، بیماری و سلامت را تابع درجات دانسته و یک پیوستار سلامت را ترسیم می نماید، که از وضعیت مشرف به مرگ تا رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی (Biopsychosocial) امتداد دارد. در این دیدگاه هر کس در جایی از این پیوستار قرار دارد و یک باور یا یک رفتار نادرست، وضعیت فرد را در این پیوستار جابه جا می کند. بنابراین، چه دیدگاه سنتی، فردی را سالم تلقی کند، چه بیمار، در جایی از این پیوستار قرار دارد و تنها اقدام نظام مند و موثر برای بهروزی او، حرکت به سوی روشن ترین مکان پیوستاراست، یعنی رسیدن به سلامت برتر.

بتابراین، فنون روان درمانی، به عنوان تدبیر ( Treatment) و مداخله (Intervention) می تواند به فرد کمک نماید تا در این پیوستار سلامت قرار گیرد، اما، اگر درمانگر نسبت به پویایی سلامت و اصلاح سبک زندگی وی بی توجه باشد، فرد به مشکلات پیشین خود باز گشته و دوباره نشانه های بیماری را نشان می دهد. به این دلیل به درمانگران توصیه می گردد، تا بلافاصله پس از درمان مراجع، وی را به حال خود رها نکنند، بلکه، از طریق اصلاح سبک زندگی، آن ها را به یک زندگی پویا و فعال همراه با صداقت و مسئولیت پذیری، توجه به زمان حال و در جهت رسیدن به سلامت برتر و خود شکوفایی، دعوت نماید.

یک دیدگاه

  1. سلام.بسیا مطالب جالب توجهی بود بنده کارشناس ارشد روانشناسی عمومی هستم خوشحال میشم اگه این کتاب روان درمانی رو برایم ارسال کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *